جنگ، ویرانی و موقعیت کارگران در آستانه اول ماه مه ۱۴۰۵ (بخش اول) ـ امیر جواهری لنگرودی

اول ماه مه (۱۱اردیبهشت)هرسال تبلورخواست ها وبرشمردن موقعیت کارگران در برابر چرخه سرمایه و سرمایه داران است. ده روزی به فرارسیدن روزجهانی کارگر مانده است. دراین روز کارگران همه کشورها آغاز زندگی آگاهانه خود را درهمبستگی بین المللی برپا می دارند.رزمی همبسته ومتحد، برپایه استحکام اتحاد مبارزاتی خود را درمبارزه علیه هرگونه تعدّی و دست اندازی وهرنوع ستم انسان برانسان درمبارزه به خاطر رهایی میلیون ها زحمتکش ازگرسنگی، فقرو تحقیربرپا می دارد و به خیابان ها می آیند تا فریاد دادخواهی خود را به گوش همگان برسانند.

 گفتنی است دراین ستیزومبارزه عظیم و نابرابر، دوجهان دربرابرهم قرارمی گیرند . جهان سرمایه وجهان کار، به زبانی جهان استثمارو بهره کشی ، بردگی وجهان برابری وآزادی. درسویه جهان اول، مشتی سرمایه خوارومفتخورجای دارند که تماما مالک کارخانه ها، وسایلِ چرخهِ تولید اند که همه چیزرا تحت مالکیت خصوصی خویش کشانده اند ودراساس دولت وارتش را برآن داشتند که حافظ منافع آنها و وفادار به انباشت سرمایه آنان باقی بمانند. درسویه دیگرمیلیون ها نیروی رنج و زحمت جای گرفته اند که با کارخود، همه ارزش اضافی را ازدل کارخویش، بازمی آفرینند وجان مایه همه ثروت ها را می سازند. اماخود برای گذران زندگی درشرایط سخت وپُرتعبی به سرمی برند .

طبقه کارگرونیروی رنج وکارشهری وروستایی ایران درشرایطی به روزجهانی کارگر نزدیک می شود که طی دوسال،دوجنگ ارتجاعی و ضدانسانی رابرفراززندگی خود تجربه کردند.ازاول ماه مه سال گذشته غول کشتارو تخریب جنگ دوازده روزه از ۲۳خرداد تا ۳ تیر ۱۴۰۴ و جنگ چهل روزه از ۱۰ اسفند تا ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ را پشت سر گذاشته وهنوزچشم‌اندازروشنی برای پایان قطعی جنگ وجود ندارد. به نوعی پای آتش بس شکننده رفته اند تا چه بشاید و چه بزاید!

جنگ امسال به مراتب شدیدترو ویرانگرترازدفعه پیش، اینبار سه ضلع جنگ طلب یا سه حکومت که درکشتارونابودی مردم درمنطقه وایران مسابقه مرگ ترتیب داده اند، در برابرهم صف کشیده اند.  نباید فراموش کرد که درسه ضلع جنگ طلب، یک عامل شعله افکن جنگ همان کاسبان جنگ درایران اسلامی اند که بسترسازی شرایط جنگ آفرینی را تاحال به نام منفعت “امت اسلامی” رقم زده اند .جمهوری اسلامی که جنگ را درتمامی موارد برای بقای خویش”نعمت”می شناسد.نتانیاهوی کودک کُش که دنبال خاورمیانه بزرگ است وترامپ فاشیست نیزدنبال چپاول سوخت وساز،مایملک جهانی وتسخیر بازارهای آسیا- آفریقا- و آمریکای لاتین و تصاحب کانادا و گیریلند و ونزوئلا وسال هاست که ایران را حول سازه هسته ای تحت فشارتحریم های اقتصادی خود دارد ودرحال مذاکره و گاه پایه ریزی تهاجم واشغال آنرا دردستوردارد. سه ضلع جنگ اند. اضافه کنم درایران ازجانب کاسبان جنگ، تلاش آنان اینستکه جنگ را همواره درامتداد تاریخ تهدیدهای بیرونی وتجربهٔ بقا معنا بخشند. این رویکرد،جنگ را نه تهدید خرابی کشور، بلکه میدان بازتعریف قواعد بازی می‌بیندوبرایش سرمایه گذاری می کند.

درآستانه اول ماه مه، درسطح جهانی آنچه به مبارزه عظیم نیروی کارعلیه سرمایه برمی گردد،به بهای ازدست رفتن نتایج حاصل نیروی وسیع کارگران همه کشورها تمام می شود. درنهفت سرمایه جهانی میلیتاریسم آتش افروزسرمایه داری امپریالیستی خود را تعریف میکند. درایران تنها بقاء و مشروعیت تراشی برای حفظ جنگ،و بازتعریف میدان بازی ، به نوعی بی ثبات سازی اقتصاد کشور و منطقه عملا موازنه وحشت و اختناق را  درمقابل عاملیت مردمان جامعه و خواست آنان دربرابرنفی کلیت حاکمیت اسلامی معنا می یابد. بیرون ازفضای جنگ، کارگران ضمن دفاع از حق خود برای احیای زندگی بهترو به خاطر تحقق آزادی و فراهم آوری امنیت شغلی، هزینه گزافی پرداخته اند وپیگردها وتضیقات دولت ها به مثابه بزرگترین چرخه سرمایه مالی کشور،درکناربخش خصوصی درایران، دامن زننده این نابسامانی هایند.کارگران شهری و روستایی به چشم خویش دیدند که دولت وسرمایه داران ازثمره کار و زحمت آنان بهره برده و زندگی خود ویژه ای را برای خود فراهم ساخته و همه چیز را به نفع خود و باز آفرینی کاهش فوری هزینه های زندگی توده اعماق جامعه می چاپند و هرروزغنی ترازپیش، روزگارمی گذرانند .

جنگ دوازده روزه۱۴۰۴وجنگ۴۰روزه ۱۴۰۵،همواره کارگران را که درخط مقدم تولیدوبه نحوی دفاع ازچرخه تولید وهستی کشور قراردارند، اما در زمان بروزآسیب‌ها، جزواولین نیروی اجتماعی اندکه متحمل خسارت می‌شوندودرمعرض آسیب‌های جدی اقتصادی واجتماعی قرارمی گیرند.بساط داغ نگهداشتن جنگ، دروغ ها، سفسطه ها وعبارت پردازی های قوای جنگ طلب وکاسبان جنگ درون کشوررا،درمقابل ضرر و زیان موقعیت طبقه کارگروتوده های زحمتکش را برملامی سازد. درعین حال جنگ ، ضمن خطرآفرینی برای زندگی روزمره نیروی رنج وکارجامعه، همه هستی آنان را رو به تباهی وچرخه تخریب و فرسایش دامن گستر می برند. کارگران وتوده زحمتکش جامعه ما دریافته اند،این جنگ ازآن بُود آنان نیست وهیچ نفعی از شروع تا پایان جنگ متوجه بهروزی زندگی شان نبوده ونیست. بلکه دراین جنگ ارتجاعی، این تنها توده کارگران ومردم بی دفاع ایران هستند، که قربانی سیاست های اغواء گرانه کاسبان جنگ می شوند. سیاست‌های بلوک های سرمایه داری هیچ منفعتی برای آنها ندارد وآنها صرفا قربانیان آن هستند.آنان به چشم خویش دیدند که موشک های تام هاک ترامپ فاشیست،ازسکوی پرتاب چگونه تعداد ۱۶۸ دانش آموزومعلم را درزیرتلی ازخرابی و ویرانی درشهرمیناب به زیرآوارکشاندوجان ستاند.چگونه تاکنون چند صد واحد مسکونی مردم بی دفاع را تخریب یا به شدت صدمه رسانده و با خاک یکسان کرده اند.حملات مشترک خارجی با زدن مخازن سوخت درتهران وکرج وبارش باران سیاه و آغشته به هوای سمی، چه سطح اضطراب عمومی فضای این دوشهرراپرکرده بود ودراین بین کودکان وزنان بیش ازهمه صدمه دیدند.دراین میان چندین مراکزدرمانی موردهدف قرارگرفتندوچندین امدادگر و کادردرمانی جان باخته اند. حاصل تهاجمات و مداخله گری نیروی خارجی،ویرانی تعداد زیادی ازواحدهای تولیدی کشور،ازجمله: کارخانه‌های صنایع غذایی،نساجی و همچنین واحدهای مرتبط با تولید قطعات صنعتی،نفت وپتروشیمی و صنعت فولاد دچارآسیب‌های جدی فیزیکی و تخریب ماشین‌آلات شدندوکارگران شاغل در این واحدها به دنبال این خسارات، بیکارشده‌اند.حمله به عسلویه، پالایشگاه ها،صنایع نفتی،پتروشیمی وفولاد اصفهان با ویرانی دیگر زیرساخت های اقتصادی،همه وهمه اینها توده تحتانی جامعه و موقعیت طبقه کارگررا تحت فشاروتنگناقرارمی دهد. حدود هشتاد تا نود درصد کارگران و پرسنل پروژه های ساختمانی وعمرانی بیکارشده اند. این بیکاری از جنس تعدیل نیرو از واحد های کار و کارگری نیست ، بلکه در مقابل بی ثباتی عمومی جامعه و بی نقشه گی دولت، و از بین رفتن خود واحد کارگری و چرخه تولید، به معنای پایان زندگی کارگر هم باید محسوب گردد.

مادرشرایطی به روزجهانی کارگر،اول ماه مه میرویم که آرایشی برای اقدام خیابانی تااینجای کار،حتی ازجانب نهادهای شبه کارگری خانه کارگرهم به مانند هرسال فراهم نیامده است.چرا شرایط جنگی برحیات جامعه متصوراست و آتش بس شکننده دوهفته ای تا اینجای کاردرپاکستان بی نتیجه مانده است.این تنها زحمت‌کشان ایران یعنی توده کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان و زحمتکشان روستایی ودیگرمزدبگیران و مردم بی دفاع وغیرمسلح ایران اند که هیچ نفعی ازجنگ، گسترش فضای نظامی ‌گری، بمباران کشوروسیاست‌های سلطه‌گرانه واستثمارگرانه خارجی و وزن انباشت شده خسارت های ناسنجیده جنگ طلبان حکومتی نداشته ونخواهند داشت.

حملات نظامی مشترک آمریکا واسرائیل و بمباران صدها هدف درمناطق مختلف ایران،ازجمله مراکززیربنایی،محیط‌های کار،پالایشگاه‌هاومناطق مسکونی، بخشی ازپروژه‌ی جنگ ‌افروزانه‌ای‌ است که بهای آن را مردم عادی،به‌ویژه زحمت‌کشان  با جان، معیشت و سلب امنیت شغلی خود می‌پردازند و تاکنون پرداخته اند.

درک این واقعیت که ضعیف ترین ومحروم ترین لایه ها درجامعه ما بیشترین هزینه های بحران جنگ آفریده شده بر فراز سرآنان را می پردازند، چنان با سیر روزانه زندگی این بخش ازجامعه عجین است که آگاهی خاص و ویژه ای نمی خواهد. مردم درعین حال آشکارا می بینند که درست در همین شرایط وخیم مسببن اصلی بحران نه تنها هیچ هزینه ای نمی پردازند که با قلدری تمام برادامه همان سیاست ها و روش های قرون وسطایی خود اصرارمی ورزند. باید گفت کارگران و زحمتکشان زمانی می توانند دربرابراین مجموعه سیاست های ظالمانه مقاومت موثری را سازمان دهند که اولا نارضایتی و ثانیا آگاهی آنان به اقدام جمعی تبدیل شود. گسترش دامنه اعتراضات کارگری در ماههای قبل ازجنگ نشان می دهد که شرایط برای اقدام جمعی نسبت به گذشته مهیاتربود. رویکرد مطالبه محورانه از سوی تشکل های مستقل کارگری وجنبش های طبقاتی زنان و جوانان و دانشجویان ومعلمان،به نشانه درک اهمیت اقدام جمعی وهمبسته اجتماعی درفضای عمومی جامعه برای مقابله با سیاست سرکوبگرانه حاکمیت درانداختن باربحران بر دوش کارگران وزحمتکشان سنگینی می نمود.اگرخلا ناشی ازوجود شبکه های اجتماعی بسرعت پرمی شدو وسعت می یافت .سنگربندی برمحور مطالبات بی پاسخ مانده توده زحمتکشان، درآن موقعیت، یکی ازمهم ترین عرصه های اقدام پُر وسعت اجتماعی را بازتاب می داد. افسوس وصد افسوس جنگ ارتجاعی و پائین کشاندن سطح بهروری از اینترنت وتعطیل و قطع دراز مدت اینترنت ،امان شبکه سازی ها را برید و جامعه را دربرابر تلاطم ناخواسته ویران سازی مداخله جنگاوران خارجی و کاسبان جنگ داخلی قرارداد.

خلاصه کلام آنکه :

طبقه‌ی کارگر ایران نه‌تنها هیچ نفعی ازجنگ ندارد، بلکه برآنند که این جنگ‌ آفرینی ها مستقیماً زندگی وامنیت آنان را هدف قرارداده‌اند. تداوم تحریم‌های اقتصادی، تخصیص بودجه‌های کلان به امورنظامی، ومحدودسازی آزادی‌ها منجربه فقرگسترده تر، سرکوب وسیع تر، به زندان کشاندن و بازداشت های وسیع و راه انداختن چرخه اغدام ها همه و همه در دل گرسنگی، مرگ و آوارگی میلیون‌ها نفردر پهنه جغرافیای ایران به وسیع ترین شکل درطول همه سال ها و امروز دردل همین وضعیت جنگی دهن بازکرده  است.

برهمگان آشکاراست؛ ادامه‌ی مسیرجنگ کنونی، جزتخریب بیشتر، آسیب‌های جبران‌ناپذیربه محیط‌زیست همگانی وتکرار فجایع انسانی،که تماما پیامد های خونباری اند  که طبقه‌ی کارگرومردم محروم ایران، همچون ستمدیدگان دیگرکشورهای منطقه، از قربانیان اصلی این وضعیت‌اند.

مردم خاورمیانه نیازمند پایان بخشی به تنش‌های خانمان‌براندازشیوخ منطقه و نفتخواران تجارت پیشه ناب محمدی دربرابردریافت دلار و انباشت سلاح و کباده کشی ، کسانی اند که خود را صاحب قمارخانه ها وحرمسرای های  زن بارگی و باغ و بستان خویش درمیان قدرت‌های منطقه‌ای وجهانی می شناسند . اما مردمان فرودست منطقه دنبال برقراری صلحی پایدارند؛ صلحی که دردل آن، همگان بتوانند سرنوشت خود راازطریق سازمان‌دهی، به سامان بردن تشکل‌های توده‌ای، گسترش اعتراضات ومشارکت مستقیم و همگانی، تعیین کنند و کائنات زندگی شان را خود رقم بزنند نه عالمان دین سالار که سایه ساران خدا برزمین و افلاک اند!

امیر جواهری لنگرودی

ادامه دارد…   a.javaher99@gmail.com

    دوشنبه ۳۱ فروردين ۱۴۰۵ برابر با ۲۰ آوريل ۲۰۲۶

About admin

Check Also

گزارش مطبوعاتی ـ کمیته بین المللی دیدار با عبداله اوجالان و دفاع از حق امید

در شرایطی که جهان با تشدید جنگ، سرکوب و محدود شدن افق‌های انسانی روبه‌روست، ما—به‌عنوان …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *