ما را که تازه جوانانی بیست و دو ساله بودیم شور و عشق در سینه داشتیم و پیش از آن که عاشق شویم سینه بر خاک سوده...مردیم ما را به خاطر بیاور! ما را که سینهسرخانی خنیاگر بودیم و ده به ده نه در آسمان و نه در کوهسار و نه بر شاخسار که در بازار پیش از آنکه آوازهخوان شویم بر شاخهای تکیده از تکیهگاه خویش جان وا سپردیم: به خاطر دارم پیامشان را سرنوشتشان را آری و همیشه در گذرگاه خاطرم در گذر است آواز صامت سینهسرخان سینه بر سیخ و تجسد آرزوهای بیست و دو سالگان سینه بر سنگ و از تکرار یادشان شاید پیش از آنکه شاعر شوم بیست و دو ساله بمیرم... شعر، صدا و تصویر: عزت ابراهیم نژاد عزت ابراهیم نژاد جانباخته ۱۸ تیر ۱۳۷۸ در واقعه سرکوب خونین دانشجویان در خوابگاه دانشگاه تهران منشور_آزادی_رفاه_برابری