سرنوشت تنگه هرمز و باب المندب، سرنوشت دنیا را رقم خواهد زد ـ علی صدارت

امروز، نه تنها وضعیت کشورمان ایران، بلکه وصعیت منطقه و جهان در نقطه بسیار بحرانی و وخیمی قرار دارد. آنچه امروز شاهد آن هستیم، به‌مراتب بدتر از پیش‌بینی‌ها و تخمین‌های بسیاری از ایرانیان در یکی دو سال گذشته، و یا تا همین حتی چند ماه است. بارها و بارها هشدار داده شده بود که در صورت انفعال و بی‌غمی ما مردم، شرایط زیستی، اقتصادی، و فرهنگی، و اجتماعی، و احساسی-روانی، و سیاسی کشور پیوسته از بد به بدتر و باز هم بدتر گرایش خواهد یافت. یکی دو سال پیش، بسیار از مردم نمی‌توانستند نرخ ارزهای خارجی، و میزان تورم، به اندازهٌ امروز برسد!

باید حقایق را آن‌گونه که هست ببینیم، چراکه اگر این انفعال و بی‌توجهی ادامه یابد، روزی خواهد رسید که حسرت همین شرایط امروز را خواهیم خورد، و وقتی دلار به ۴۰۰هزار و ۵۰۰هزار تومان رسید، آرزوی دلار ۲۰۰هزار تومانی امروز را خواهیم داشت! ما امروز در میان یک وضعیت «نه جنگ و نه صلح» و پیامدهای ویرانگر آن زندگی می‌کنیم که ریشه اصلی آن را باید در انفعال خودمان به عنوان یک فرد، و به عنوان یک ملت جستجو کنیم.

ایران در مقایسه با سایر کشورها در نوک پیکان حملات و فشارهای همه‌جانبه قرار دارد. امروز در رژیم اسرائیل، کاندیداهای انتخابات مجلس مقننه مسابقه گذاشته‌اند که چه کسی بیشتر به ایران ضربه بزند و شعار «زدن سر مار در ایران» را سر می‌دهند تا رژیم را آن‌گونه که خود می‌خواهند تغییر داده و دست‌نشاندگان خویش را بر امور مسلط کنند.  ریشه‌یابی بحران، یک هدف کلی در صهیونیسفر است که سودای «اسرائیل بزرگ» را به عنوان «سرزمین موعود» برای «قوم برگزیده» در سر می‌پرورانند! آن‌ها معتقدند که قوانین بین‌المللی در مورد «قوم برگزیده» صدق نمی‌کند! و برای سایرین است! و این سایر ملت‌ها، هر چه بیشتر تلفات بدهند، بهتر! در میان ملت‌ها و کشورهای منطقه، ایران و ایرانیان، مهمترین مزاحم‌ها هستند. کشور ایران باید تکه‌پاره و به «فدرال» تجزیه شود، و بین «اتنیک‌ها» و «قوم‌ها» و «دین‌ها» و مذهب‌ها» و… جنگ و دعواهای بی‌پایان انداخته شود!

در عرصه تبلیغاتی و منطقه‌ای نیز شاهدیم که تمام جنگ‌ها و خشونت‌ها را به دروغ به پای ایران می‌نویسند و واکنش‌ها به متجاوزان را علت اصلی بحران جا می‌زنند. حدود نیم قرن است که هدف نهایی صهیونیسفر، تکه‌پاره کردن (بالکانیزه‌کردن) و تجزیه ایران به چند بخش فدرال و کشاندن خشونت‌ها به داخل مرزها از طریق جنگ‌های داخلی بر سر مسائل قومی، استانی و مذهبی است، که بعد خود به نظاره بنشینند و بر رنج‌های بیشتر برای ما بخندند! ریشه تمام این فجایع را باید در انفعال ما مردم دانست! باید با خود روراست باشیم و به نقش خود در وضعیت موجود بیندیشیم. اگر فعالیت‌هایمان خشونت‌زدا و حقوقی بوده، بر آن‌ها بیافزاییم. ولی اگر کارهای ما، به تجاوز به حقوق تمایل داشته، از آن‌ها درس بگیریم و برای جبران مافات، تلاش کنیم!

امروزه انحصار (مونوپولی) قدرتمندان بر انواع سلاح‌ها شکسته شده است. این خروج از انحصار شامل سلاح‌های نظامی مرگ‌آور، سلاح‌های سایبری، و همچنین سلاح‌های حقوقی و رسانه‌ای می‌شود. ابزارهایی که امروزه برای آگاهی از حقوق و احقاقِ حقوق در دست افراد عادی قرار دارد، امکاناتی بسیار توانا و بی‌سابقه‌ای را در اختیار ما مردم گذاشته است، که قبلا در دسترس ما نبوده است. همین جلساتی که ما از چند سال پیش در ساعت ۹ شب دوشنبه‌ها داشته‌ایم و فعلا ادامه دارد، از پخش‌های زنده در شبکه‌های اجتماعی (لایو در یوتیوب و اینتستاگرام و سه صفحه فیس‌بوک) گرفته تا بازپخش برنامه‌ها به صورت تصویری و صوتی و نوشتاری در پادکست‌ها و مقالات منتشرشده، به ما امکان می‌دهد افکارمان را برای خشونت‌زدایی و استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری به هم پیوند بزنیم. حقوق‌مدارتر شدن و تلاش برای حقوق‌مدارتر کردن، از پیش‌نیازهای برپایی و پویایی و پیشبرد مردمسالاری در هر جامعه‌ای است. برای این کار، یکی از مهمترین راه‌ها، احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی، و احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی است. برای انجام این مهم، هر کدام از همگیِ ما، به سهم خود و به نوبهٌ خود، با خودانگیختگی، و با احقاقِ حقِ استقلال، و با احقاقِ حقِ آزادی، می‌توانیم از استعداد خلاقیت خود بهره بگیریم و در ابتکار راه‌های مختلف، کوشا شویم.

در عرصهٌ نظامی هم دنیا شاهد این خروج از انحصار تسلیحاتی، غافلگیری و تعجب عظیم رژیم اسرائیل و آمریکا در جنگ‌های خرداد ۱۴۰۴ و اسفند ۱۴۰۴ بود. جایی که دستگاه‌های عریض و طویل اطلاعاتی-امنیتی نظیر «پنج چشم» (آمریکا، انگلیس، استرالیا، نیوزیلند و کانادا) و اروپا نتوانسته بودند توانمندی موشکی و پهپادی و شهپادی ایران را پیش‌بینی کنند.

نمونه دیگر را در یمن می‌بینیم. جایی که انصارالله، بدون اتکا به سلاح‌های قدرت‌های بزرک غربی و شرقی، و تنها با اتکا به ابزارهای دفاعی ساخت خود، توانسته‌اند در برابر ۷ یا ۸ گروه نظامی مورد حمایت مالی، تسلیحاتی و لوجستیکی امارات و عربستان و امریکا پیروز شوند و کنترل بندر المخا و تنگه باب‌المندب را به دست گیرند.

سرنوشت تنگه‌های هرمز و باب‌المندب سرنوشت دنیا را رقم خواهد زد. اما سرنوشت این تنگه‌ها فقط در دست فرماندهان نظامی، پرتاب‌کنندگان موشک و پهپاد یا مذاکره‌کنندگان نیست. بلکه بیش از همه، در دست ما مردم است. این ما مردم هستیم که با ابزارهای حقوقی و خشونت‌زدایی که در اختیار داریم، می‌توانیم سمت‌وسو و سیر مذاکرات و دفاع از خود را تعیین کنیم.

جنگ روانی مادر همه جنگ‌ها است ولی تنها جنگی است که ما مردم، توانایی، ابزار و دانش دفاع پیروزمندانه از خود را در آن دارا هستیم. موفقیت ابزارهای نظامی، بدون پشتیبانی ابزارهای حقوقی و رسانه‌ای مردم امکان‌پذیر نیست.

کسانی که پیشنهاد می‌کنند در برابر متجاوزان سر فرود آوریم، تنگه هرمز را واگذار کنیم، غرامت‌ها و دارایی‌های بلوکه‌شدهٌ نیم‌قرنی را فراموش کنیم، و به هر قیمتی صلح کنیم، ماهیت روان‌شناختی و ذهنیت تفرعن قدرت‌ها در صهیونیسفر را نشناخته‌اند. زیاده‌خواهی در این روحیه تفرعن، پایان‌ناپذیر است و عقب‌نشینی در برابر آن تنها به گستاخی بیشتر و تجاوزات بعدیِ بیشتر انجامیده است. از دید آن‌ها، جان بقیه مردم بی‌ارزش است! نمونه بارز این بی‌ارزشی جان انسان‌ها نزد آنان، تجاوز نظامی با دو اژدر به ناو دنا بود که ترامپ با لبخند حکایت دستور شلیک به ناو ایرانی که ظاهرا غیرمسلح هم بود، را بازگو کرد، و غرق کردن و کشتن سرنشینان آن‌را «خوش‌گذرانی بیشتر» (It’s more fun) نامید.

در قرنی که گذشت، حتی در جنگ جهانی، ۹۰٪ کشته‌شدگان را نظامیان تشکیل می‌داند، ولی در این قرن ۹۰٪ کشته‌ها از غیرِنظامیان هستند. کشته شدن کودکان و زنان و غیرنظامیان در میناب، لامرد و غزه و… شهادتی است بر این آمار. تسلیم شدن در برابر این واقعیت، و در صورت انفعال ما، آمار کشته‌شدگان غیرنظامی ممکن است از این هم بیشتر شود و به ۹۵ یا ۹۹ درصد خواهد رساند، چرا که اخیرا فرقه ولایت پهلوی و شرکا، مشغول آماده کردن زمینه ذهنی حمله اتمی به ایران هستند.

یکی از درس‌های مهم سال‌های اخیر، آسیب‌شناسی جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ است. نقصان عمده آن جنبش عدم توجه کافی به استقلال بود. شهار پرشعور آن جنبش می‌بایست «زن، زندگی، استقلال، آزادی» باشد. در آن زمان هشدار داده شد که اگر استقلال در مطالبات لحاظ نشود و پای ولایت مطلقه پهلوی، به شکل توییت زدن‌ها و وکالت‌دهی‌ها و منشورهای مسخره به میان آید، جنبش از جوش خواهد افتاد. تجاوز به حق استقلال و مطرح شدن جریان‌های وابسته و مهره‌های اجنبیان، زمینه‌ساز و بهانه‌ای برای حملات نظامی بی‌سابقه به وطن ما در خرداد و اسفند ۱۴۰۴ گردید.

ما امروز نیز در صلح به سر نمی‌بریم، بلکه در شرایط جنگ نظامی و اقتصادی هستیم. شایسته ملت ما که روی اقیانوس‌های نفت و گاز نشسته، این وضعیت اقتصادی نیست. علت اصلی این نابسامانی‌ها، وارد نشدن حداقل لازمی از ما مردم در عرصه ساختن سرنوشت خود و واگذاری تصمیم‌گیری به قدرت‌های داخلی و خارجی است.

راه برون‌رفت از این خشونت‌های متعدد اقتصادی، و سیاسی، و اجتماعی، و روانی، و نظامی فعال‌کردن پتانسیل‌های عظیم ملّی است، که ما باید با اتکا به اعتمادبه‌نفس فردی و اعتمادبه‌نفس ملی، پشت به قدرت‌های داخلی و خارجی کرده و روی به ملت و حقوق ملت آوریم. با استفاده از ابزارهای خشونت‌زدایی و رسانه‌های شخصی، ما می‌توانیم سلاح را در دست قدرتمندان بی‌اثر سازیم و به دست خود، سرنوشت‌های خوب و خوب‌تری را برای خود و نسل‌های آینده رقم بزنیم.

علی صدارت

About admin

Check Also

پرستاران در متن بحران های عمومی جامعه ایران؛ از جنگ و سرکوب تا بازگشت مطالبات (بخش دوم) ـ امیر جواهری

Yaddashat_kargari_Prastaran_2_AmiR

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *