بسیج نظامی ایالات متحده به دنبال تغییر شکل جمهوری اسلامی است، نه سرنگونی آن! ـ عباس گویا

همانطور که خود دونالد ترامپ گفت، ایالات متحده “ناوگان عظیمی” را به سمت ایران حرکت داده است. دلیل این تشدید، آنطور که اغلب ادعا می‌شود، پاسخی به کشتار معترضان توسط جمهوری اسلامی ایران یا تغییر رژیم نیست. بلکه پاسخی به تهدیدی بسیار خطرناک‌تر برای واشنگتن و تهران است: قیام غیرقابل کنترل گرسنگان و محرومان.

برای درک رویارویی فعلی، باید تحولات سیاسی و اجتماعی چهار سال گذشته را بررسی کرد.

  • علیرغم سرکوب وحشیانه اعتراضات ١٤٠١ – که با قتل مهسا امینی به دلیل نقض ادعایی قوانین حجاب اجباری آغاز شد – جمهوری اسلامی با این وجود مجبور به عقب‌نشینی شد. از طریق قدرت مطلق مقاومت جمعی، اجرای حجاب اجباری عملاً فروپاشید و آزادی پوشش زنان در بسیاری از فضاهای عمومی به یک واقعیت بالفعل تبدیل شد.

  • این پیروزی فضای سیاسی را دگرگون کرد. در طول سه سال گذشته، خیابان‌های ایران به طور مداوم توسط اعتراضات کارگران مصمم‌ اشغال شد: بازنشستگان، معلمان، کارگران صنعتی و خدماتی، رانندگان کامیون (به ویژه اعتصابات عمومی ۲۰۱۸-۲۰۱۹)، پرستاران و غیره. این اعتراضات با اعتماد به نفس، هماهنگی و رادیکالیسم بیشتری وارد مبارزه علیه جمهوری اسلامی شدند.

  • اعتراضات دیماه جاری ربطی به اعتراض بازاریان نداشت؛ ناآرامی‌های بازار صرفاً بهانه‌ای برای فوران یک قیام گسترده‌ بود. با تکیه بر تجربیات قیام‌های ۲۰۱۷، ۲۰۱۹-۲۰۲۰ و ۲۰۲۲، اعتراضات دیماه به سرعت در سراسر کشور گسترش یافت و ماهیتی آشکارا ضد حکومتی به خود گرفت. این قیام، فارغ از هرگونه توهمی به جناح‌های جمهوری اسلامی، مستقیماً و قهرا دستگاههای سیاسی، ایدئولوژیک و نظامی را هدف قرار داد. در این برهه، جمهوری اسلامی و ایالات متحده نقش‌های مکمل پلیس بد، پلیس خوب را ایفا کردند: اولی به عنوان مجری بی‌رحم یک نسل کشی، دومی به عنوان داور «حقوق بشر» – هر دو به روش‌های مختلف برای مهار قیام تلاش کردند.

  • از سوی دیگر، در سال ۲۰۲۳ پس از حمله وحشیانه حماس در ۷ اکتبر به غیرنظامیان اسرائیلی، توازن منطقه‌ای تغییر کرد. جنایات بعدی اسرائیل در غزه، فروپاشی تدریجی به اصطلاح «محور مقاومت» را دامن زد: سرنگونی اسد، تضعیف و خلع سلاح حزب‌الله و فروپاشی عملی حماس. ضربه سرنوشت‌ساز به ایران در جریان رویارویی نظامی ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵ وارد شد. از آن زمان، جمهوری اسلامی در شرایط نه جنگ و نه صلح بسر میبرد – از نظر استراتژیک تضعیف شده اما همچنان پابرجاست.

  • اسرائیل، که اکنون از موضع تهاجمی عمل می‌کند، با تبلیغ رضا پهلوی، به عنوان یک حاکم نیابتی بالقوه، به دنبال شکل دادن به آینده ایران بوده است. تحقیقات متعدد توسط هاآرتص، دی‌مارکر و آزمایشگاه شهروندی دانشگاه تورنتو، یک کمپین نفوذ دیجیتال مخفی اسرائیل را مستند کرده‌اند. با استفاده از حساب‌های جعلی رسانه‌های اجتماعی و محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی، عوامل فارسی زبان پس از سفر رضا پهلوی به اسرائیل در سال ۲۰۲۳، او را تبلیغ کردند و تلاش کردند سلطنت را به عنوان یک جایگزین سیاسی در داخل ایران احیا کنند.

  • با این حال، ایالات متحده به درستی وزن اجتماعی واقعی رضا پهلوی را در میان مخالفان ایران ناچیز ارزیابی میکند. واشنگتن به جای حمایت از جایگزینی سلطنت‌، به استراتژی دیرینه خود – که ۴۷ سال بدون تغییر مانده است – ادامه می‌دهد و تلاش می‌کند جمهوری اسلامی را به یک دولت متعارف‌ و قابل مدیریت‌ تبدیل کند، در حالی که در نهایت اسلام سیاسی را به عنوان مکانیزمی برای کنترل اجتماعی و سرکوب علیه طبقه کارگر تحمل می‌کند. بیانیه ترامپ، “زمان آن رسیده است که به دنبال رهبری جدید در ایران باشیم”، باید در این چارچوب درک شود.

در این زمینه، بسیج نظامی در حال وقوع ایالات متحده به سمت ایران نه گامی در جهت تغییر رژیم، بلکه به نیت راهبردی برای نظم بخشیدن، بازسازی و تثبیت جمهوری اسلامی، بدون خامنه ای، است تا از ظهور یک جنبش توده‌ای مستقل که می‌تواند هم حاکمان داخلی و هم مدیریت امپریالیستی را به طور یکسان از بین ببرد، جلوگیری کند.

عباس گویا

۲۳ ژانویه ۲۰۲۶

**

پی‌نوشت – برای جزئیات بیشتر، به «کشمکش ایران-آمریکا و ما” رجوع کنید

About admin

Check Also

بیانیه ـ آزادی، رفاه، برابری در گرو تبدیل جنگ به انقلاب است

جمهوری اسلامی در بی‌سابقه‌ترین قتل عام‌ تاریخ معاصر ایران، با کشتاری از پیش‌ برنامه‌ریزی‌شده، سازمان‌یافته، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *