زنان عضو “کنگره آزادی ایران!” سهیم در ساختار قدرت بورژوازی نه در مسیر رهایی! (یادداشت روز) ـ ناصر بابامیری
«کنگره آزادی ایران» (بخوانید یکی دیگر از سناریوهای سرهمبندی شده مصادره دستاوردهای چندین دهه مبارزاتی کارگران و فرودستان از قبل رهبر تراشی جهت دست بدست کردن قدرت از بالای سر جامعه) محل تجمیع بخش وسیعی از گردانندگان آن اصلاح طلبان رانده شده از حاکمیت، کهنه توده ای و اکثریتیها وسلطنت طلبان و ناسیونالیستهای قومی، حقوق بشریها و جمهوری خواهان که ترکیبی از همه این طیفهاست تا چپ ناسیونالیست کمونیسم کارگری شاخه تقوایی را در بر گرفته، و بطور مشخص لااقل دو تن از معماران اصلی “کنگره آزادی ایران!” اپوزسیون فیک رژیم ننگین جمهوری اسلامی میباشد . میخواهم بگویم همان “شورای مدیریت گذار” با ورژن دیگر و در قالب”کنگره آزادی ایران!” خود را بیان کرده است. در گزارش کنگره آمده است:« نخستین شورای مرکزی «کنگره آزادی ایران!» روز 27 اردبیهشت 1405 در حالی انتخاب شد که بیش از نیمی از کرسیها به زنان رسید. این در شرایطی است که زنان تنها حدود ۴۰ درصد اعضای مجمع عمومی این نهاد را تشکیل میدهند. در میان ۱۳ عضو شورای مرکزی همچنین نمایندگانی از حزبهای مردم بلوچستان، حیات آزاد کردستان و کومله کردستان ایران حضور دارند».
این کنگره صرفنظر از جنسیت مشارکت کنندگان ارتجاعیست و مشارکت زنان بدان وجاهت نخواهد داد! وقتی از ماهیت سرکوب دولت سرمایه داری حرف زده میشود از یک پدیده معین سخن بمیان میاید و اینکه کابینه دولت چند نفر مرد یا زن یا گارد ضد شورش مرد یا زن است اساسا صورت مسئله را تغییر نمی دهد. یا اینکه رئیس جمهور و نخست وزیر چه جنسیتی دارند!؟ بلکه از دولت و باز تولید سرکوب سیستماتیک سخن به میان میاید که مجری فرامین تعرض افسار گسیخته علیه کارگران و ان” و حامی زن، در “کنگره آزادی ایران!” ظاهر میشوند اینکه تعداد زنان بعنوان عضو شورای “کنگره آزادی ایران!” بیشتر از مردانست بخودی خود برای زنان برتری نیست. این باند و جریانات فاشیستی شاید خواسته اند نشان دهند برای زنان جایگاهی در رهبری کنگره قائلند! اما نه تنها عنصری فرودستان میباشند. به همین اعتبار وقتیکه جریانی فاشیستی یا باندفالانژیستی با فیگور مدافع “خلق های ایراز رادیکالیسم در این اقدام نیست بلکه دارند زن را هم در این تحرک ارتجاعی به جلو سناریوی کنگره می رانند. کنگره ای متشکل از طیفهای متلون بورژوازی حول افق ارتجاعی حتی با مشارکت دادن زنان در حوزه تصمیم گیری و دخالتگری ارتجاعی است و اگر این سناریو با حمایت غرب کوچک ترین شانسی برای توفیق داشته باشد که بعید بنظر می رسد، کارگران و فرودستان اعم از زنان بطور قطعی از اولین قربانیان آن خواهند بود. باند فالانژیستی آقای مهتدی و شرکایشان هنوز تلخی شکست “کنفرانس جورج تاون” رهایشان نکرده و تشخیصشان این بوده لااقل اینبار راسا خود در کنگره مشارکت نکنند کمااینکه دیگر باندها و احزاب حاضر در کنگره نیز همین رویکرد محتاطانه را پیش گرفته اند. مناسب دیده اند بجای لیدر احزاب و باندها، سخنگویانشان اعم از زن و مرد را به این “کنگره پوشالی” بفرستند! و ریاکارانه مشارکت دادن زنان را به رخ همکیشانشان بکشند!
مناسبات متوحش سرمایه داری چنان عریان ستم علیه زنان در تار و پودش ریشه دوانیده و آنرا تحت انقیاد در آورده که دیگر تشخیص یا اثباتش برای مردم عادی هم در بیان واقع امر دشواری نیست! اینکه بورژوازی هر جا منافعش اقتضا کند، برای زنان جایگاه نخست در لشکر بیکاران قائل میشود یا آنها را بعنوان کارگران ارزان به انقیاد می کشد یا آنها را بعنوان ارتش ذخیره بی اجر و مواجب به کنج خانه ها میراند همه و همه با تاریخ این نظام وارونه عجین شده است! بورژوازی وقتی خود دیوار ستم و تبعیضش علیه زنان را بخشا بدست خود زنان نیز بالا میبرد، و آنها را در تولید و باز تولید این نابرابری سهیم میکند، تفکیک جنسیتی را برنداشته است، بلکه آنرا ظاهرا با طیب خاطر زنان عمیقتر در جامعه نهادینه میکند و در اشکال امروزی تر آنرا ترفیع میدهد! از آن سیستم گرفته که زنان حقارت ملکه شدن را می پذیرند و در بخشی از سیستم به بردگی کشاندن زنان ایفای نقش میکنند تا دیگر اشکال آن که در واقع زنان را به مقام استثمارگر رسانده، تا طوق بردگی را بر گردن همنوعانشان ابدی کند و در همان گام آغازین این آزادی و برابریند که بیرحمانه سلاخی میشوند! از این سیستم گرفته تا سیستمی که در آن زن طرفدار بازار آزاد و دولت میشود، دیگر جنسیتش نزد بورژوازی کارایی دیگری دارد، حربه ای میگردد برای فریب سایر زنان که شما زنان هم می توانید به مدارج جانیان تاریخی فارغ از جنسیت ارتقاء یابید! تاریخا هم این سیستم برایش تعریف کرده که “آزادی فرد” منوط به جنسیتش نیست! شما زنان هم در این سیستم بازار آزاد، یا دولتی میتوانید زن باشید، و در مقام زن استثمار کنید. می توانید زن باشید و در قامت زن لیدر سازمان و نهادهای ناسیونالیستی و فاشیستی شوید! می توانید زن باشید و در مقام زن آزادی و برابری را از زوایه منافع این مناسبات که سودافزائی است بفهمید و معنا کنید و مروج ان باشید! می توانید زن باشید رهبر مافیاها باشید، بکشید و اعدام و ترور کنید! کمااینکه وقتی خانم تاچر طرفدار بازار آزاد میشود دیگر از نظر بورژوازی غرب جنسیتش زن است یا مرد است مهم نیست.
مهم اینست در بقای این مناسبات تاثیرگذار باشد. کمااینکه وقتکیه زن طرفدار دول بورژوازی میشود، آزادی و برابری را از زوایه قدرت دول بورژوازی تجربه میکند و میفهمد و معنا میکند و حاضر است برای پراتیک کردنش، نظیر مردان روی هر جنایتی سرپوش بگذارد. نزد بورژوازی مهم اینست سود و منفعتش در بازار تامین شود. بسیار هدفمند جنسیت در این مصاف نزد بورژوازی موقتا هم باشد امریست ثانوی.
تازه دولت و ماشین سرکوبش اعم از زنان و مردان را پشت فرامین زن در مقام تاچرها به خط و به پیاده نظام آن تبدیل میکند! این نظام کثیف و وارونه تنها در عرصه خلق جنایت است که زنان را به “مقام شامخ همنوعانش فارغ از جنسیت” در به انقیاد کشاندن بشریت می رساند و از آن فراتر هم می برد! مگر چند دهه پیش ما شاهد این صحنه در جهان نبودیم. در اینسوی جهان خانم تاچر سرمایه داری را رهبری میکند و در آنسوی جهان آقای ریگان یا گورباچف … ! هر کدام ضمن رقابتها در تلاشند جامعه بشری و خصوصا پرولتاریای جهانی را تحت انقیاد سرمایه داری جهانی درآورند و به خاک سیاه نشانند. مگر امروز در دولتهای بوژوازی نمونه های دیگر این زنان بورژوا را کم داریم. خانم «مارین لوپن» رهبر حزب راست افراطی و «جورجیا ملونی» نخست وزیر و لیدر راستها «آلیس وایدل» نمونه تیپیک رهبران فاشیستی در فرانسه و ایتالیا و آلمان میباشند، در مقام زن “جایگاهی والایی” را در تولید و باز تولید این مناسبات بسهم خود اشغال کرده اند تا دستاورهای مبارزاتی دهه های گذشته جنبش کارگری و کمونیستی را باز پس بگیرند و جامعه را به زیر فرمان راستها و فاشیستها بکشانند. یا نمونه دیگر آن خانم کریستین لاگارد وزیر سابق اقتصاد و دارائی فرانسه و رئیس پیشین صندوق بین المللی پول و سرپرست کنونی بانک مرکزی اروپا، غیراینست نزدیک به پنج دهه است در مقام زن در سیستم وارونه سرمایه داری و بطور مضاعف به انقیاد کشاندن زنان ایفای نقش میکند. احزاب بورژاوی اعم از چپ و راستش صرفنظر از جنسیت در پیشخان این سیستم مشغول خوشخدمتی اند. معلوم است سازمانها و باندهای مخوف که در حاشیه این سیستمها دارند انگل وار زندگی میکنند و از این سیستم تغذیه میکنند برای چه اهداف زنان را به مقام لیدر باندها جلو می رانند!
ناصر بابامیری
19.05.2026