حقایق تلخ جنگ ـ بازنده اصلی: مردم و جامعه؛ برنده تاکنونی: جمهوری اسلامی! ـ آذر ماجدی

همانگونه که انتظار می رفت، این جنگ زندگی مردم را به قهقرا برده است. صدها کشته، منجمله کودک و نوزاد، ویرانی بخش وسیع و مهم زیرساخت های جامعه، انرژی، آب، گاز، نفت، داروسازی ها، ریل های راه آهن، مدارس و دانشگاه ها، مراکز درمانی و آثار باستانی؛ گسترش فقر، تهدیدِ گرسنگی و قحطی که برای 45 میلیون انسان پیش بینی می شود، هوای مسموم و آلودۀ کشنده؛ اینها نتایج شش هفته جنگ خانمان برانداز برای مردم ایران بوده است.

اما، جمهوری اسلامی طی این جنگ خانمان برانداز علیرغم ضربات مهم و کشنده به موجودیتش و از دست دادن ده ها عنصر مهم و تعیین کننده از حاکمیتش، از جمله خامنه ای، در انظار جهان و در رابطه با مردم در ایران در موقعیت قوی تری قرار گرفته است.

توازن قوا

چهل روز پس از آغاز جنگ، جامعه با یک حقیقت تلخ روبرو است: توازن قوا میان مردم و رژیم بمیزان زیادی بضرر مردم و بنفع جمهوری اسلامی تغییر کرده است. جنگی که جریانات پرو آمریکا/اسرائیل از هر طایفه ای، کوشیدند بعنوان جنگی برای رهایی مردم از دیو جمهوری اسلامی جلوه دهند؛ کوشیدند و هنوز مذبوحانه می کوشند آنرا تنها راه رهایی و رستگاری نشان دهند؛ (لابد منظورشان رستگاری در بهشت آسمانی است!) نه تنها موجب تضعیف رژیم درون جامعه و در برابر مردم نشده است، بلکه عملا مردم را کیلومترها  به عقب نشانده است.

مردمی که زندگیشان هر روزه با نابودی روبروست، مردم فقیر تر شده با آیندۀ هولناک قحطی و بی آبی پیشارو مستاصل تر، خسته تر و ضعیف تر از آنند که برای بدست گرفتن آیندۀ خود و برای به زیر کشیدن رژیم اسلامی سازمان یابند. انقلاب نیاز به سازماندهی، رهبری، نقشه عمل روشن و هوشیاری سیاسی و اجتماعی دارد. انقلاب، شورش وعصیان نیست. شورش را می توان به آتش کشید و سریعا خفه کرد. شعله های انقلاب را نمی توان به آسانی خاموش کرد.

تا روز آغاز بمباران، حاکمیت رژیم اسلامی شکننده بنظر می رسید. مردم عقب نشینی های مهمی به آن تحمیل کرده بودند. مردم در جنگ و مقابله با رژیم توازن قوا را بمیزان بسیاری تغییر داده بودند. یک دستاورد مهم و تعیین کنندۀ هویتی، سرنگونی دوفاکتوی حجاب توسط جنبش آزادی زن بوده است. این پیروزی مهمی است. اما جنگ در مدت چهل روز مردم را سالها به عقب پرتاب کرد و قدرتی که طی سالها مبارزه بتدریج کسب کرده بودند را سلب نمود.

تصاحب ناسیونالیسم بعنوان یک برگ برنده

یک فاکتور مهم در تقویت رژیم اسلامی، چه در رابطه با مردم و جامعه و چه در سطح بین المللی، ظاهر شدن بعنوان نمایندۀ ناسیونالیسم ایرانی و “تمدن کهن ایرانی” است. جمهوری اسلامی، بویژه نیروهای اصلاح طلب حکومتی یا باصطلاح ملی – اسلامی، تلاش های بسیاری برای تصاحب ایدئولوژی ناسیونالیسم بکار بسته اند. حتی احمدی نژاد کوشید بعنوان پرچمدار کورش و داریوش عرض اندام کند. این بازی ها در جامعه تاثیر چندانی نداشت. بعضا با تمسخر و ریشخند مواجه می شد.

ناسیونالیست سنتا و تاریخا به اپوزیسیون دست راستی، به رژیم سابقی ها و سلطنت طلب ها اطلاق می شد. اما این جریان دست راستی و فاشیست که بشیوه ای کثیف و تهوع آور به ترامپ و نتانیاهو برای بمباران و ویرانی ایران التماس کرده، پرچم های اسرائیل را در تظاهراتش حمل نموده، در شادی از بمباران و کشتار مردم رقص و پایکوبی کرده  و شعارهای مستهجن “تنک یو ترامپ”، “تنک یو بی بی” سر داده است، در انظار جهان و در جامعۀ ایران از هر نوع اعتبار برای نمایندگی “ملت ایران” و در فرهنگ سیاسی عام “ناسیونالیسم ایرانی” تهی شده است. رهبرشان، رضا پهلوی که توسط بسیاری از مفسرین حتی دست راستی بعنوان مامور موساد افشاء شده، (دلیل سه بار سفر به اسرائیل طی این مدت را باید بخشی از انجام ماموریتش دید) از هر نوع اعتبار و آبرویی در انظار جهانی تهی است و بعنوان یک لاشخور مفت خور که از قِبَلِ دزدی های پدر و مادر از یک زندگی سوپر لوکس برخوردار است، شناخته می شود. انسان فاسدی که اسمش در لیست اپستین پدیدار شده؛ جانور متعفنی که از پیش از جنگ دوازده روزه تا امروز علنا از ترامپ و نتانیاهو خواهان بمباران و نابودی ایران است. با آتش بس، به تبعیت از نتانیاهو رسما  مخالفت کرده است.  به ترامپ و نتانیاهو علنا و در رسانه ها التماس می کند که آتش بس را لغو کنند و بمباران را تا نابودی کامل به پیش برند.

ناسیونالیسم یک ایدئولوژی بورژوایی، یک دروغ فریبنده برای حفظ وحدت مردم پشت حکومت سرکوبگر سرمایه است. ناسیونالیسم یک کارت برندۀ بورژوازی برای حفظ اکثریت مردم در پشت خود است. بویژه در زمان جنگ و تشدید اختلافات طبقاتی – سیاسی ناسیونالیسم بهترین ابزار بورژوازی و هیات حاکمه برای کنترل و سرکوب جامعه است. اما تا آنجا که به این نوکران خود فروخته بر می گردد، طنز تلخ آنجاست که اسرائیل و آمریکا آنچنان بی پروا و وحشیانه برای پیاده کردن پروژۀ خاورمیانۀ جدید و اسرائیل بزرگ تعجیل دارند که ذره ای آبرو برای این جریان باقی نمانده است. اینها از صحنۀ سیاست ایران بکلی بیرون انداخته شده اند. یکی از بازندگان این جنگ این جریان عتیق فاشیست است. باین ترتیب صندلی نمایندۀ ناسیونالیسم ایرانی برای اشغال رژیم اسلامی خالی شده است.

این جریان فاشیستِ مبلغ آتشین جنگ آنچنان در تحسین و نوکری برای آمریکا و اسرائیل سنگ تمام گذاشته است که احدی چه در جناح راست، چه چپ اینها را بجز نوکر و مزدور برسمیت نمی شناسد. این جریان  بعنوان یک موجود بی سر و پا، لات و لمپن، نوکر و مزدور شناخته می شود. باین ترتیب بهترین موقعیت برای جمهوری اسلامی بمنظور تصاحب مقام نمایندگی ناسیونالیسم ایرانی مهیا شده است. در سطح بین المللی، در انظار جنبش چپ جهانی و در میان مردمی که ضد جنگ و کشتار اند، جمهوری اسلامی که تاکنون نه تنها در برابر تهاجم نظامی مقاومت کرده، بلکه صدمات اقتصادی و نظامی نسبتا زیادی به اسرائیل و پایگاه های نظامی و منافع اقتصادی آمریکا در شیخ نشین ها از جمله امارات متحده و عربستان سعودی وارد آورده بعنوان نمایندۀ “ایران” و لذا ناسیونالیسم ایرانی شناخته می شود. به نعمت جنگ، رژیم اسلامی توانست مقامی را که سالها بی حاصل برای آن جنگیده بود، تسخیر کند.

تبدیل به یک “قدرت جهانی”؛ ماسک “تمدن و اخلاق”

معلوم نیست که آیا رژیم اسلامی از این جنگ یک تکه و در قدرت کامل بیرون خواهد آمد یا مجروح و زخم خورده؟ شاید هم بکلی نیست و نابود شود؛ آینده نشان خواهد داد. اما در شرایط کنونی رژیم اسلامی برندۀ این جنگ ویرانگر شده است. به فاکتور تضعیف مردم اشاره شد.

در انظار جهانی، جمهوری اسلامی چند پیشروی مهم داشته است. باید در نظر داشت که جمعیت وسیعی از جهان از جنایات، زورگویی و چپاول امپراطوری آمریکا و غرب با جلوداری اسرائیل جانشان به لب شان رسیده است؛ وجدانشان از نسل کشی اسرائیل/آمریکا و غرب در خاورمیانه و آفریقا بدرد آمده است. این انسان ها که به جنبش های سیاسی مختلفی تعلق دارند، از مشاهدۀ ضربه خوردن نیروهای آمریکا و اسرائیل احساس شعف و شادی می کنند. این یک واکنش طبیعی و خودبخودی بشر است. بغیر از رسانه های بستر اصلی، تمام روایت ها و تحلیل ها از این جنگ، آمریکا و اسرائیل را متجاوز و مسبب جنگ می خوانند. اکثریت دنیا خواهان شکست آمریکا و اسرائیل در این جنگ است.

بعلاوه، در خلاء کامل هر نیروی مترقی و پیشرو در منطقه که دربرابر اسرائیل و آمریکا بایستد، در شرایطی که تمام دولت های منطقه مزدوران آمریکا و اسرائیل اند، مقاومت رژیم اسلامی در برابر حملات آمریکا و اسرائیل و حملات آن به اسرائیل و پایگاه های نظامی و منابع اقتصادی آمریکا در شیخ نشین ها، موقعیت و اعتبار رژیم اسلامی را ارتقاء داده است. این صرفا درباره نیروهای باصطلاح طرفدار محورمقاومت صدق نمی کند، بسیاری از جریانات و انسان هایی که از این جنایات و زورگویی های چند سال اخیر خسته شده اند و خطر نابودی جهان را می بینند، به تحسین از جمهوری اسلامی بلند شده اند. کسانی که از عربده کشی های جنون آمیز ترامپ عاصی شده اند بلافاصله به قطب مقابل او چشم می دوزند. متاسفانه این شیوه خودبخودی برخورد آدمیزاد است.

باید پذیرفت که دنیا در شرایطی بسیار خطیر و تعیین کننده قرار گرفته است. خشم، اضطراب و هراس بر فضا حاکم است. چشمان مردم به دروغ ها، فساد و لجنی که بر دنیا حکم می راند در حال گشوده شدن است. جنبش اعتراض توده ای وسیع ولی از یک رهبری چپِ رادیکال محروم است. طبقۀ کارگر و جنبش سوسیالیستی ضعیف و نامنسجم و پراکنده است. دنیا در یک نقطۀ عطف قرار دارد: از یک سو عروج بلامنازع فاشیسم و در سوی دیگر نضج گرفتن یک جنبش توده ای عظیم آگاهگری و اعتراض.

تا آنجا که به مردم در ایران بر می گردد، حفظ و ایجاد همبستگی، تشکیل محافل همیاری و تلاش برای حفظ امید باید در محور فعالیت ما قرار گیرد. در این شرایط، حفظ بقاء جانی و روحی اصلی ترین هدف است. حفظ هشیاری و آمادگی برای مقابله با یک سناریوی سیاه حیاتی است. شرایط کنونی یک شرایط تدافعی است. اگر مردم بتوانند با این شرایط سخت و توانفرسا مقابله کنند در موقعیت بمراتب قدرتمند تری در برابر جمهوری اسلامی قرار خواهند گرفت و در صورتی که رژیم دیگری را بجای آن نشانده باشند، از شرایط بهتری برای مقابله با آن رژیم دست نشانده برخوردار خواهند بود.

آذر ماجدی

10 آوریل 2026

About admin

Check Also

باز تعریف اعدام در حاکمیت باندها ـ عباس منصوران

Abbas Mansouran is a Microbiology Specialist with expertise in Community Medicine and Public Health, as …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *