عروج و افول مسالۀ کرد امپریالیسم و مسالۀ کرد ـ آذر ماجدی

اکنون پس از سه سال نسل کشی در غزه، کشتار، ویرانی و اشغال ساحل غربی، لبنان و سوریه و پس از حملات وحشیانه علیه ایران، پروژه ای که در آغاز این هجوم توسط نتانیاهو اعلام شد و توسط آمریکا حمایت گردید باید برای همگان واقعیت یافته باشد. “خاورمیانۀ جدید و اسرائیل بزرگ” پروژه ای قدیمی است که اکنون بشکل رسمی و علنی اعلام و دنبال می شود. بسیاری خوش خیالانه  این پروژه را به عنوان یک تبلیغات تعبیر کردند. برخی آن را خیالی یا حتی تئوری توطئه خواندند

در خاورمیانۀ جدید، منطقه تغییر شکل می یابد. تقسیمات کشوری که پس از جنگ جهانی اول و با طرح کولونیالیستی بریتانیا و فرانسه باجراء درآمد دگربار با قلدری و قدرت ویرانگر امپریالیستی با جلوداری اسرائیل تغییر می کند. تغییرات فقط به ویرانی و اشغال ختم نمی شود. بازیگران و روایت های جدید وارد صحنه می شوند. مسائل، روایت ها و جنبش های قدیمی تغییر شکل و ماهیت می یابند

شرایط ژئوپلتیک منطقه تغییرات اساسی کرده است، نقش و وزنۀ جنبش های مختلف تغییرنموده است. تضعیف و خنثی نمودن ناسیونالیسم عرب یکی از اهداف استعمار بریتانیا و فرانسه بود؛ بویژه با هدف ایجاد یک کشور “یهودی” در سرزمین فلسطین که به معنای پاکسازی ملی فلسطینی ها بود، ناسیونالیسم عرب باید کاملا به عقب نشانده می شد. این یکی از پروژهای استعماری بود که پس از جنگ جهانی دوم و در جنگ سرد در راس اهداف امپریالیستی آمریکا قرار گرفت. جنبش اسلامی که توسط آمریکا و با همکاری کامل اسرائیل و غرب، ساخته شد در به شکست کشاندن ناسیونالیسم عرب نقش اساسی داشت

اکنون در شرایط جدید، جنبش اسلامی نیز باید شکست خورده و تغییر دکوراسیون دهد. شرایط کنونی ملزومات متفاوتی را طلب می کند. روایت های کهن دیگر بکار نمی آیند. جنبش های سیاسی و اجتماعی ساخته و پرداختۀ امپریالیسم، مانند جنبش اسلامی که با اخوان المسلمین آغاز و به تروریسم اسلامی تغییر شکل داد و اسلام وهابی سنی عربستان و کشورهای خلیج متحول می شوند. اسلام در خاورمیانۀ جدید “مدرنیزه” می گردد. علائم آن در سوریه با جراحی پلاستیک داعش و نشاندنش در راس قدرت به عنوان عروسک آمریکا/اسرائیل، در عربستان با شُل کردن محدودیت های مذهبی و مدرنیزه کردن اسلام حاکم و بالاخره بحث خلع سلاح حماس پدیدار شده است

در متن خاورمیانۀ جدید مسالۀ کرد و جنبش “حق تعیین سرنوشت” مردم کرد نیز باید متحول شود. “مساله کرد” از نظر آنها به عنوان یکی از منابع ایجاد تنش، تخاصم و جنگ و گریز در منطقه، باید متحول شود. علائم و نشانه های آنرا طی دو سال اخیر شاهد بوده ایم. تحولات سریعاٌ به وقوع می پیوندد. ناسیونالیسم کرد در رکاب آمریکا و اسرائیل بسوی آینده به پیش می رود و دارد خود را برای نقش و سرنوشت جدیدی که آمریکا و اسرائیل دیکته می کنند؛ آماده می سازد. به این موضوع باز خواهیم گشت. قبل از آن کمی توضیحات تاریخی ضروی است

