پیش درآمد:
(۱)
این نوشتار، پیشدرآمدی است در نقد و بررسی پروژهای که با عنوان «کنگره آزادی ایران» آغاز شده است؛ پروژهای که به سبب اهمیت سیاسی، طبقاتی، نظری و برآمد برههای آن، نمیتوان از کنارش با سکوت، شتابزدگی یا نفی کلی گذشت. از اینرو، در قالب نوشتارهایی پیدرپی، به بررسی ابعاد گوناگونِ آن پرداخته خواهد شد: از ترکیب نیروها و هژمونی نظری آن گرفته تا نسبتش با جنبشهای کارگری و اجتماعی، مسئله ملیتیـاتنیکی، جنبش زنان، اقتصاد سیاسی، نقش نیروهای برونمرزی، و جایگاه حکومتشوندگان در چشمانداز آن.
روشن است که این نقد، از سر انکار، طرد یا نفی این رویکرد نگاشته نمیشود، بلکه کمکی است به گشودن میدان گفتوگو و اعتنا به امکانهایی که این یا هر تلاش جمعی دیگر میتواند علیه بقایای حکومت اسلامی در خود داشته باشد. اهمیت این نقد از آنجا سرچشمه میگیرد که «کنگره آزادی ایران» میتواند به یکی از گفتمانهای اثرگذار در آرایشیابی اپوزیسیون، بازتعریف گذار، و صورتبندی آینده قدرت سیاسی و انقلاب در ایران بدل شود. بنابراین، نقد آن نه یک نگاه انتزاعی یا بیرونی، بلکه گونهای مسئولیت نظری و سیاسی در برابر جریانی است که دوفاکتو (در امر واقع) در حال فرارویی است.
هر پروژه سیاسی، پیش از آنکه به مرامنامه نهایی، برنامه عمل رسمی یا ساختار تثبیتشده برسد، خود را در زبان، مفاهیم، نانوشتگیهای میان خطوط، اولویتها، پنلها، سخنرانیها، نیروهای مؤثر، حذفها (همانگونه که در نخستین روزها در تلاش برای حذف پژاک در آخرین لحظههای نشست آشکار بود) و تأکیدهایش نشان میدهد. از همینرو، اگرچه هنوز مرامنامه نهایی یا برنامه الزامآور این جمع منتشر نشده، اما از خلال کارگاهها، سخنرانیها، چهرهها و بهویژه پنل اقتصادی آن، میتوان خطوط مقدماتی هویت سیاسی و طبقاتی حاکم بر آن را تشخیص داد. آنچه تاکنون دیده میشود، نوعی پیشدرآمد هویتی است؛ نشانهای از اینکه کدام زبان سیاسی، کدام افق اقتصادی، و کدام نیروهای اجتماعی در تلاش برای کسب رهبری و هژمونی هستند. نقطه حرکت این نقد، تفکیک میان «نفی» و «روشنسازی» است. نقد رهاییبخش، نه برای انکار هر امکان ائتلاف، بلکه برای جلوگیری از تهیشدنِ اجتماعیِ ائتلافهاست.
۱. تکثر صوری در برابر تکثر رهاییبخش: مفاهیم در بوته نقد طبقاتی
این کنگره را نمیتوان همچون یک کل یکپارچه، همگون و همسو فهمید. این جمع، دستکم در سطح ترکیب نیروها و جهتگیریهای اعلامشده و پنهان، جبههای چندلایه از گرایشها، منافع و افقهای سیاسی گوناگون است که در آن میتوان حضور نیروهای لیبرال، جمهوریخواه، ملیگرا، سلطنتطلبانِ مشروطهخواه، فعالان حقوق مدنی، چهرههای آکادمیک، نیروهای برآمده از ملل زیر ستم، فمینیستهای متفاوت، نیروهای چپ، تکنوکراتها و گرایشهای شاخص بازارمحور را مشاهده کرد. اما تکثر، همانند بسیاری از مفاهیم کلی، میتواند سرپوشی برای سازش و نفی اصلیترین تضادها میان استثمارشونده و استثمارگر، یا به بیانی میان بردگان و بردهداران مدرن یا حکومتگران و حکومت شوندگان باشد. تکثر بهخودیخود، نه فضیلتی رهاییبخش است و نه تضمینی برای آزادی و برابری اجتماعی.
تمایز میان دو نوع تکثر:
-
تکثر صوری: :چیزی جز گونهگونیِ نامها، چهرهها، گرایشها و گاه هدفهای متضاد و آشتیناپذیر نیست. چنین تکثری، اگر از نسبت نیروها، مناسبات قدرت و جایگاه طبقاتی شرکتکنندگان تهی شود، خطرناک است؛ زیرا زیر نامِ فریبندهی «همه با هم»، تضادهای واقعی را میپوشاند، نیروهای فرودست را در حاشیه نگه میدارد، و راه را برای هژمونی نیروهای مسلط، بازارمحور، مرکزگرا یا اقتدارطلب هموار میسازد.
-
تکثر رهاییبخش: حضور واقعی، مؤثر و سازمانیافتهی نیروهای اجتماعی از پایین و حکومتشوندگان در تصمیمگیریهای زندگیبخش است؛ یعنی کارگران (اعم از مولد و غیرمولد)، آموزگاران و فرهنگیان، پرستاران، بازنشستگان، زنان، دانشجویان، تهیدستان شهر و روستا، زخمتکشان شهر و روستا، جوانان محلات، ملل و اتنیکها، آیینها و فرهنگهای زیر ستم، شوراها و نهادهای مستقل، و مادران دادخواه و زندانیان سیاسی.