در یک نگاه؛ وارت تاج و تخت استبداد و ارتجاع شاهی متهم است، نه “مدعی” ـ رحمان حسین زاده
رضا پهلوی از خود بضاعتی در عرصه سیاست و حتی کارکرد اجتماعی متعارف به عنوان یک شهروند ندارد. هنرش “ژن” پدر و مادری است. اگر اسم و رسمی دارد، چون وارث تاج و تخت ارتجاع شاهی است. امیدوار است، توسط قدرتهای ارتجاع جهانی
همانند پدر بزرگ و پدرش به بازی گرفته شود. در دنیای “مالیخولیایی” خود فراخوان ضد مردمی صادر میکند. متکی به امکانات مالی و رسانه ای دشمنان شناخته شده مردم ایران، امثال دولتهای آمریکا و اسرائیل با اتکا به حواریون خرافی شاهپرست، و سیاه جامگان فاشیست اجاره ای فضا سازی میکنند. نقطه مقابل خواسته های برحق مردم علیه فقر و گرانی و تبعیض و سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی، خرافه های ناسیونالیستی “ایران را پس میگیریم” و “پهلوی” برمیگردد را اشاعه میدهند. دستش به جایی بند نیست، دون کیشوت وار با چماق سرکوبگرانه “تمامیت ارضی و تجزیه طلبی” تهدید به ادامه ستم ملی و سرکوب مردم کرددستان را در خواب می بیند. این سرلشکر بی لشکر را باید متوجه کرد، دوره و زمانه بسیار فرق کرده است. نه دوره رضاخان قلدر پدر بزرگش است، نه دوره پدر فاسد و سرکوبگرش، که هر دو با ضرب کودتا خود را بر جامعه تحمیل کردند. گرد و خاک این روزها حول “شاه پرستی” میخوابد. ازمردم حق طلب کردستان و سراسر ایران، از جامعه میلیونی متنفر از استبداد فردی اسلامی و شاهی ازجنبش کارگری و آزادیخواهانه پاسخ میگیرند.
رضا پهلوی مادام وارث تاج و تخت خاندان است، وارث همه ستمگریها، لشکرکشیها، زندان و شکنجه و اعدامهای دوران پدر بزرگ و پدر منفورش هم هست.
در فردای سرنگونی جمهوری اسلامی وارث حکومت خاندان پهلوی در موقعیت متهم ، باید بر صندلی اتهام بنشیند و پاسخگوی تباهیها و زشتی های حاصل حاکمیت سلطنتی علیه مردم باشد.
……………………..
قلعه بلندچپ دانشگاه و گوبلزهای بادکنکی خاندان پهلوی!
چهار روز اعتراضات پرشور دانشگاههای متعدد و دانشجويان جسور را پشت سر گذاشتیم. پیام اصلی این اعتراضات پافشاری آگاهانه برسرنگونی کامل جمهوری جانی اسلامی و تداوم سنت مبارزاتی آزادیخواهانه ی ضد استبدادی و علیه فقر و تبعیض اعلام شد.
در این میان و برای اولین بار در گوشه هایی از اعتراضات، بنادرست، سمپاتی به خاندان بدنام پهلوی اتفاقا قاتل دانشجویان در شانزدهم آذر ۷۲ سال قبل، نشان داده شده است.
سلطنت چیها و مزد بگیران حلقه بگوششان در پهلوی انترنشنال سر از پا نمیشناسند.
گوبلزهای بادکنکی درباری، امثال مرادویسی نوکر صفت، با بیان صریح خود، ” پایان دست بالا بودن چپ و شیفت به طرف “راست و ملی گرایی” را جشن گرفت. دیگری، فرداد فرحزاد جبون، خم به ابرو نیاورد، از “چرخش دانشگاه از شعارهای چپ به شعارهای دست راستی” عین گفته خودش است، خرسند است. از تیپ و قماش اینها بعضی سرسپردگان دیگر خاندان سلطنت نوشتند، “قلعه چپ فروریخت”.
به چنین کسان بیمایه ای که ناسلامتی تحصیلکرده و دانشگاه دیده، در ” جهان آزاد” مطلوبشان، آن هم در آغاز قرن بیست و یکم، خودآگاهانه از روی منافع حقیر امروزو آینده، بردگی در بارگاه “شاهی” را انتخاب کرده اند، باید گوشزد کرد، و گفت کور خوانده اید، قلعه چپ دانشگاه پایدار تر از آن است، که تصورش میکنید. در همین چهار روز اعتراضات با وجود محدودیتهای فراوان دانشجویان چپ و سوسیالیست و ضد استبداد سلطنتی و جمهوری اسلامی با شعارهای “نه سلطنت، نه رهبری،آزادی و برابری و مرگ بر جمهوری اسلامی” پاسخ شایسته به جناح راست دانشگاه داده اند. اما “پهلوی انترنشنال” و همین گوبلزهای بادکنکی عامدانه سانسورش میکنند. ننگتان باد.
سلطنت طلبان و کل جناح دست راستی و پرو غربی اپوزیسیون مطمئن باشند، قلعه قدرتمند چپ و سوسیالیستهای دانشگاه با صلابت پابرجا است. عمارتی که کمونیستها و چپها از دوران حکومت رضاخان قلدر، تا حکومت کودتای محمد رضای جبون و بی اراده و حلقه بگوش سرمایه جهانی و امپریالیسم با فداکاری و مبارزه و زندان و پای دار اعدام وبا جانفشانی بی نظیر پی ریزی کردند، قویتر از آن است، با هیاهوی دروغهای گوبلزی شما فروبریزد. در مصافهای حاد پیش رو ، سیلی محکم ساکنین ثابت قدم و روشن بین این قلعه را خواهید خورد.
مثل مشهوری هست، “جوجه ها را آخر پاییز میشمارند”
اسفند ۱۴۰۴
*گوبلز وزیر تبلیغات فاشیسم هيتلری بود.
Tel: 0046739225969
در یک نگاه
وارث تاج و تخت استبداد و ارتجاع شاهی متهم است، نه “مدعی”
رحمان حسینزاده
رضا پهلوی از خود بضاعتی در عرصه سیاست و حتی کارکرد اجتماعی متعارف به عنوان یک شهروند ندارد. هنرش “ژن” پدر و مادری است. اگر اسم و رسمی دارد، چون وارث تاج و تخت ارتجاع شاهی است. امیدوار است، توسط قدرتهای ارتجاع جهانی
همانند پدر بزرگ و پدرش به بازی گرفته شود. در دنیای “مالیخولیایی” خود فراخوان ضد مردمی صادر میکند. متکی به امکانات مالی و رسانه ای دشمنان شناخته شده مردم ایران، امثال دولتهای آمریکا و اسرائیل با اتکا به حواریون خرافی شاهپرست، و سیاه جامگان فاشیست اجاره ای فضا سازی میکنند. نقطه مقابل خواسته های برحق مردم علیه فقر و گرانی و تبعیض و سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی، خرافه های ناسیونالیستی “ایران را پس میگیریم” و “پهلوی” برمیگردد را اشاعه میدهند. دستش به جایی بند نیست، دون کیشوت وار با چماق سرکوبگرانه “تمامیت ارضی و تجزیه طلبی” تهدید به ادامه ستم ملی و سرکوب مردم کرددستان را در خواب می بیند. این سرلشکر بی لشکر را باید متوجه کرد، دوره و زمانه بسیار فرق کرده است. نه دوره رضاخان قلدر پدر بزرگش است، نه دوره پدر فاسد و سرکوبگرش، که هر دو با ضرب کودتا خود را بر جامعه تحمیل کردند. گرد و خاک این روزها حول “شاه پرستی” میخوابد. ازمردم حق طلب کردستان و سراسر ایران، از جامعه میلیونی متنفر از استبداد فردی اسلامی و شاهی ازجنبش کارگری و آزادیخواهانه پاسخ میگیرند.
رضا پهلوی مادام وارث تاج و تخت خاندان است، وارث همه ستمگریها، لشکرکشیها، زندان و شکنجه و اعدامهای دوران پدر بزرگ و پدر منفورش هم هست.
در فردای سرنگونی جمهوری اسلامی وارث حکومت خاندان پهلوی در موقعیت متهم ، باید بر صندلی اتهام بنشیند و پاسخگوی تباهیها و زشتی های حاصل حاکمیت سلطنتی علیه مردم باشد.
……………………..
قلعه بلندچپ دانشگاه و گوبلزهای بادکنکی خاندان پهلوی!
چهار روز اعتراضات پرشور دانشگاههای متعدد و دانشجويان جسور را پشت سر گذاشتیم. پیام اصلی این اعتراضات پافشاری آگاهانه برسرنگونی کامل جمهوری جانی اسلامی و تداوم سنت مبارزاتی آزادیخواهانه ی ضد استبدادی و علیه فقر و تبعیض اعلام شد.
در این میان و برای اولین بار در گوشه هایی از اعتراضات، بنادرست، سمپاتی به خاندان بدنام پهلوی اتفاقا قاتل دانشجویان در شانزدهم آذر ۷۲ سال قبل، نشان داده شده است.
سلطنت چیها و مزد بگیران حلقه بگوششان در پهلوی انترنشنال سر از پا نمیشناسند.
گوبلزهای بادکنکی درباری، امثال مرادویسی نوکر صفت، با بیان صریح خود، ” پایان دست بالا بودن چپ و شیفت به طرف “راست و ملی گرایی” را جشن گرفت. دیگری، فرداد فرحزاد جبون، خم به ابرو نیاورد، از “چرخش دانشگاه از شعارهای چپ به شعارهای دست راستی” عین گفته خودش است، خرسند است. از تیپ و قماش اینها بعضی سرسپردگان دیگر خاندان سلطنت نوشتند، “قلعه چپ فروریخت”.
به چنین کسان بیمایه ای که ناسلامتی تحصیلکرده و دانشگاه دیده، در ” جهان آزاد” مطلوبشان، آن هم در آغاز قرن بیست و یکم، خودآگاهانه از روی منافع حقیر امروزو آینده، بردگی در بارگاه “شاهی” را انتخاب کرده اند، باید گوشزد کرد، و گفت کور خوانده اید، قلعه چپ دانشگاه پایدار تر از آن است، که تصورش میکنید. در همین چهار روز اعتراضات با وجود محدودیتهای فراوان دانشجویان چپ و سوسیالیست و ضد استبداد سلطنتی و جمهوری اسلامی با شعارهای “نه سلطنت، نه رهبری،آزادی و برابری و مرگ بر جمهوری اسلامی” پاسخ شایسته به جناح راست دانشگاه داده اند. اما “پهلوی انترنشنال” و همین گوبلزهای بادکنکی عامدانه سانسورش میکنند. ننگتان باد.
سلطنت طلبان و کل جناح دست راستی و پرو غربی اپوزیسیون مطمئن باشند، قلعه قدرتمند چپ و سوسیالیستهای دانشگاه با صلابت پابرجا است. عمارتی که کمونیستها و چپها از دوران حکومت رضاخان قلدر، تا حکومت کودتای محمد رضای جبون و بی اراده و حلقه بگوش سرمایه جهانی و امپریالیسم با فداکاری و مبارزه و زندان و پای دار اعدام وبا جانفشانی بی نظیر پی ریزی کردند، قویتر از آن است، با هیاهوی دروغهای گوبلزی شما فروبریزد. در مصافهای حاد پیش رو ، سیلی محکم ساکنین ثابت قدم و روشن بین این قلعه را خواهید خورد.
مثل مشهوری هست، “جوجه ها را آخر پاییز میشمارند”
اسفند ۱۴۰۴
*گوبلز وزیر تبلیغات فاشیسم هيتلری بود.
رحمان حسینزاده
Tel: 0046739225969