مقدمه این متن، تجربهٔ شخصی من از دوپارگی زبانی و عاطفی را روایت میکند: زندگی میان زبان مادری کوردی، زبان مهر و عاطفه، و زبان فارسی، زبان فرمان و رسمیت. در دل این دوگانگی، گفتوگو با مادری که دیگر در میان ما نیست، جاری است؛ مادری که زبانش پل پیوند با احساسات و عاطفهٔ واقعی من است. هدف این متن، …
ادامه متن ...