پشیمانی و ریزش چشم گیر و فزاینده طرفداران جنگ و وابستگان! به آغوش باز ایران دوستان خوش آمدید! ـ علی صدارت
در روز بیستوهشتم تجاوزهای وحشیانه رژیم اسرائیل و امریکا به وطن ما ایران، تجاوزها به ایران در ۲۴ساعت اخیر بیش از پیش بوده.
در حالیکه اروپاییان از «ناراحتی» از بالا رفتن قیمت بنزین و طولانی شدن صف پمپ بنزین شکایت میکنند، امار تقریبی، از جمله به نقل از حلال احمر ایران، در ایران از این از این قرار است:
۸۵۰۰۰ واحد غیرنظامی (مسکونی تجاری) ۶۰۰ مدرسه مورد هدف قرار گرفته، ۲۹۸ دانشآموز و معلم بهقتل رسیدهاند،
۲۸۲ مریضخانه و مراکز پزشکی-درمانی، و ۱۷ مرکز حلال احمر مورد هدف قرار گرفته،
نزدیک به ۴میلیون آواره (یک هموطن: پریشب در اتاق خواب و تختخواب خودم خوابیدم، و دیشب گوشه خیابان خوابیدم)
بیش از۲۰۰۰ شهید، از جمله ۲۱۲ کودک و ۲۴ نفر از پرسنل درمانی-پزشکی
۲۴۰۰۰ زخمی و مصدوم فیزیکی،
تعداد مصدومین غیرِفیزیکی و روحی-روانی در داخل و خارج از کشور: غیرِ قابل شمارش!
سوال مهم این است که این همه خشونتهای عظیمِ نظامی-امنیتی-اطلاعاتی، و اقتصادی، و سیاسی، و فرهنگی علیه ایران طی نزدیک به پنج دههی گذشته، ریشه در کجا دارد؟
تا وقتی که این به این ریشهیابی، نگرشی عمیق نشود، فکر انسان در بمباران خبرهای متناقض و ضدِاطلاعات و سوءاطلاعات، ابتدا گیج، و سپس مستاصل و منفعل میشود. بدیهی است که در نتیجه و در چنین شرایطی، قدرتها منتفع خواهند شد و ابعاد خشونتگستری را افزایش خواهند داد، و چه بسا که بسیاری از مردم مستاصل و منفعل شده را تبدیل به پیادهنظام خود کرده، و از آنها به عنوانِ گوشتِ دمِ توپ استفادهٌ ابزاری میکنند!
بهطور بسیار خلاصه، صهیونیسفر با عاملیتِ میدانیِ رژیم اسرائیل، در تلاش است که «اسرائیل بزرگ» را در جغرافیای وسیعی در منطقهٌ ما را به عنوان «سرزمین موعود» برای «قوم برتر» با اعتبار و مشروعیتِ سند مالکیت و قبالهای که در متون قدیم دینی کلیمی آمده است، مورد تصرف قرار دهد. آنها ایرانیان را مانع بزرگی برای رسیدن به این هدف آخرالزمانی خود میبینند، که باید به هر قیمتی که شده از سر راه این «هدف مقدس» برداشته شود! تلاشهای آنها در این ۴۷ سال گذشته به نتیجه نرسید و خود را ناچار دیدند که با تجاوز به میهن ما، بر تلاشهای خشونتهای فیزیکی بیافزایند. برای تخریب و تکهپاره کردن ایران، ۱۲ روز جنگ خرداد ۱۴۰۴ کافی نبود، و حالا یک ماهی است که با افزایش شدید کمی و کیفی جنگ و خشونت و خونریزی، قصد نابود کردن ایران و ایرانیان را دارند!
جهت غنای وژدان تاریخی، ضروری است که به تکرار، این بدیهیات و واقعیتهای تاریخی را برای خود یادآوری و تاکید کنیم:
در اوایل دهه ۱۳۳۰، ایرانیان به همراه مصدق و فاطمی توانستند در مقابل امپراطوری بریتانیا بایستند. در انقلابی بودن و مقاومت در مقابل سلطهگری و استعمار، ایران همیشه پیشرو و سرمشق بودن است.
در همان سالهای ملی شدن صنعت نفت در ایران، مقاومتهای مصر در مقابل استعمار بریتانیا و سلطه بر کانال سوئز را شاهد بودیم که حتی به بسته شدن پنج ماههٌ سوئز بین اکتبر ۱۹۵۶ تا مارچ ۱۹۵۷ منجر شد.
گفته شد چرچیل به جمال عبدالناصر هشدار داد که با دمِ شیر بازی نکن! ناصر گفت وقتی از دمِ شیر به سرِ شیر نگریستیم، دیدیم که سر شیر قبلا توسط ایرانیها از بدن جدا شده! سرانجام مصر توانست حاکمیت ملی خود بر سوئز را تثبیت کند، که عوارض عبور و مرور از آنجا، منبع درآمد بسیار مهمی برای مصر شده است.
از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا انقلاب ۱۳۵۷، رژیم ایران و اسرائیل و امریکا «دوستان نزدیک» بودند. مستشاران رژیم اسرائیل و امریکا، با تخصیص بودجههای عظیم از جیب ملت ایران، افسران نظامی-انتظامی-امنیتی ایران را تعلیم میدادند. برخی از افسران ایرانی، از توهین و تحقیر مستشاران و ماموران رژیم اسرائیل و امریکا در همان زمانهای «دوستی دو کشور» داستانها گفتهاند.
پهلوی به تدریج توهین و تحقیر و سرکوب و خفقان مردم ایران را افزایش داد، ولی در مقابل مقاومتهای مردمی هم افزایش مییافت، و مردم کمکم منقلبتر میشدند. علیرغم خشونتها و تجاوزها به حقوق و جنایتهای ساواک و پهلوی و شرکا، جنبشی خودانگیخته که پیوسته فراگیرتر میشد، با تکیه بر استقلال به جوشش افتاد. سرانجام مردم ایران توانستند با تکیه بر حق استقلال، با واقع کردن انقلاب ۱۳۵۷، نه تنها ایران، بلکه منطقه، و فراتر از آن حتی دنیا را وارد عرصهٌ جدیدی کنند.
یکی از مهمترین عوامل وقوع انقلاب، خودِ پهلوی و شرکا، و بهویژه شخصِ محمدرضا بود. این واقعیت را در اعترافات صریح مقامات بالای رژیم ولایت مطلقه پهلوی، از جمله اردشیر زاهدی و دیگران شنیدهایم. از زاویهای دیگری، مقاومت و ایستادگی مردم در احقاق حقوق، بهخصوص احقاقِ حقِ استقلال، پهلوی و شرکا را مجبور به خودبراندازی کردند! نزدیکان محمدرضا، از جمله خانم فرح دیبا-پهلوی، وقوع انقلاب را پیشبینی کردند به محمدرضا هشدارها دادند. بهطور خلاصه، دوستی رژیم ولایت مطلقهٌ پهلوی با غرب و رژیم اسرائیل، نمیتوانست بدون دشمنیورزیدن آنها با مردم ایران باشد، و آنها همه با هم، دههها ایرانیان را سرکوب کردند تا بتوانند ایران را چپاول کنند! تا بالاخره مردم ایران انقلاب کردند!
گفتهاند که بر اساس متون دین یهود، خداوند سرزمین فلسطین را به یهودیان وعده داده است، قوم برگزیده برای سرزمین موعود. بقیهٌ انسانها هم خلق شدهاند تا به یهودیان خدمت کنند. از دید این سختسرانِ دولتِ «دینی»، بسیاری از غیر یهودیان هم «عمالقه» هستند که نه تنها کشتن مردها، بلکه زنان و کودکان و شیرخواران آنها هم واجب است. در نتیجه برای تصرف و حکومت یهودیان بر سرزمین موعود «اسرائیل بزرگ» هر جنایتی حلال و بلکه واجب است، و هر مانعی باید از سر راه برداشته شود. بزرگترین مانع در این راهِ آخرالزمانی، ایرانیان منقلب، و سرزمین پهناور ما ایران بعد از انقلاب است! بدین ترتیب از همان اوان انقلاب، رژیم اسرائیل خود را مجبور دید که با جنگ روانی و عملیات بیثباتیسازی و دادن پول و اسلحه و تعلیمات به برخی افراد و گروهها و احزاب «آپوزیسیون»، به ایران و ایرانیان، صدمات هر چه بیشتری بزند. در این روند و از همان موقع، صهیونیستها پیوسته بیشتر متقاعد شدند که مجبورند که ایران را به چند «جمهوری» تکهپاره کنند. اوج این خشونتگستریها را در تجاوز خرداد ۱۴۰۴، و بیشتر از آن در تجاوز اسفند ۱۴۰۴ شاهد هستیم.
پایهٌ اصلی رسیدن به این اوجگیری در تجاوزات و خشونتها، موفقیت صهیونیسفر در جنگ روانی بوده است. کلیمیان اسرائیل، یکی از شکستخودهترین ملتها در جنگ روانی قدرتها علیه مردم هستند. حتی ملت امریکا هم به اندازه آنها تحت تاثیر مغزشویی و پروپگندای دولت خود قرار نگرفته است. در شروع تجاوزات به ایران، حدود ۸۰-۹۰درصد یهودیان اسرائیل، و حدود ۲۰-۳۰درصد مردم امریکا موافق این جنگ بودند.
جای تاسف دارد که برخی از ایرانیان هم، با تجاوز به حق استقلال، موافق وارد کردن عامل خارجی در امور داخلی میهن ما بودند. همین تمایل بود که توسط ژنرالهای جنگ روانی صهیونیست، درشتنمایی شد، که توانستند فرقه ولایت پهلوی را وارد جنبش ۱۴۰۱ کنند که متاسفانه باعث از جوشش افتادن آن شد. آنها متاسفانه باری دیگر توانستند فرقه ولایت پهلوی را به عنوان «اپوزیسیون» مطرح، و زمینهساز تجاوز به ایران کنند. با این توجه که براندازی و تغییر رژیم، تنها با قشونکشی و بدون عوامل وابسته «ایرانی» غیرممکن است!
اکنون خوشبختانه شاهد پشیمانی و ریزش چشمگیر و افزاینده طرفداران جنگ و وابستگان هستیم. مشاهده چهره کریه جنگ، نمیتواند بر قلب و روح انسانها اثرهای عمیق نگذارد! مردم ایران، با آغوش باز برای پذیرفتن آنها، آماده هستند. باید همه در کنار هم بایستیم و از نیرو و توانایی و استعدادهای همدیگر برای صلح و دوستی، و حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی میهن، و برای بازسازی وطن، همکاری و همیاری کنیم. ما توانا هستیم که با جلوگیری از دخالتهای قدرتها، خود برای خویش سرنوشتهای خوب و خوبتری بسازیم.