رفیق رحمان حسین زاده در نشریه « کمونیست هفتگی 855» در مطلبی تحت عنوان:«غروب نظم تک قطبی جهانی چین و تکوین نظم دو قطبی جدید (در حاشیه دیدار ترامپ، شی جین پینگ)
در بحثی مختصر و کنکرت یک ارزیابی از جایگاه اقتصادی و نظامی قدرتهای اقتصادی و نظامی جهان کرده است. نکات بسیار خوبی را در این بحث عنوان کرده است و قابل تامل هستند. رحمان بطور ویژه تر در این تقابل جهانی برای شکل دادن به زعم خویش “نظم دو قطبی جدید !” با سیادت چین و آمریکا اشاره دارد. تا آنجا که رحمان موقعیت دو ابر قدرت چین و آمریکا را با فاکت به تصویر میکشد که چگونه برای تقسیم جهان در تلاشند و جنگ و میلیتاریسم هم بخشی از ویژگی غیر قابل تفکیک آنست، نقد پایه ای آنچنانی به بحثش وارد نیست، هر چند این فاکتورها که برمیشمارد برای ارزیابی همه جانبه شناخت از این مناسبات بردگی مزدی ناکافیست و بعضا جایگاه چین بعنوان یک کشور امپریالیستی برتر از آنست که رحمان نشان میدهد، و بخشا قدرت آمریکا ضعیف تر یا برتر از چین است و روسیه کمتر بزعم ایشان در این ترم قرار دارد. اما نقد من به نوشته رحمان به ناکافی بودن فاکتها نیست. بحث من اینست دکترین و مبحث “تک قطبی و دو قطبی و چند قطبیً” بی ربط است به کمونیسم مارکس و بی ربط است به بحث و دکترین لنین در جزوه «امپریالیسم بمثابه آخرین مرحله سرمایه». بگذارید اینطور بگویم، اگر در دوران مارکس هنوز سرمایه داری جهت تقسیم جهان بمرحله ای نرسیده بود جنگ جهانی راه بیاندازد، اما در دوره لنین این عملا اتفاق افتاد. اما لنین از دکترین «دو قطبی» استفاده نکرد، گر چه در همان دوران حیات لنین اتحاد و اتفاق های بین المللی و منطقه ای و بلوک بندی اقتصادی، نظامی شکل گرفت. لنین وقتی جزوه امپریالیسم بمثابه آخرین مرحله سرمایه داری را نوشت از ویژگی چند کشور و مختصات این بخش یا آنبخش سرمایه داری رقابتی و بویژه سرمایه داری انحصاری صحبت نکرد بلکه بطور اخص از امپریالیسم بمثابه آخرین مرحله سرمایه داری و ذات آن صحبت کرد. هیچ جا لنین نگفت آمریکا و کشورهای غربی قطب ایست و روسیه و اقمارش قطبی دیگر یا تقسیمات و دسته بندی برای امپریالیسم در بین کشورهای سرمایه داری قائل گردد! لنین اینگونه تعریف و دسته بندیها را از تئوری پردازاران دوران خود نپذیرفت. بطور کنکرت لنین گفت امپریالیسم از لحاظ ماهیت اقتصادی خود، سرمایه داری انحصاریست. فرمول بندی معرفی امپریایسم بمثابه آخرین مرحله سرمایه داری نزد لنین:
1.” تمرکز تولید و سرمایه که به آن چنان مرحله ی عالی تکامل رسیده که انحصارهائی را که در زندگی اقتصادی نقش قاطعی بازی میکنند به وجود آورده است؛
-
درهم آمیختن سرمایه ی بانکی با سرمایه ی صنعتی و ایجاد الیگارشی مالی بر اساس این سرمایه ی مالی»؛
3. صدور سرمایه که از صدور کالا متمایز است اهمیتی بسیار جدی کسب می نماید؛
4. اتحادیه های انحصاری بین المللی سرمایه دارنی که جهان را تقسیم نموده اند پدید می آید؛
-
تقسیم ارضی جهان از طرف بزرگ ترین دول سرمایه داری به پایان میرسد.