هوش مصنوعی و تخریب خلاق ـ مایکل روبرت / ویراستار ناصر پیشرو
هزینههای سرمایهگذاری شرکتهای عظیم فناوری و «هایپراسکیلرها» برای ساخت مراکز داده هوش مصنوعی، تراشهها و زیرساختهای مرتبط همچنان با سرعت در حال افزایش است. با این حال، تا اینجا رشد سرمایهگذاری مرتبط با هوش مصنوعی از نظر تاریخی چندان بزرگ نبوده است. طبق مطالعهای از بانک تسویه حسابهای بینالمللی (BIS)، این رقم حدود ۱٪از تولید ناخالص داخلی آمریکا است که از نظر اندازه مشابه رونق نفت شیل آمریکا در اواسط دهه ۲۰۱۰ و حدود نصف افزایش سرمایهگذاری فناوری اطلاعات در دوران حباب داتکام دهه ۱۹۹۰ است. رونق سرمایهگذاری در املاک تجاری در ژاپن و استخراج معدن در استرالیا بهترتیب در دهههای ۱۹۸۰ و ۲۰۱۰، بیش از پنج برابر بزرگتر نسبت به GDP بودند.
شاید هنوز به راهآهن قرن نوزدهم نرسیده باشد، اما در همان مسیر حرکت میکند.
کل سرمایهگذاری مرتبط با فناوری اطلاعات، شامل تجهیزات و نرمافزار، اکنون به ۵٪از GDP رسیده و از اوج قبلی خود در سال ۲۰۰۰ (دوران داتکام) عبور کرده است.
سرمایهگذاری مرتبط با هوش مصنوعی شکلهای گوناگونی دارد. مستقیمترین آن هزینه برای مراکز داده است؛ جایی که زیرساختهای لازم برای آموزش و ارائه خدمات هوش مصنوعی مستقر میشود. این هزینهها شامل ساخت ساختمانها و همچنین تجهیزات الکتریکی و فناوری اطلاعات مانند سرورها و شبکههاست.
برخلاف رونق داتکام که تقریباً بهطور کامل توسط شرکتهای مصرفکننده فناوری هدایت میشد، این موج جدید عمدتاً توسط تولیدکنندگان فناوری پیش میرود؛ هرچند این روند در حال تغییر است. علاوه بر مراکز داده، سرمایهگذاری در کارخانههای تولید تراشههای تخصصی نیز رشد کرده است. همچنین ممکن است هوش مصنوعی باعث شود شرکتها برای ارتقای سختافزار و خرید نرمافزارهای جدید سرمایهگذاری بیشتری انجام دهند.
در نتیجه، سرمایهگذاری هوش مصنوعی به محرک مهم رشد اقتصادی آمریکا تبدیل شده است. از سهمی تقریباً ناچیز پیش از ۲۰۲۲، هزینهها در حوزه نیمهرساناها و مراکز داده طی سه سال بعد بهطور متوسط ۰٫۴واحد درصد به رشد GDP اضافه کردهاند.
پیشبینی میشود مراکز داده آمریکا تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به ۱۰٪ از کل برق شبکه این کشور را مصرف کنند؛ یعنی چهار برابر سهم پیشبینیشده چین. آمریکا حدود نیمی از مراکز داده جهان را در اختیار دارد، در حالی که تنها ۴٪ از جمعیت جهان را دارد.
اگرچه تولید صنعتی آمریکا همچنان ضعیف است، اما سهم سرمایهگذاری فناوری اطلاعات به بالاترین سطح از سال ۲۰۰۱ رسیده و محرک بزرگی برای فعالیتهای اقتصادی بوده است. این رشد عمدتاً در آمریکا متمرکز است اما اثرات مثبتی برای صادرات فناوری آسیا نیز ایجاد کرده است.
در فصلهای اخیر، تقریباً نیمی از رشد GDP از محل سرمایهگذاری فناوری اطلاعات تأمین شده و حتی اثر منفی تعرفههای تجاری ترامپ را تا حدی خنثی کرده است. هزینه سالانه مراکز داده ممکن است طی پنج سال آینده بین ۱۰۰تا ۲۲۵ میلیارد دلار افزایش یابد و از ۰٫۵٪ GDP کنونی به حدود ۰٫۸تا ۱٫۳٪ برسد.
اشتیاق بازارهای مالی به سهام هوش مصنوعی همچنان بالاست. انویدیا، مایکروسافت و آمازون رویهمرفته قصد دارند ۶۰میلیارد دلار در OpenAI سرمایهگذاری کنند. آمازون بهتنهایی به سرمایهگذاری ۵۰میلیارد دلاری فکر میکند و سافتبانک اروپا نیز ۳۰میلیارد دلار دیگر برنامه دارد. همزمان OpenAI به دنبال جذب ۵۰میلیارد دلار از سرمایهگذاران خاورمیانه است.
شرکتهای پیشرفته این موج تاریخی معمولاً بدهی کمی داشتند و سرمایهگذاریها را از سود خود تأمین میکردند. اما حالا هزینههای سرمایهای آنها بهقدری افزایش یافته که از جریان نقدینگی فراتر رفته و بدهی در حال رشد است؛ موضوعی که خطر ترکیدن حباب را بالا میبرد، بهویژه اگر بازده مورد انتظار محقق نشود.
وامدهی صندوقهای اعتباری خصوصی به بخش هوش مصنوعی اکنون به بیش از ۲۰۰میلیارد دلار رسیده و سهم آن از کمتر از ۱٪ به نزدیک ۸٪ کل وامها افزایش یافته است. این رقم ممکن است تا پایان دهه سه برابر شود.
OpenAI پس از عرضه ChatGPT در ۲۰۲۲ اکنون حدود ۸۰۰میلیون کاربر فعال هفتگی دارد؛ بیش از دو برابر رقبای خود متا و گوگل. اما هزینه رقابت بسیار سنگین است. این شرکت قصد دارد توان پردازشی خود را از ۱٫۹گیگاوات به ۳۶گیگاوات طی هشت سال افزایش دهد و اکنون با بدهی حدود ۱٫۴تریلیون دلار روبهروست.
OpenAI از ۲۰۱۵ تاکنون بیش از ۶۰میلیارد دلار جذب سرمایه کرده که شامل ۴۱میلیارد دلار در سال گذشته بوده است. اما امسال با کسری ۲۰میلیارد دلاری روبهروست و طی دو سال آینده این شکاف ممکن است به ۱۳۰میلیارد دلار برسد. این شرکت حتی به عرضه اولیه سهام به ارزش ۱۰۰میلیارد دلار فکر میکند؛ رقمی که بیش از سه برابر بزرگترین IPO تاریخ یعنی ۲۹٫۴میلیارد دلار آرامکوی سعودی در ۲۰۱۹ است.
در صورت ترکیدن حباب هوش مصنوعی در ۲۰۲۶، طبق تجربه تاریخی ممکن است بهطور متوسط ۱واحد درصد از رشد واقعی GDP آمریکا کاسته شود. گیتا گوپینات از IMFصندوق بین المللی پول هشدار داده سقوطی مشابه داتکام میتواند حدود ۲۰تریلیون دلار از ثروت خانوارهای آمریکایی و ۱۵تریلیون دلار در سایر کشورها را نابود کند و رشد جهانی را حداقل ۰٫۴٪ کاهش دهد.
با این حال، بسیاری از اقتصاددانان معتقدند پس از رکود اولیه، بهرهوری بهشدت افزایش خواهد یافت. اریک برینیولفسون از دانشگاه استنفورد این روند را «منحنی J» مینامد: ابتدا افت یا رکود بهرهوری، سپس جهش بزرگ – مشابه آنچه پس از رکود ۱۹۹۱ در آمریکا رخ داد.
این همان نظریه «ویرانگری خلاق» جوزف شومپیتر است: تخریب سرمایه و مشاغل قدیمی برای خلق فناوریها و بهرهوری جدید. اما این فرایند بدون هزینه نیست. صندوق بینالمللی پول تخمین میزند ۶۰٪ مشاغل در اقتصادهای پیشرفته تحت تأثیر قرار گیرند. مورگان استنلی پیشبینی میکند بانکهای اروپایی تا ۲۰۳۰ حدود ۱۰٪ نیروی کار خود، یعنی نزدیک به ۲۱۲هزار نفر را کاهش دهند.
هماکنون نیز جوانان ۲۲تا ۲۵ ساله در مشاغلی مانند خدمات مشتری، حسابداری و برنامهنویسی از ۲۰۲۲ تاکنون با ۱۳٪کاهش اشتغال روبهرو شدهاند.
اقتصاد مبتنی بر «عاملهای هوش مصنوعی» در حال ظهور است. بازار جهانی این عاملها که در ۲۰۲۴ حدود ۵٫۴میلیارد دلار ارزش داشت، پیشبینی میشود تا ۲۰۳۴ به ۲۳۶میلیارد دلار برسد.
در نهایت، تاریخ نشان میدهد فناوری هم مشاغل را نابود میکند و هم میآفریند. حدود ۶۰٪ مشاغل امروزی آمریکا در ۱۹۴۰ وجود نداشتند. اما همانطور که مارکس و انگلس هشدار دادند، این گذار میتواند با نابرابری، بیکاری موقت و فشار شدید بر نیروی کار همراه باشد.
منبع:
Click here to display content from thenextrecession.wordpress.com.