جنگ، حذف رنج زنان فرو دست و صدای کنشگری ـ کوکب محمدی

در شرایط جنگ و شدیدترین بحرا‌ن ‌های همه جانبه، نخستین واقعیتی تلخی که باید به روشنی بیان کرد، آن‌ستکه : زنان، به‌ویژه زنان کارگر و فرودست، نه در حاشیه، بلکه در مرکز پی‌آمدهای ویرانگر قرار دارند. با این‌حال، آن‌ها در روایت رسمی همچنان به‌عنوان قربانیانی منفعل تصویر می‌شوند؛ بی‌صدا، بی‌قدرت و بیرون از عرصه‌ی تصمیم‌گیری. این شکاف میان واقعیت و بازنمایی، خود بخشی از سازوکار حذف است.

زنان هیچ همسویی با جنگ و جنگ افروزان ندارند، زیرا جنگ  بازتولید و تشدید مناسبات طبقاتی مبتنی بر مالکیت خصوصی وسایل تولید و مردسالار است. در چنین وضعیتی، هر ادعای رهایی‌بخشی از دل جنگ، بی‌پایه است، در جنگ، بدن‌ها  و رویاها و آینده نابود میشوند و ساختارهای مسلط ، تقویت بیشتری می‌یابند. در بحران‌های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی  همانند اکنون، اصول پایه‌ای انسانی به‌سادگی کنار گذاشته می‌شوند: نقد خاموش می‌شود، مطالبات اجتماعی به تعلیق درمی‌آیند و هر صدای مخالفی با ارجاع به “ضرورت شرایط” بی‌اعتبار می‌شوند. نخستین چیزی که قربانی می‌شود، حق مطالبه‌گری است؛ و زنان بیش از دیگران از این حذف، قربانی‌ می‌شوند.
در بازار کار، این روند چهره‌ای کاملاً عینی دارد. زنان کارگر و فرودست در صف اول اخراج و بیکار سازی قرار می‌گیرند. تعطیلی مراکز تولیدی، کاهش ظرفیت‌های اقتصادی و بی‌ثباتی عمومی، هزاران زن را از چرخه‌ی کار و تولید و بازار کار خارج کرده است. این حذف، فقط از دست دادن شغل نیست؛ از دست دادن استقلال اقتصادی است. به ویژ‌ه در ایران که میلیون‌ها زن، ‌نان آور خانواده و سرپرست خانوده بوده‌اند. آمار دقیقی در دست نیست اما شمار این زنان را حدود ۳ تا ۴ میلیون خانوار زن‌سرپرست در ایران وجود دارد، یعنی تقریباً ۱۲٪ تا ۱۴٪ کل خانوارها.

(برخی برآوردها حتی تا ۵ تا ۶ میلیون خانوار هم ذکر شده).

قطع اینترنت نیز نمونه‌ای روشن از این سازوکار است: بیش از یک میلیون زن که از طریق مشاغل آنلاین امرار معاش می‌کردند، ناگهان منبع درآمد خود را از دست داده‌اند و به وضعیت معیشتی به‌شدت ناپایدار رانده شده‌اند.
این تحولات اقتصادی، مستقیماً به حذف عاملیت زنان منجر می‌شود. زنی که از نظر اقتصادی بی‌ثبات است، کمتر امکان کنش اجتماعی و سیاسی دارد. اینجاست که پیوند میان اقتصاد و سیاست آشکار می‌شود: بیکاری و فقر، فقط مسئله معیشت نیست، بلکه ابزار کنترل است. در سطح بازنمایی نیز این حذف تثبیت می‌شود؛ رسانه‌ها زنان را عمدتاً در نقش قربانی بازتولید می‌کنند، نه کنشگر. روایت جنگ از منظر زنان نوشته نمی‌شود، و در نتیجه، تجربه‌ی زیسته‌ی آن‌ها به حاشیه رانده می‌شود.

بسیاری از مراکز تولیدی و اقتصادی پیش از این نیز درگیر رکود، کاهش تولید و بی‌ثباتی بودند، اما شرایط جنگی این بحران را به شدت، تشدید کرده است. اکنون موجی از تعطیلی‌ها و تعدیل نیرو در راه است که بیش از همه دامن زنان را می‌گیرد. نمونه قابل‌توجه، شرکت دیجی‌کالا است که با خطر اخراج بخشی از کارکنان خود مواجه شده؛ در حالی‌که تا اوایل سال ۱۴۰۰ حدود ۲۱ درصد از نیروی کار این مجموعه را زنان تشکیل می‌دادند، با سهمی قابل‌توجه در موقعیت‌های مدیریتی (۲۷ درصد) و بخش‌های غیرعملیاتی (۳۸ درصد)، اما با حضوری به‌مراتب کمتر در بخش‌های عملیاتی (۹ درصد). این ترکیب نشان می‌دهد که زنان عمدتاً در موقعیت‌هایی متمرکزند که در شرایط بحران، زودتر در معرض حذف و تعدیل قرار می‌گیرند. در نتیجه، هر موج جدید از رکود و اخراج، نه‌تنها بیکاری را افزایش می‌دهد، بلکه به‌طور ساختاری به حذف بیشتر زنان از بازار کار دامن می‌زند.

هر بحران، از جنگ گرفته تا همه‌گیری‌ها، اولین و عمیق‌ترین ضربه بر زنان فرودست، طبقه کارگر و حاشیه‌نشینان وارد می‌شود. این تأثیر فقط اقتصادی نیست، بلکه در لایه‌های پنهان‌تری از خشونت خود را نشان می‌دهد: افزایش زن‌کشی، تشدید خشونت خانگی و رشد پدیده‌هایی مانند کودک‌همسری. پاردوکس ماجرا اینجاست که درست در زمانی که این خشونت‌ها شدت می‌گیرند، صدای آن‌ها کمتر شنیده می‌شود. وقتی «بقا» به اولویت اصلی جامعه تبدیل می‌شود، مسائل مربوط به برابری جنسیتی به‌عنوان موضوعاتی ثانویه و قابل‌تعویق کنار گذاشته می‌شوند و جامعه، آگاهانه یا ناآگاهانه، به نقش‌های کلیشه‌ای و سنتی برای زنان بازمی‌گردد.

شواهد این وضعیت را می‌توان هم در تجربه جهانی و هم در داده‌های داخلی دید. در دوره همه‌گیری کووید-۱۹، افزایش قابل‌توجه خشونت خانگی علیه زنان و کودکان در بسیاری از کشورها ثبت شد؛ الگویی که به‌روشنی قابل تعمیم به شرایط جنگی و بحران‌های گسترده است. در سطح داخلی نیز، نوسان و کاهش ثبت و انتشار اخبار خشونت جنسیتی خود به یک نشانه تبدیل شده است: در بازه‌‌ی زمانی مانند آذرماه، حدود ۳۰ مورد زن‌کشی در رسانه‌های رسمی بازتاب یافته، اما با تشدید بحران‌ها، از جمله اعتراضات، قطع سراسری اینترنت و سپس آغاز جنگ، این رقم به حدود ۳ تا ۴ مورد در ماه کاهش یافته است. این کاهش، نه به معنای کاهش خشونت، بلکه نشانه‌ای از سرکوب اطلاعات، خاموشی رسانه‌ای و نادیده‌گرفتن سیستماتیک این واقعیت است.

در نتیجه، بحران تنها خشونت را افزایش نمی‌دهد، بلکه آن را پنهان و عادی‌سازی می‌کند. از یک‌سو، هشدارهای جهانی از افزایش خشونت علیه زنان و کودکان حکایت دارند، و از سوی دیگر، سکوت و حذف این داده‌ها در سطح داخلی، به تداوم بی‌صدایی قربانیان دامن می‌زند. این وضعیت، کنش‌گری را تضعیف می‌کند، و مسیر مبارزه برای برابری را نیز به خطر می‌اندازد؛ چرا که بدون داده، بدون روایت و بدون امکان طرح مسئله، هیچ مطالبه‌ای شکل نمی‌گیرد و هیچ تغییری آغاز نمی‌شود.

درنتیجه  سیاست‌ورزی از زنان سلب می‌شود؛ با محدودیت‌های مستقیم، و از طریق سازوکارهای پیچیده‌تری چون حذف اقتصادی، خاموش‌سازی رسانه‌ای و تقلیل نقش اجتماعی. زنانی که باید در تعیین سرنوشت خود و جامعه نقش داشته باشند، به سوژه‌هایی بدل می‌شوند که درباره‌شان تصمیم گرفته می‌شود، نه توسطشان

بنابراین، مسئله فقط حضور زنان در روایت جنگ نیست، بلکه بازپس‌گیری عاملیت و جایگاه آنان در اقتصاد و سیاست است. زنان قربانیان منفعل نیستند، اما تا زمانی که امکان روایتگری، اشتغال پایدار و مشارکت سیاسی از آن‌ها سلب شود، این تصویر تحمیلی بازتولید خواهد شد.

در مجموع، جنگ و بحران‌های ساختاری تنها عرصه‌های درگیری نظامی یا سیاسی نیستند، بلکه میدان‌هایی هستند که در آن‌ها نابرابری‌های پیشین تشدید می‌شود، حذف اقتصادی زنان عمیق‌تر می‌گردد و امکان کنشگری اجتماعی محدودتر می‌شود. فهم این واقعیت، شرط لازم برای دیدن زنان نه به‌عنوان حاشیه‌نشینان جنگ، بلکه به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین گروه‌های درگیر در پیامدهای آن است.

و هر روایتی که صدای آنان را حذف کند، در عمل به تداوم همان نظمی کمک می‌کند که آن‌ها را نه تنها به حاشیه رانده،‌ بلکه‌ به دره‌ی مرگ و اسارت بیشتر سوق می‌دهد.

گرامی باد اول ماه مه روز همبستگی جهانی کارگران

کوکب محمدی

#زن_زندگی_آزادی
#زنان_علیه_جنگ

About admin

Check Also

جنگ، ویرانی و موقعیت کارگران در آستانه اول ماه مه ۱۴۰۵ (بخش اول) ـ امیر جواهری لنگرودی

اول ماه مه (۱۱اردیبهشت)هرسال تبلورخواست ها وبرشمردن موقعیت کارگران در برابر چرخه سرمایه و سرمایه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *