هشدار! هشدار! : پخشان عزیزی؛ مددکار زنان و کودکان را از چوبه دار برهانیم! ـ جامعه زنان آزاد شرق کردستان ـ کژار

با تایید دوباره‌ی حکم اعدام (قتل دولتی) پخشان عزیزی، جهان، نام زنی را  باید بشنود که نفس‌هایش با عشق به انسان، با یاری‌رسانی به رنج‌دیدگان پیوند خورده است:

پخشان عزیزی؛ زنی از مهاباد، زاده‌ی ۵ شهریور ۱۳۶۳، زنی از زاگرس، کوردستان، مددکار اجتماعی، فریادرسِ زنان، کودکان، آوارگان و بازماندگان بازارهای بردگی و زن‌فروشی داعش در شمال و شرق سوریه.

حکم امنیتی، پس از بازجویی‌های امنیتی، سلول انفرادی، ماه‌ها شکنجه و فشار برای اعتراف اجباری، و محرومیت از دادرسی ــ حتی بنا بر همان قوانین نوشته‌شده‌ی حکومت اسلامی ــ تأیید شده است. طناب دار، بر سر او در نوسان است.

عفو بین‌الملل اعلام کرده است که «پخشان عزیزی، مددکار انسانی و مدافع حقوق بشر کُرد، در خطر اجرای حکم اعدام قرار دارد؛ حکمی که در پی فعالیت‌های مسالمت‌آمیز انسانی و حقوق بشری علیه او صادر شده است.»

وجدان‌های بیدار، انسان‌های آزاده، جنبش‌های زنان، نیروهای آزادی‌خواه و همه‌ی آنان که هنوز در برابر مرگ حکومتی خاموش ننشسته‌اند!

حکم مرگ، به کدامین جرم؟

به آن ‌جرم  که انسان ماند.
به آن جرم که در برابر رنج، بی‌تفاوت نماند.
به آن جرم که دستش را به سوی زنان ایزدی، کودکان آواره و جان به در بردگان تهاجم خونبار داعش دراز کرد.
به آن جرم که مددکاری اجتماعی را به‌سان فضیلتی انسانی فهمید و به آن عمل کرد.
به‌آن جرم زن است؛ زنِ کُرد و آزاده، که در برابر سیستم مرگ و انکار سر خم نمی‌کند.

او به جرم انسان محور اندیشی، به مرگ محکوم شده است؛
پس این حکم، فرمان بیداد و انتقام است- انتقام از انسانی که زندگی را برگزید،
از زنی که مرهم درد درمندان بوده است.

پخشان عزیزی، دانش‌آموخته‌ی مددکاری اجتماعی از دانشگاه علامه، ۲۵ آبان ۱۳۸۸، در همایش اعتراضی دانشجویان کُرد دانشگاه تهران علیه اعدام‌های سیاسی در کردستان، بازداشت شد و پس از چهار ماه، با قرار وثیقه آزاد شد. سپس، برای مددرسانی به زخمیان و جان‌به‌دربردگان خونریزی‌های داعش، از ایران خارج شد.

او نزدیک به ده سال در شمال و شرق سوریه، در روژآوا، در میدان‌های رقعه و کوبانی که داعش با سرهای بریده در آن‌ها مناره ساخته بود، در کنار زنان و کودکانی ایستاد که از چنگال سلاخان داعش جان به در برده بودند. او با مهر به انسان، زیتون و گندم، در هارمونی زندگی، مرهمی بر زخم‌های داعش زدگان بود. او سنگ صبورِ دخترکان و زنانی شد که بدن و جانشان از خشونت داعش زخمدار بود؛ زنانی که از بازارهای بردگی و فروش زنان در دولت اسلامی عراق و شام (داعش)، جان به در برده بودند.

با فروپاشی داعش، به ایران بازگشت تا در میان ستمدیدگان مددکار باشد. اما پاداش این قلب تپنده چه بود؟

در ۱۳ مرداد ۱۴۰۲، پخشان عزیزی به همراه پدر، برادر، خواهر و همسر خواهرش در تهران بازداشت شد. همه‌ی آنان به مدت دو هفته در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری شدند. پخشان اعتصاب غذا کرد تا آنان آزاد شوند. او سه ماه و سه هفته را در سلول انفرادی گذراند و سپس به بند زنان اوین منتقل شد.

حکم مرگ او، پیشاپیش به قاضی مرگ سپرده شده بود؛ حکمی که حتی حکم دادگاه نبود، محصول سناریوی امنیتی بود. پرونده‌ی او از آغاز بر پایه‌ی شکنجه برای شکستن اراده، انفرادی، اعدام‌های روانی و اتهام‌های ساختگی بنا شده است. حتی اگر معیار را همان قوانین شرعی و حکومتی جمهوری اسلامی قرار دهیم، پخشان عزیزی مرتکب عملی نشده است که مبنای چنین حکم سنگین و ضدانسانی‌ای باشد.

امیر رئیسیان، یکی از وکلای پخشان، به روزنامه شرق گفت: «حتی در خود حکم نیز هیچ‌گونه اشاره‌ای به هیچ عملیات و یا درگیری نظامی خانم عزیزی با هیچ شخص حقیقی یا حقوقی دولتی یا غیردولتی ایرانی نشده است.» مازیار طاطایی، دیگر وکیل او نیز به روزنامه شرق گفت: «برای ما هم مشخص نیست که خانم عزیزی که در خود حکم هم به عنوان مدرس حوزه زن‌شناسی معرفی شده است، در چه اقدام مسلحانه‌ای مشارکت و دخالت داشته است» و تنها این جمله در حکم آمده است که: «ایشان به صورت مسلحانه در کشورهای عراق و سوریه تردد نموده است و در جنگ‌های داخلی سوریه مشارکت کرده است.»

این حکم نه حکم قانون، که فرمان انتقام است؛ انتقام حکومتی از زنی که باید آزاد باشد، نه در زندان؛ زنی که باید ستوده و الگوی زنان نامیده شود، نه به شکنجه و زندان و مرگ محکوم.

ما این حکم را انتقام حکومتی از زن به معنای جهانی آن، از مددکار اجتماعی، از جنبش «زن، زندگی، آزادی»، و از هر دستی می‌دانیم که به جای اطاعت، به سوی رنج‌دیدگان دراز شده است.

ما هشدار می‌دهیم:

پخشان عزیزی در آستانه‌ی چوبه‌دار قرار دارد. هر دیرکردی در برابر این حکم، هر سکوت، هر بی‌تفاوتی، می‌تواند به فاجعه‌ای جبران‌ناپذیر بینجامد.

کارشناسان مستقل حقوق بشر سازمان ملل در ۱۴ ژانویه ۲۰۲۵ نسبت به تأیید حکم اعدام پخشان عزیزی ابراز نگرانی جدی کردند و این حکم را نقض جدی حقوق بین‌الملل حقوق بشر دانستند. آنان همچنین نسبت به گزارش‌های شکنجه‌ی شدید روانی و جسمی در دوران انفرادی، محرومیت از دسترسی به خانواده و وکیل منتخب، و فشار بر پخشان و خانواده‌اش ابراز نگرانی کردند.

پخشان عزیزی قربانی پرونده‌سازی امنیتی است؛ قربانی بیدادگاهی که حقیقت را نمی‌شنود، انسانیت را جرم می‌داند و یاری‌رسانی را به «بغی» ترجمه کرد.

خاموشی، خاموشی در برابر رنج زنان ایزدی است که او یاری‌شان کرد؛ خاموشی در برابر کودکان جنگ است؛ خاموشی در برابر زنانی است که در اوین، قرچک، سنندج، ارومیه، یزد و سراسر زندان‌های جمهوری اسلامی زیر شکنجه، تهدید، تبعید و حکم مرگ ایستاده‌اند.

حکومت اسلامی آستین بالا زده برای مرگ؛ در هیاهوی جنگ، بحران، سرکوب و خبرهای پی‌درپی، در جست‌وجوی گردن و طناب دار است؛ بر گردن زنی که زندگی‌اش پیشکش نجات دردمندان بوده است.

ما از همه‌ی نهادهای بین‌المللی، سازمان ملل متحد، گزارشگران ویژه، اتحادیه‌های کارگری، جنبش‌های زنان، سازمان‌های حقوق بشری، نویسندگان، هنرمندان، دانشگاهیان، و وجدان‌های بیدار جهان می‌خواهیم:

نام پخشان عزیزی را به فوریت فریاد کنند.
افکار عمومی جهان را خطاب قرار دهند.
مانع اجرای این جنایت شوند.

مددکارِ زنان و کودکان را از چوبه‌دار برهانیم!
پخشان باید زنده بماند؛ پخشان باید آزاد شود!

۲۳ می ۲۰۲۶

برگرفته شده از کانال تلگرامی جامعه زنان آزاد  شرق کردستان -کژار
https://t.me/kajarOfficialChannel

#نه_به_اعدام
#پخشان_باید_زنده_بماند
#زن_زندگی_آزادی
#ژن_ژیان_ئازادی
#StopExecutionInIran
#SavePakhshanAzizi
#FreePakhshanAzizi

About admin

Check Also

نه به اعدام ـ شورای استکهلم همراه با دیگر نیروهای آزادیخواه و چپ و کمونیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *