فریاد زندگی از تُمپ‌ریگان؛ زمانی که زنان و کودکان بلوچ برای آب فریاد می‌کشند شش روز بی‌آبی؛ کودکان در جست‌وجوی آب و زنانی که به میدان آمده‌اند ـ عباس منصوران

در روزگاری که دسترسی به آب آشامیدنی سالم باید یکی از ابتدایی‌ترین حقوق هر موجود زنده‌ای—حتی خاک کویر—باشد، زنان و دختران روستای «تُمپ‌ریگان» در شهرستان ایرانشهر، تشنه و در جست‌وجوی آب به میدان آمدند و فریاد سر دادند.

شامگاه دوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵، شماری از زنان و دختران این روستا در استان سیستان و بلوچستان، در اعتراض به شش روز قطعی کامل آب آشامیدنی، قطعی برق، کمبود نان و عواقب بیکاری، در برابر جایگاه سوخت روستا دست به تجمع اعتراضی زدند. این اعتراض تنها واکنشی به قطعی یک خدمت عمومی نبود؛ بلکه صدای اعتراض خانواده‌هایی بود که زندگی روزمره آنان زیر فشار مجموعه‌ای از کمبودهای اساسی برای زنده ماندن قرار گرفته است.

تکان‌دهنده‌ترین فریادها از تُمپ‌ریگان، صدای کودکان این روستاست؛ کودکانی که به جای کیف مدرسه، گالن‌های خالی آب بر سر دست نهاده‌اند. در ویدیوهای منتشرشده از این تجمع، گاری‌ها و فرغون‌هایی دیده می‌شوند که برای جابه‌جایی گالن‌های آب استفاده می‌شوند و کودکی یکی از آن‌ها را می‌کشد. اهالی می‌گویند نبود آب، کودکان را به جای حضور در کپرها و مکان‌هایی که مدرسه نامیده می‌شود، برای دست‌یابی به آب آشامیدنی روانه میدان اعتراض ساخته است.

این تصویر، مستندی هولناک از سیستان و بلوچستان و تمام گوشه‌های به محرومیت کشانده‌شده در ایران است؛ برآیند ناگزیر ساختارها و حکومت‌های پهلوی و جمهوری اسلامی. محرومیت از آب تنها به تحمل تشنگی محدود نمی‌شود؛ نبود آب کافی، سلامت و بهداشت خانواده را به خطر می‌اندازد، بار سنگین کار خانگی را افزایش می‌دهد و فرصت‌های آموزشی کودکان را نابود می‌سازد. در چنین شرایطی، بحران آب به بحرانی زیستی مبدل می‌شود که پیامدهای آن ممکن است سال‌ها گریبان‌گیر جامعه باشد.

زنان بلوچ؛ در خط مقدم مطالبه حق زندگی

ویژگی برجسته تجمع تُمپ‌ریگان، حضور و نقش محوری زنان و دختران بود. زنانی که در بسیاری از خانواده‌ها مسئولیت سنگین مراقبت از کودکان، تهیه غذا و مدیریت نیازهای روزمره را بر دوش دارند، از نخستین کسانی هستند که پیامدهای قطعی آب و کمبود خدمات عمومی را با تمام وجود لمس می‌کنند.

اما زنان تُمپ‌ریگان تنها در قامت آسیب‌دیدگان این بحران ظاهر نشدند؛ آنان به کنشگرانی اجتماعی بدل گشتند که مطالبات خود را به شکلی جمعی و آشکار مطرح کردند. این حضور نشان می‌دهد که زنان روستایی—به‌ویژه در بلوچستان—را نباید صرفاً دریافت‌کنندگان بی‌اراده خدمات یا قربانیان منفعل محرومیت دانست. آنان قادرند سازمان‌دهندگان مطالبه‌گری و اعتراض، و مدافعان سرسخت حقوق خانواده و جامعه خود باشند. اعتراض آنان هم‌چنین یادآور این حقیقت است که حق دسترسی به آب، برق، نان و آموزش، موضوعاتی جدا از یکدیگر نیستند؛ بلکه اجزای به‌هم‌پیوسته یک زندگی انسانی و شرافتمندانه‌اند.

مسئله فقط یک روستا نیست

بحران آب در سیستان و بلوچستان پیشینه‌ای درازمدت دارد. خشکسالی‌های مکرر و فشار تغییرات اقلیمی، اگرچه سبب‌های طبیعی محسوب می‌شوند اما پدیده‌هایی قابل پیشگیری و جبران هستند. با این حال، مشکلات زیرساختی و محدودیت منابع آب، زندگی بسیاری از جوامع روستایی این استان را با تهدید مستقیم مواجه کرده است.

توضیح این بحران صرفاً بر اساس خشکسالی کافی نیست؛ تاب‌آوری شبکه‌های آبرسانی، نگهداری تجهیزات، سرعت رسیدگی به خرابی‌ها و چگونگی توزیع امکانات عمومی، موضوعاتی است که کاملاً به عملکرد حکومت اسلامی بازمی‌گردد. خشکسالی ممکن است منابع آب را محدود کند، اما عدم پاسخ‌گویی به خرابی زیرساخت‌ها، ناتوانی در تأمین اضطراری آب و بی‌توجهی به سلامت مردم، مسئولیت مستقیم باندهای حاکمی است که با ساختاری ویرانگر و فاسد، جز ویرانی و نیستی نیافریده‌اند.

بر اساس گزارش رسانه محلی «رسانک»، روز سه‌شنبه ۱۲ آبان—یک روز پس از تجمع زنان روستا—وعده عملیات تعویض پمپ آب تُمپ‌ریگان مطرح و کار آغاز شد، اما همانند دیگر وعده‌های دروغین حکومتی، نشانی از پاسخ‌گویی واقعی و پایدار در آن نیست. پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا آب سالم و کافی به خانه‌های روستا بازگشته است؟ آیا برای جلوگیری از تکرار قطعی‌ها برنامه مشخصی وجود دارد؟ وضعیت برق، نان و اشتغال چه خواهد شد؟ تعویض یک پمپ، حتی در صورت موفقیت، به‌تنهایی پاسخگوی حجم گسترده مشکلات مطرح‌شده از سوی ساکنان نیست.

حق آب، حق آموزش و حق برخورداری از زندگی شایسته

دسترسی به آب آشامیدنی سالم و خدمات بهداشتی از حقوق بنیادین بشر است. هنگامی که کودکان برای تأمین آب خانواده از تحصیل بازمی‌مانند، مسئله دیگر تنها کمبود یک منبع طبیعی نیست؛ بلکه برخورداری آنان از آموزش و فرصت‌های برابر آینده در معرض نابودی قرار گرفته است. رسیدگی مؤثر به وضعیت  فرودستان تُمپ‌ریگان به پاسخکویی و برآوردن فوری آب سالم، بازسازی شبکه برق، رسیدگی به دسترسی مردم به نان و ارائه برنامه‌ای روشن برای بهبود خدمات و گذران زندگی در این روستاست.

زنان تُمپ‌ریگان خواسته‌هیا برحق  دیگری  مطرح نکرده‌اند؛ آنان آب برای نوشیدن، برق برای زندگی، نان برای خانواده و زندگی برای فرزندانشان می‌خواهند. اهمیت اعتراض آنان در همین سادگی و بنیادین بودن مطالباتشان و پیشتازی‌اشان نهفته است.

در پس تصویر کودکانی که گالن‌های آب را با گاری و فرغون جابه‌جا می‌کنند، واقعیت بزرگ‌تری عیان است: شکاف عمیق میان نیازهای اولیه شهروندان و امکاناتی که در زندگی روزمره در اختیار آنان قرار دارد. اعتراض زنان بلوچ در تُمپ‌ریگان یادآوری می‌کند که حق زندگی شایسته نباید به جغرافیای تولد و زیست، جنسیت، یا فاصله یک روستا از مراکز تصمیم‌گیری وابسته باشد.

آب یک امتیاز نیست؛ حق محض زندگی است. و صدای زنان و کودکانی که برای این حق برخاسته‌اند، صدای خوزستان، صدای کردستان و صدای تمامی گوشه‌های به ویرانی کشانده‌شده در سراسر ایران است.

عباس منصوران

۱۶ آبان ۱۴۰۵

About admin

Check Also

کارگران فصلی و روزمزد؛ نیروی پراکنده طبقه کارگر در برابر استثمار و سرکوب ـ تحریریه سایت فدایی

کارگران فصلی و روزمزد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *