نقش بخشی از رسانه های فرانسه در همدستی با کشتار حکومت اسلامی در ایران! ـ احمد بخردطبع

این مقاله بیشتر به زبان فرانسه در ارتباط با افکار عمومی نوشته شده است، زیرا برخی از نکات مندرج در آن در گذشته در مقالات ام به فارسی انعکاس یافته بود.

وقتی تاریخ مبارزات آزادیخواهانه ی مردم ایران را حداقل در سه قرن اخیر نشناسیم، با توهم آفرینی و نوعی پارانویای سیاسی روبرو می شویم که در شرایط حساس و ویژه ای میتواند حتی نتایج مخربی را موجب گردد. زمانیکه جنبش اعتراضی در سراسر کشور با شجاعتی بی نظیر علیه جمهوری اسلامی آغاز می شود، رژیم به دلیل درماندگی و ورشکستگی سیاسی، آنها را به آمریکا و اسرائیل متصل میکند و از این راه کشتار آنها را توجیه می نماید. حکومت جنایتکار مذهبی ایران، سال ها است از ترفند یاد شده برای سرکوب خونین آزادیخواهان استفاده می کند و با رهبر تجاوزکار و آدم کش خویش یعنی خامنه ای، اینگونه پروپاگاندها را از روی فریبکاری در رسانه های ایران منعکس می سازد.

۴۷ سال است که این حکومت جلاد مذهبی، کشتار دستجمعی (ژنوسید) مبارزان را پیشه کرده است. در تمام تاریخ پنج هزار ساله ایران، جمهوری اسلامی دومین پدیده ای است که بنام حکومت داخلی، شهروندان ایرانی را قتل عام نموده است ک اولین آن به سلسله ی ساسانیان و زمان پادشاهی خسرو انوشیروان جلاد مربوط میشود که در مدت فقط سه روز بیش از هشتاد هزار ایرانی مزدکی را در قرن پنجم میلادی (قبل از پیدایش اسلام) به قتل میرساند.

ایران تنها کشوری در خاورمیانه است که از نیمه ی قرن نوزده، مبارزات اعتراضی و آزادیخواهانه داشته است که متاسفانه در سال ۱۳۵۷ (۱۹۷۹)ُ قیام مذهبی را ببار می آورد و از دل آن حکومت قتل و غارت و دزدی منابع سرشار اقتصادی کشور در ارتباط با پروژه های دینی آغازیدن می گیرد. جنبش اعتراضی و آزادیخواهانه ی مردم ایرانُ بویژه از دی ماه ۱۳۹۶ (۲۰۱۷)ُ سرنگونی حکومت اسلامی را در دستور کار قرار میدهد و هر زمان که بر می خیزد، میداند که با رژیم سرکوبگر و جنایتکار باید روبرو شود ولی شجاعانه اعتراضات خود را به پیش میراند که دلایل آن، هم فقر اقتصادی و هم ریشه کن نمودن مذهب از قدرت سیاسی است.

اعتراض سال 2017 علیه گرانی و بالا رفتن قیمت بنزین آغاز شده بود که سریعا رنگ سیاسی بخود می گیرد. در چنین مسیری صدها نفر در سراسر کشور جان خود را از دست میدهند ولی از پای نمی نشینند زیرا دو سال بعد یعنی در آبان 1398 (1919)، جنبش بار دیگر اوج می گیرد که اینبار نیز قربانیان آن از مرز هزار می گذرد. سومین اعتراض بنام جنبش مهسا (ژینا) امینی، سراسر کشور را با شعار “زن، زندگی، آزادی” در می نوردد که شجاعانه تا چند ماه تداوم می یابد و در اینجا نیز قربانیان زیادی بر جای می گذارد. حکومت اسلامی در جنبش مهسا در شرایط سرنگونی قرار می گیرد، زیرا از نظر اقتصادی در تقابل اعتراضات سراسری کاملا ورشکسته شده بود. در چنین وضعیتی که در سراشیب سقوط قرار داشت، حکومت بایدن رئیس جمهور وقت ایالات متحد آمریکا با آزاد سازی چند میلیارد دلار، حکومت اسلامی ایران را از سرنگونی نجات می دهد و آمریکا چون همیشه به مردم ایران خیانت آشکار می نماید.

ولی جنبش اعتراضی که از 7 دی 1404 یعنی 28 دسامبر 2025 به دلیل اعتصاب بازاریان آغاز شده بود، به جنبش سیاسی سراسری مبدل می شود که جمهوری اسلامی همراه رهبر آن یعنی “خامنه ای” آنها را مطابق با سنوات گذشته مزدوران آمریکایی و اسرائیلی مینامند و بدین وسیله کشتار آنها را لازم و ضروری ارزیابی می کنند.

ولی در این میان حداقل بخشی از رسانه های فرانسه با توهم آفرینی و با فاصله گرفتن از حقایق، موجودیت بیشماری از عوامل “موساد” اسرائیل را در این جنبش اعتراضی، دخالت میدهند و با مصاحبه ای که کانال LCI  با یکی از نظامیان سرویس مخفی اسرائیل بنام Raphael Jerusalemy بعمل میآورد، او اعلام میدارد که ما در این جنبش سراسری حضور فعال داریم و اینگونه هم بسیج و سازماندهی اعتراضات را بنام کشور خود یعنی اسرائیل مصادره میکند و هم با طرح اینگونه فریبکاری، صحت گفتار و پروپاگاندهای جمهوری اسلامی تایید می شود که در نتیجه دست رژیم جنایتکار اسلامی علیه کشتار جنبش آزادیخواهانه مردم ایران شکل عملی بیشتری به خود میگیرد.

واقعیت این است که موجودیت جمهوری اسلامی نه فقط در منطقه ی خاورمیانه بلکه در سراسر جهان به نفع اسرائیل است، زیرا اینگونه با مواضع تخریب گرایانه که جمهوری اسلامی در ارتباط با اسرائیل ارائه میدهد و در همکاری مستقیم با نیروی واپسگرا و انتگریست اسلامی حماس و نیز با حزب اله لبنان، علوی های سوریه، حوثی های یمن و حشدالشعبی عراق و… سرنوشت سیاسی را رقم می زند و منابع مالی و اقتصاد کشور را که باید در خدمت 90 میلیون شهروند ایرانی قرار گیرد، در اختیار آنها می گذارد، میتواند دولت راست افراطی و جلاد اسرائیل را با مظلوم نمایی، مشروعیت جهانی بخشد و حتی کشتار فلسطینی ها به حاشیه رانده شود.

بخشی از رسانه های فرانسه فریب کاری دیگری را به صحنه میآورند و جنبش اعتراضی و آزادیخواهانه مردم ایران را بیش از بیش به نظام پادشاهی منتسب میسازند و با شعارهایی که گروه کوچکی در تظاهرات به سود سلطنت مطرح می کنند (که البته حق دموکراتیک هر انسانی است که عقاید سیاسی خود را آزادانه عنوان دارد)، رهبری را به دست “رضا پهلوی” پسر شاه سابق میسپارند ، در صورتیکه اکثریت جنبش اعتراضی کنونی از جوانان، دانش آموزان، دانشجویان و کارگران و بیکاران تشکیل شده است که هیچ ربطی به نظام شاهی ندارد. در یک جنبش عظیم اعتراضی یک یا چند نفر نیز می توانند عکس “رضا پهلوی” را حمل کنند ولی مطمئن باشید که سلطنت طلبان که همه ی آنها راست افراطی و نوعی فاشیست های ایرانی میباشند و بویژه به حقوق سایر ملت های ایرانی احترامی قائل نیستند و نیز علیه شعار “زن، زندگی، آزادی” می باشند، نمی توانند قدرت سیاسی را کسب کنند.

در اینجا ما با پدیده ی دیگری روبرو می شویم و آن مواضع  سیاسی “رونالد ترامپ” در ارتباط با جنبش اعتراضی و انقلابی ایران است. ایشان نیز با طرح دخالت نظامی (که در نهایت رژیم را سرنگون نخواهد کرد) باصطلاح قصد دارد چهره ی “صلح طلب و آزادیخواهانه” خود را آشکار سازد که توهم و تجاوز به حقوق شهروندان ایران است.. او نیز با اینگونه سیاست ها، پروپاگاندهای جنایتکارانه ی جمهوری اسلامی را مشروعیت می بخشد یعنی کشتار معترضین را سرعت هر چه بیشتری می دهد.

باید به بخشی از رسانه های فرانسه اعلام نمود که از طرح گزارشات غیر واقعی در ارتباط با جنبش اعتراضی دست بردارند و سعی کنند بیش از بیش حقایق را به افکار عمومی ارائه دهند. آزادی نظری و ارائه ی آن حق طبیعی هر رسانه ای است ولی نه بطریقی که کشتار جوانان معترض انقلابی را سرعت بیشتری بخشد. در این مورد باید از فریب کاری های دولت راست افراطی اسرائیل فاصله گرفت، زیرا در ارتباط با “رضا پهلوی” و حداقل ناچیزی از سلطنت طلبان، میتوانند تابلوی “موساد” را بالا ببرند ولی هرگز این دو پدیده یعنی دولت راست افراطی اسرائیل و سلطنت طلبان ایرانی، موفقیتی بدست نخواهند آورد.

واقعیت این است که دولت راست افراطی اسرائیل به دلیل تجربه ی جنگ ۱۲ روزه از جمهوری اسلامی ایران هم می ترسد و هم نیز آنها را میترساند ولی در رابطه با جنبش اعتراضی کنونی از انتشار اخبارهای غیر واقعی و فریب کارانه اجتناب ورزد و خود را به جنبش اعتراضی و انقلابی ایران نچسباند. امکان دارد در مقطع مشخص کنونی نظام اسلامی سرنگون نشود ولی در تداوم اعتراضاتی که در آینده بطور حتم آغاز خواهد گردید، جمهوری اسلامی ایران به زباله دان تاریخ سقوط خواهد کرد. باید دانست که این مردم انقلابی ایران هستند که سرنوشت خود را رقم خواهند زد.

About admin

Check Also

بیانیه ـ آزادی، رفاه، برابری در گرو تبدیل جنگ به انقلاب است

جمهوری اسلامی در بی‌سابقه‌ترین قتل عام‌ تاریخ معاصر ایران، با کشتاری از پیش‌ برنامه‌ریزی‌شده، سازمان‌یافته، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *