نمایش جنگی یا گسترش جنگ در منطقه؟ ـ آذر ماجدی

پس از دو هفته انتظار جمهوری اسلامی به اسرائیل حمله کرد. این حمله پس از مذاکرات پشت پرده با آمریکا و با اطلاع قبلی زمان حمله انجام گرفت. طبق تعریف این عملیات تلافی جویانۀ نمایشی برای حفظ آبرو و نه ایجاد خرابی و ویرانی بود. رژیم اسلامی رسما اعلام کرده است که قصد تحریک و گسترش جنگ ندارد، اما مجبور بوده که تلافی کند. دو روز بعد اسرائیل به ایران، نزدیک اصفهان حمله کرد. گزارشات تناقض آمیز است. جمهوری اسلامی اعلام می کند که هیچ خرابی و خسارتی پیش نیامده، اسرائیل مدعی است که یک پایگاه را زده و به سیستم رادار نزدیک پایگاه هسته ای صدمات جدی وارد آمده است.

چشمان نگران بسوی خاورمیانه دوخته شده است. نفس در سینۀ مردم منطقه حبس گشته است. آیا خاورمیانه قربانی یک جنگ خانمان برانداز دیگر خواهد شد؟ آیا ایران نیز به لیست ویرانه ها، افغانستان، عراق، لیبی، سوریه، یمن، و فلسطین خواهد پیوست؟ در چند روز اخیر این سوالات در راس اخبار و مباحث سیاسی بوده است. گسترش جنگ به ایران، اما، به ایران محدود نخواهد شد. ابعاد گسترده و بین المللی خواهد داشت. فی الحال روسیه اعلام کرده است که اگر ایران مورد حمله قرار گیرد، واکنش نشان خواهد داد.

 این عملا بمعنای جرقۀ جنگ جهانی سوم است. فی الحال میان فرانسه و روسیه در آفریقا جدال جدی وجود دارد. در شرایطی گه فرانسه هنوز از مستعمرات “سابق” اش مالیات استعماری می گیرد، روسیه تمام بدهی های کشورهای آفریقایی را بخشیده است و گفته می شود که، در مستعمره های سابق فرانسه که علیه دولت دست نشانده فرانسه کودتا کرده اند، حضور دارد، از جمله نیجر و بوکینا فاسو. طبق سنت سی سال اخیر، غرب از تروریست های اسلامی برای آشوب و رژیم چنج استفاده می کند؛ القاعده به بوکینا فسا گسیل داشته شده که در حال جنگ با ارتش است.

سوال اینجاست: آیا این جنگ گسترش می یابد؟

برای یافتن پاسخ به سخنان سیاستمداران و رسانه های بستر اصلی نمی توان اتکاء کرد. آنها دائما مشغول ارائه یک روایت دروغین از رویدادها و سیر وقایع اند. از لابلای سخنان و گاف های اتفاقی و تناقضات روایات می توان نیت و اهداف واقعی را حدس زد. هنوز با قاطعیت نمی توان نظر داد. اما اسرائیل علنا جنگ افروزی و تحریک می کند. شاهد حضور چهره های اپوزیسیون دست راستی ایرانی در رسانه های بستر اصلی هستیم، از جمله رضا پهلوی. اینها بی مهابا از اسرائیل دفاع می کنند و عملا خواهان دخالت اسرائیل و آمریکا هستند.

از وحوشی که تحت نام دوقطب متخاصم تروریست بر منطقه فرمان می رانند، هیچ میزان جنایت و ویرانگری خارج از انتظار نیست. مساله اینجاست که آیا از نظر آمریکا و غرب هم اکنون زمان گسترش جنگ فرا رسیده یا خیر. فاکتورهای مختلف و متعددی در این تصمیم گیری دخیل اند. در این قطب، برخی بر این نظرند که تا کنون به بسیاری از اهدافشان دست یافته اند، غزه عملا پاکسازی شده، استخراج گاز در شرف آغاز است، منطقه یک مرحله بیشتر ویران و به تمدن برگشت ناپذیر تر شده است، لذا گسترش جنگ در این لحظه لازم و مفید نیست. برخی معتقدند باید جنگ را گسترش داد. اینها خواهان دامن زدن به جنگ جهانی سوم اند.

تا آنجا که به قطب مقابل باز می گردد، آنها خواهان حفظ تنش هستند، اما خواهان گسترش جنگ نیستند. بطور مشخص رژیم اسلامی از وجود تنش بهره مند می شود. همین تنش دو هفته اخیر، حمله اسرائیل به کنسولگری ایران در سوریه و حمله ایران به اسرائیل محوبیت رژیم اسلامی را در منطقه افزایش داده است. بسیاری از طرفداران مردم فلسطین که از همدستی و ریاکاری دولت های منطقه مشمئز شده اند، حمله رژیم اسلامی به اسرائیل را بعنوان یک حرکت شجاعانه در دفاع از مردم فلسطین دیدند. برای برخی حتی شاید بُعد سیاسی مساله مطرح نیست، مساله احساسی است، بقول معروف دلشان خنک شد! این درگیری تاکنون بنفع رژیم اسلامی تمام شده است. بدون هزینه زیاد اعتبارش افزایش یافته است. اما گسترش جنگ باحتمال بسیار زیاد به نابودی جمهوری اسلامی می انجامد و رژیم روشن است که طالب چنین آینده ای نیست. لذا، می کوشد با دقت بسیار روی یک طناب باریک راه برود. حفظ آبرو و قدرت نمایی کند اما وارد جنگ نشود. حاصل این جنگ ویرانی و کشتار گسترده در ایران خواهد بود. سرنوشتی همچون عراق یا سوریه.

بغیر از رسانه های بستر اصلی، تحلیل هایی که از واکنش جمهوری اسلامی ارائه می شود، جملگی با تحسین از نقشه عمل و روش پیاده کردن آن صحبت می کنند. بویژه آنکه طی این عملیات کسی کشته نشد و اسرائیل و آمریکا هزینه هنگفتی بابت دفع موشک ها و پهباد ها متقبل شدند. در عین حال همه تقریبا متفق القول اند که این یک نمایش جنگی بود؛ طی دو هفته از حمله اسرائیل، جمهوری اسلامی با آمریکا مشغول مذاکره بود. قرار مدار ها گذاشته شده بود. قبل از آغاز حمله، سپاه زمان آنرا اطلاع داده بود؛ یعنی اسرائیل، آمریکا و دولت های منطقه مطلع بودند و فضای هوایی شان را مسدود کرده بودند. به گفته دولت اسرائیل 99 درصد موشک ها و پهبادها خنثی شده، این ادعا اکنون زیر سوال رفته است. بخش عمده موشک ها و پهبادها توسط آمریکا خنثی شده است. علاوه بر آمریکا بریتانیا و اردن و گفته می شود عربستان سعودی نیز در دفاع از اسرائیل شرکت داشتند. اکنون اعلام شده که سه پایگاه ارتش اسرائیل در این حمله ویران شده است.

اما این پیش پرده جنگ فقط به نفع جمهوری اسلامی تمام نشد، اسرائیل نیز از این جنگ بهره مند شد. نزدیک به سه هفته نظرها از غزه و کشتار و قتل عام مردم  منحرف و به احتمال جنگ میان اسرائیل و ایران متمرکز شد. بویژه پس از حمله به امداد گران و قتل آنها، اسرائیل بشدت زیر فشار قرار گرفته بود. این حمله به اسرائیل فرصت تنفس داد. احتمال بروز جنگ میان ایران و اسرائیل امداد گران قتل عام شده را به خاموشی به خاک سپرد. اسرائیل به این ترتیب برای خود وقت خرید. یک تاکتیک کاملا حساب شده.

ما همواره اعلام کرده ایم که این دو قطب در دست هم بازی می کنند. اینها با هم برای نابودی یکدیگر نمی جنگند، تمام این جنگ و تروریسم و ویرانی برای حاکمیت نظم نوین جهانی و قلدر منشی آمریکاست. روز پنجشنه ناتنیاهو طرح دولت برای بازسازی ستلمنت* در غزه به مبلغ 19 میلیارد شکلز (بیش از 5 میلیارد دلار) را اعلام کرد. این خبر درست زمانی که دنیا در شوک حمله جمهوری اسلامی و در هراس از گسترش جنگ قرار دارد، علنی شد. بهترین شرایط ممکن برای کمترین جلب توجه. شاه اردن رسما اعلام کرده که پناهنده ای از غزه نخواهد پذیرفت، مصر نیز به همین ترتیب. طی این هیاهو بر سر گسترش جنگ، مشغول مذاکره بر سر سرنوشت مردم بخت برگشته غزه بوده اند. حدود دو میلیون انسان را می خواهند از غزه بیرون بریزند.

پردۀ بعدی نمایش

خاورمیانه در یکی از حساس ترین لحظات تاریخ خود قرار دارد. اگر آمریکا و غرب قصد گسترش جنگ را داشته باشند، بویژه با احتمال بسیار بالای پیروزی روسیه در جنگ اوکراین و عقب نشینی هایی که در آفریقا متحمل شده اند، حمله اسرائیل به ایران و بالا گرفتن آتش جنگ قطعی خواهد بود. سوال اینجاست که با توجه به شرایط جهانی، جنبش اعتراضی توده ای میلیونی و انزجار وسیع بین المللی از اسرائیل و آمریکا و غرب بخاطر جنایت و نسل کشی، آیا آمریکا و متحدینش توانایی گسترش جنگ در شرایط حاضر را در خود می بینند یا خیر.

از پایان جنگ سرد جنگ و ویرانی در خاورمیانه بشدت گسترش یافته است. سی سال پس از سوت آغاز نظم نوین جهانی بخش قابل ملاحظۀ منطقه ویران و نابود گشته است و ده ها میلیون کشته، مجروح و آواره شده اند. سیاست گسترش ویرانی سیاست آمریکا و غرب است. آمریکا غول تروریسم اسلامی را خلق کرد و بجان مردم انداخت. این دو قطب تروریستی طی این دوره عملا در کنار هم زندگی را بر مردم سیاه کرده اند.

باید کوشید بشریت آزادیخواه و انسان دوست را بسیج و متحد علیه این تروریسم و نسل کشی به میدان آورد. باید با تمام قوا در مقابل این قدر قدرتی بپا خاست. این دو قطب تروریستی در دست هم بازی می کنند. هر دو را باید به زیر کشید. دنیا نیاز به یک جنبش عظیم از انسانیت بپا خاسته برای آزادی و عدالت دارد. تاریخ اثبات کرده است که دشمن اصلی مردم، جامعه انسانی و بشریت سرمایه داری است. جنایات و نسل کشی و سرکوب وحشیانه ای که ما چه اکنون و چه طی تاریخ ناظر بوده ایم حاصل سرمایه داری است. تنها راه نجات بشریت سرنگونی سرمایه داری و برقراری جامعه سوسیالیستی است.

آذر ماجدی

About admin

Check Also

برهه ی پسا بالگرد خجسته باد! ـ عباس منصوران

روز یک‌شنبه۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳ قرار بود که تداوم یکی از روزهای ‌خونبار و عاشورایی و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *