چه باید کرد؟ تحولات سیاسی ایران و وظایف نیروهای چپ و کمونیست در این مقطع ـ رحمان حسین زاده
بخش پایانی سخنرانی رحمان حسین زاده در سمینار کلاب هاوس
دوباره تأکید کنم بحث برسر چه باید کردمان در این دوره مشخص است. مسئله تدوین چه باید کرد برای همه فصول نیست. سیرتحولات در جامعه ایران آبستن حوادث بزرگ، شاهد تغییرات زیاد خوهد بود. لذا لازمست مداومأ چه باید کردمان را آپدیت کنیم. این را هم اضافه کنم به دست دادن تبیین درست از سیر تحولات و تبدیل آن به خودآگاهی جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی و جنبش سرنگونی انقلابی، به نظرم قدم اول چه باید کرد ما کمونیستها در هر دوره است. تشخیص درست روندهای سیاسی و مبارزاتی پیش رو ضامن اتخاذ سیاستها، شعارها و تاکتیکها و اقدامات عملی پاسخگوی جدال طبقاتی و سیاسی پیش روی ما است. با فرض این نکات، در این مقطع برمحورهای زیر تأکید میکنم.
١- بعد از قتل عام وسیع و جنایتکارانه اخیر، اولین کار ما به عنوان نیروهای چپ و کمونیست تلاش برای بازگرداندن همبستگی و همیاری و احیای امیدواری در میان مردم ضربه خورده است. جمهوری اسلامی با سازماندهی نوعی نسل کشی و ادامه فشار و سرکوب بر کل جامعه میخواهد، امید به تغییر و سرنگونی جمهوری اسلامی را از مردم بگیرد. به هر شکل ممکن و از جمله از کانال گرامیداشت یاد عزیزان جانباخته در هر محله و شهر و روستا میتوان و باید همدردی و همسرنوشتی و همبستگی را با خانواده های داغدار به فرصت همیاری مادی و معنوی مردم با هم تبدیل کرد. در کنار خانواده ها و بستگان جانباختگان و دستگیرشدگان باید باشیم. در داخل و خارج بر آزادی همه بازداشت شدگان پافشاری کنیم. علیه خطر اعدام و ادامه آن اتحاد مبارزاتی ایجاد کنیم. براین بستر در محلات، کمیته ها و نهادهای همیاری را سازماندهی کنیم. اتحاد مبارزاتی آگاهانه تر با درس گرفتن از کمبودها و محدودیتهای خیزشهای تاکنونی را محکم کنیم.
٢- با وجود فروکش کردن خیزش اعتراضی این بار، تردیدی نیست جامعه متنفر از جمهوری اسلامی آرام نمیگیرد و همانند تجارب تاکنونی، برآمد اعتراض توده ای و سرنگونی طلبانه در چشم انداز است. موظفیم برای برآمد توده ای قابل انتظار و به عنوان نیروی فعاله شکل دادن به خیزش اعتراضی مجدد خود را آماده کنیم. کمبودهایمان را جبران کنیم. از جمله خیزش اخیر این واقعیت را برجسته کرد، در صحنه نبرد قطعی برای سرنگونی جمهوری اسلامی، کشمکش آلترناتیوها یک واقعیت عینی و ملموس است. هر آلترناتیوی چه چپ و یا راست، اگر پرچمدار سرنگونی جمهوری اسلامی باشد، مهر خود را بر شکل دادن به آینده بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی میزند و گام مهم جاانداختن آلترناتیو خود را برمیدارد. این واقعه کانال اصلی پرکردن خلأ رهبری در جنبش اعتراضی و سرنگونی طلبانه خواهد بود. اینجا به نظرم یک کمبود اساسی بلوک چپ و کمونیستی عرض اندام نکردن در قامت آلترناتیو سیاسی و مبارزاتی در پروسه سرنگونی و برای بعد از سرنگونی است. هنوز اپوزیسیونی عمل میکنیم. نیروهای چپ و کمونیست از جمله ما نیروهای همکار در شوراهای همکاری سراسری و کردستان هنوز در فرمت اپوزیسیون در تقابل با رژیم و در تمایز با آلترناتیو راست عمل میکنیم. ما باید به عنوان آلترناتیو کارگری و شورایی پیشکسوت سرنگونی و تأمین کننده اداره شورایی جامعه ایران عمل کنیم. ابراز وجود به مثابه نیروی آلترناتیو شورایی، صرفأ ادعای روی کاغذ و تبلیغاتی نباید باشد. بلکه ملزومات لازم آن را باید فراهم کرد. در این رابطه اولین سئوال اینست. پلاتفرم آلترناتیو شورایی شما کدام است؟ با خرسندی میتوانیم بگوییم که کنفرانس اخیر در دهم ژانویه ٢٠٢٦ با ارائه سند “منشور سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و حاکمیت شورایی در ایران” پلاتفرم آلترناتیو شورایی را ارائه کرده است و این قدم بزرگی در راستای جاانداختن آلترناتیو شورایی و حاکمیت شورایی در فردای بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی است.
٣- در قدم بعدی این مطرح است چه جریانات و یا نیروهایی پشت پلاتفرم آلترناتیو شورایی و یا متعهد به حاکمیت شورایی هستند. به نظرم در وهله اول جنبش کارگری و جنبشهای اجتماعی رادیکال متحد جنبش کارگری نیروی اجتماعی آلترناتیو شورایی هستند. این آلترناتیو امکان اعمال اراده مستقیم به کارگران و دیگر بخشهای تحت ستم و محروم میدهد. در جنبش کارگری و جنبشهای رادیکال حتی در فرصتهای محدود و با وجود فشارهای فراون اتکا به سازمانیابی شورایی و تمایل به اداره شورایی از درون جنبش کارگری سربرآورده است. در نتیجه در حال حاضر شبکه رهبران سوسیالیست جنبش کارگری و دیگر جنبشهای رادیکال لازم است و میتوانند آلترناتیو شورایی چه در مقابل سیستم سرمایه حاکم و مشخصأ در مقابل آلترناتیوهای ضد کارگری طبقات دیگر ارائه شود. جای دوری نرویم، شش جریان چپ و کمونیست ارائه دهنده سند حاکمیت شورایی ایران ماتریال اولیه و مهم تلاش برای جا انداختن آلترناتیو شورایی هستیم. شورای همکاری چپ و کمونیست در سطح سراسری و در کردستان ضروری است به عنوان بخشی از آلترناتیو شورایی ابراز وجود کنند. در این راستا تغییراتی در نحوه فعالیت و شیوه کار هر دو شورای همکاری لازم است. از جمله ما پیشنهاد کردیم، ستاد رهبری و یا هیئت علنی هدایت فعالیت شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست با سخنگوی علنی رو به بیرون اعلام موجودیت کند. تاکنون این پیشنهاد مورد تأیید همه اعضای شورای همکاری نیست. امیدواریم در آینده به این ضرورت پاسخ دهیم. همینجا پیشنهاد میکنم شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست کردستان دست به چنین اقدامی بزند. اینجا موضوع سرراست تر هم هست. چهار حزب و ترند چپ و کمونیست با سابقه مشترک فعالیت و هم جهتی زیاد در شورای همکاری کردستان فعالیت داریم. میشود هیئت هماهنگی کنونی این شورا رو به بیرون معرفی شود. سخنگوی دوره ای به نوبت از میان چهار جریان همکار در شورا تعیین شود. به عنوان یک تشکل متکی به آلترناتیو شورایی فعالیت کند. توقعم اینست این پیشنهاد در شورای همکاری کردستان عملی شود.
٤- نیروهای چپ و کمونیست و هر دو شورای همکاری سراسری و کردستان به رسانه های قویتر، زنده تر و پاسخگوتر در قبال نیازهای مبارزه در این دوره احتیاج داریم. وجود تلویزیون آلترناتیو شورایی کنونی دارای اهمیت فراوان است، اما به دلیل محدودیتها و شیوه کار تاکنونی، هنوز پاسخگو نیست. بعد از کنفرانس اخیر اقداماتی در جهت تقویت فعالیتهای تلویزیون در دستور گذاشته شده و تلاش میکنیم به نتیجه برسد. به علاوه استفاده مؤثرتر از شبکه های اجتماعی عرصه مهم دیگری است که به خوبی از آن استفاده نمیشود.
٥- در این دوره فوکوس مؤثرتر در رابطه با جنبش کارگری برای جریانات کمونیست بسیار اساسی است. اینکه در همراهی با خیزش اخیر جنبش کارگری با اعتصاباتش حضور نداشت، این سئوال را چه در مقابل رهبران و پیشروان سوسیالیست جنبش کارگری و ما کمونیستها قرار میدهد، چرا چنین است؟ و مسیر همگامی جنبش کارگری و هماهنگی جنبش اعتصابات کارگری و جنبش اعتراض توده ای با چه موانعی روبرو است؟ این مسئله با اهمیت لازمست پاسخ بگیرد. بخش مهم آماده شدن جنبش طبقاتی و انقلابی برای سرنگون کردن بورژوازی و حاکمیت جمهوری اسلامی کسب آمادگی جنبش کارگری و رهبران و پیشروان سوسیالیست آن برای ایفای نقش رهبری کل جنبش اعتراض انقلابی به منظور تعیین تکلیف نه فقط با جمهوری اسلامی، بلکه با کل بورژوازی و تأمین آلترناتیو شورایی است. در این چهارچوب سروسامان گفتن شبکه رهبران کارگری به عنوان ستون محکم تأمین رهبری با اتوریته در خود جنبش کارگری و در کل جنبش اعتراض توده ای دارای اهمیت حیاتی است.
٦- محور مهم دیگر وظایف کمونیستها در این دوره، تلاش برای ایجاد همگامی جنبش کارگری و جنبشهای اجتماعی رادیکال و مشخصأ جنبش اعتراض توده ای در خیابان و شهرها است. دو ستون اصلی به حرکت درآمدن کل پتانسیل مبارزاتی علیه سرمایه و جمهوری اسلامی در گرو همگامی سیاسی و عملی در تعیین شعار و تاکتیکها بین شبکه رهبران جنبش کارگری و جنبش توده ای در دل مبارزات و خیزشهای جاری است. به علاوه لازم به توضیح نیست، با هر درجه تغییر تناسب قوا سازمانیافتن سازمانهای توده ای چه در جنبش طبقه کارگر و در جنبش اعتراضات توده ای جزو وظایف مهم رهبران و فعالین این جنبشها در اوضاع سیاسی ایران است. مجامع عمومی و شوراها مناسبترین ظرف سازماندهی چه در جنبش کارگری و در جنبشهای اجتماعی رادیکال و جنبش اعتراض توده ای است.
٧- کار در میان نیروهای نظامی رژیم ضرورت دارد. ما کمونیستها به دلایل متعدد به آن بی توجه هستیم، اینجا وارد بررسی دلیل آن نمیشوم. ضرورتش هم توضیح نمیخواهد. فکر میکنم به آجندای کار خود باید اضافه کنیم.
٨- مسئله قابل توجه دیگر برای کمونیستها و مشخصأ شورای همکاری کردستان و نیروهای متشکل در آن وظایف ویژهای است که در مبارزات سیاسی جامعه کردستان به آن باید توجه جدی داشت. از مقطع انقلاب ٥٧ به بعد همواره شرایط متفاوت و تا حدودی مساعد مبارزاتی در جامعه کردستان عمل کرده است. کمونیسم متشکل و متحزب که خود ما جزو فعالین و سازندگان آن بوده ایم، نقش هدایت گری و رهبری کننده به عهده داشته است. در نتیجه در شرایط پرتحول سیاسی ایران و کردستان وظایف جدید را باید تشخیص داد. از جمله احتمال اینکه با تضعیف بیشتر جمهوری اسلامی براستی این امکان وجود دارد، زودتر از مرکز و بقیه مناطق ایران، جمهور اسلامی کنترل حکومتی خود را از دست بدهد. در نتیجه نقشه برچیدن سریعتر حاکمیت جمهوری اسلامی در کردستان را باید داشته باشیم. خلأ قدرتی که به وجود میاید با حاکمیت شورایی پر کنیم. این پاسخی به طرحهای جابجایی قدرت از بالای سرمردم توسط احزاب ناسیونالیست و فدرالیست خواهد بود. بدیل ما در مقابل حاکمیت احزاب و یا سیستم پارلمانی آنها هم خواهد بود.
نکته مهم دیگر همسرنوشتی مبارزاتی بین جنبش اعتراضی جامعه کردستان و جنبش اعتراضی سراسری را باید تحکیم کرد. با توجه به سابقه و پیشینه حضور قدرتمند نیروی چپ و کمونیست در کردستان و بهره مند بودن از تجارب گذشته بسرعت میتوان حاکمیت شوراهای مسلح را اجرا کرد. این مؤثرترین و کارسازترین اقدام چه در مقابل جمهوری اسلامی و چه در مقابل آلترناتیو جریانات فدرالیست و بورژوایی در کردستان است. پلاتفرم رفع ستم ملی و حل مسئله کرد از منظر کمونیستها که تدوین شده داریم، لازمست دوباره اعلام و حول آن اقدامات لازم را در دستور گذاشت. سازماندهی فعالیت حول سندی مشابه “حقوق پایه ای مردم زحمتکش” نیز در کردستان کماکان ضروری است. نیروهای کمونیست و شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست کردستان با تشخیص ضرورتهای جنبش اعتراضی و انقلابی در کردستان لازمست مداومأ خط مشی سیاسی و پراتیکی خود را آپدیت کنیم. شورای همکاری با جنبشهای اعتراضی و فعالین آن در داخل وارد سطح معینی از همفکری و ارتباط شود. لازم نیست عضوگیری کند. اما همانطور که در کنفرانس تابستان گذشته تأیید شد، کمیسیونهایی را برای ایجاد رابطه مبارزاتی با فعالین جنبش کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی ایجاد کند. در شهرهای کردستان مسئله کنترل محلات اهمیت دارد. فرصت نیست در اینجا وارد توضیحات بیشتر بشوم، در فرصت دیگر این رابیشتر باز میکنیم. طبیعی است در کردستان و حتی در سطح سراسری هم احزاب و سازمانهای چپ و کمونیست لازمست پتانسیل نظامی داشته باشند. در جامعه حزبیت یافته و مسلح کردستان تجربه به ما نشان داده بدون داشتن چنین ظرفیتی با موانع بسیار زیاد روبروخواهیم بود. واضح است شوراهاباید مسلح باشند و از حاکمیت شورایی کارگران ومردم و زندگی و امنیت شهروندان در مقابل دستجات مسلح حکومتی و غیر حکومتی دفاع کنند.
٩- وظیقه تعطیل ناپذیر دیگر چه در ابعاد سراسری و چه در کردستان نقد و آگاهگری نسبت به اهداف و سیاست و نقشه ها و طرحهای جریانات بورژوایی و ناسیونالیست و فدرالیست است. به ویژه اتکای آنها به طرحهای امپریالیستی و نقشه های ارتجاعی آمریکا و اسرائیل بسیار نگران کننده و با اتکا به خودآگاهی و اتحاد و تشکل و مبارزه نقشه مند قطب چپ و کمونیست و شورایی باید آنها را منزوی کند. ادمه تحریم و خطر جنگ و دخالت نظامی آمریکا – اسرائیل علیرغم تحمیل سطح معینی از فشار به جمهوری اسلامی، اما دهها برابر بیشتر موجب فشار بر معیشت و زندگی و امنیت مردم سیویل است. تبعات مخرب سلاح کشنده تحریم اقتصادی بر زندگی مردم و پیامدهای مضر و سنگین جنگ دوازده روزه تا حد قیچی کردن اعتصابات کارگری و مبارزات اجتماعی درس تلخی است که تکرار آن فاجعه بار است. مقابله با سیاست تحریم و جنگ و ایزوله کردن نیروهای راست مدافع این سیاستهای جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل از هم وظایف ما نیروهای چپ و کمونیست در این دوره است. همین جا این نکته را تأکید کنم، وقوع جنگ به طور اساسی صحنه سیاسی را دگرگون میکند. مانع بزرگ در مقابل جنبش کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی رادیکال و جنبش سرنگونی ایجاد میکند. جمهوری اسلامی در جهت کوبیدن جامعه و ادامه بقای خود بیشترین بهره را از آن میبرد. شرایط کارو وظایف مارا هم تغییر میدهد.
١٠- در پایان یک وظیفه اساسی دیگر همکاری و هماهنگی جدی بین شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست سراسری و کردستان است. تاکنون این هماهنگی و همکاری شکل نگرفته و حتی اقدام مشترکی صورت نگرفته است. میتوانیم و لازمست ارتباط مبارزاتی بین این دو شورا ایجاد و نهادینه کنیم.
***
این سمینار در شنبه هفدهم ژانویه ٢٠٢٦ در کلاب هاوس شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست کردستان برگزار شد. نوشته کنونی، فشرده سخنرانی ارائه شده در آنجا است، که در وقت مکتوب کردن، اندک اصلاحاتی در آن به وجود آمده است.
رحمان حسین زاده