تاریخ مختصر

مردم کرد بخشاً در ایران و بقیه در چهارچوب جغرافیایی- سیاسی امپراتوری عثمانی و در مناطق جغرافیایی مشخصی از شرق آناتولی و شمال بین‌النهرین کنار هم زندگی می کردند. از قرن شانزده تا نوزده از میزانی از خودمختاری برخوردار بودند. شرایط در قرن نوزده تغییر کرد؛ امپراتوری عثمانی حقوق مردم کرد را محدود نمود که موجد شورش هایی در منطقۀ کردنشین شد. پس از جنگ جهانی اول و سقوط امپراتوری عثمانی، بریتانیا و فرانسه می توانستند تمام مردم کرد ساکن امپراتوری سابق عثمانی را در یک کشور سازمان دهند. قدرتش را داشتند؛ حسن نیت نداشتند. گفته می شود که ترکیه فشار گذاشت و با توافقاتی مانع تراشی کرد. لذا مردم کرد (علاوه بر ایران) میان سه کشور عراق، ترکیه و سوریه تقسیم شدند. بریتانیا و فرانسه به این اکتفاء نکردند. عملا و فعالانه خاکستر مسالۀ کرد را روشن کردند. بعد از قرارداد لوزان در 1923 و لغو وعدۀ استقلال کردستان، اعتراضات و شورش شکل گرفت. طی یک قرن حدود نیم میلیون نفر در این شورش ها کشته و بیش از 4 میلیون نفر آواره شده اند.* با این تقسیم بندیِ بریتانیا و فرانسه، عملاٌ نطفۀ یک مناقشۀ مهم سیاسی – ژئوپلیتیک در منطقه بسته شد. ناسیونالیسم کرد به عنوان یک نیروی معترض و “جنگجو” به میدان آمد و قدرت های کولونیالیستی و امپریالیستی کوشیده اند که از آن برای مقاصد خویش بهره جویند. اکنون یک قرن است که مسالۀ کرد در منطقه به عنوان یکی از مسائل سیاسی – استراتژیک به رسمیت شناخته شده است

 ناسیونالیسم کرد با شرکت در مناقشات ژئوپلیتیک کوشیده است موقعیت خویش را در بازی های قدرت حفظ و تقویت کند.  دفعات مکرری که طی تاریخ مردم کرد به دنبال روایت ها و نقشه های امپریالیستی و با دخالت مستقیم ناسیونالیسم کرد کشته و آواره شده اند می باید چشمان حقیقت طلبان و دوستداران مردم کردستان را گشوده باشد. آوارگی میلیونی در جنگ خلیج در کردستان عراق یک نمونه دلخراش این روایت است. و اکنون مردم در کردستان سوریه دارند قربانی پروژۀ مشابه ای می شوند. هزاران نفر در جنگ پ ک ک با ترکیه جان باخته اند و زندگیشان به تباهی کشیده شده است، بدون آنکه ذره ای از “حقوق ملی” مردم کردستان متحقق شده باشد

یک نگاه سریع به تاریخ منطقه نشان می دهد که چگونه جریانات ناسیونالیست کرد در دست امپریالیسم و اسرائیل بازی کرده اند. نمونۀ ناسیونالیسم کرد در عراق بسیار بارز و سیاه است. دو خانواده/حزب میلیاردر شده اند، درحالیکه مردم کارگر و زحمتکش و شهروندان عادی تحت فقر بیرحمانه زندگی می کنند و هر اعتراض شان وحشیانه سرکوب می شود. این روند از سال 1990 جریان داشته است

ناسیونالیسم کرد در سوریه عملا بازیچۀ دست آمریکا و اسرائیل است. با آغاز نقشۀ رژیم چنج در سوریه، آمریکا و اسرائیل ناسیونالیسم کرد را که تا آن زمان در سوریه تقریبا در سکوت کامل قرار داشت، فعال کردند؛ مسلح شان نمودند و وارد یک جنگ خانمان برانداز برای ویرانی سوریه و آماده سازی آن برای خاورمیانۀ جدید کردند. از سال 2011 تا همین سال گذشته ناسیونالیسم کرد در کنار آمریکا و اسرائیل علیه حکومت اسد اما تحت نام جنگ با داعش جنگید. در تمام این دوره آمریکا با کمک آنها نفت سوریه را دزدیده است. به یُمن خدمات ناسیونالیسم کرد، سوریه اکنون در یک قدمی فروپاشی کامل و اشغال توسط اسرائیل یا تقسیم میان ترکیه و اسرائیل قرار دارد.

داعشی که اعلام می شد نیروهای ناسیونالیست کرد، حزب اتحاد دموکراتیک، با آن می جنگد را در سوریه حاکم کرده اند و به دنبال توافقات اخیر،  قسد منحل و رهبر آن مظلوم عبدی، از رهبران حزب اتحاد دموکراتیک، به مشاور رهبر سابق داعش و رئیس جمهور فعلی سوریه بدل شده و نیروهای پیشمرگ هم در ارتش داعشی ادغام می شوند. توافق شده که حق سخن گفتن و آموزش به زبان کردی تامین شود.

در ترکیه، مهمترین نقطۀ تعارض و درگیری در چند دهۀ اخیر، ناسیونالیسم کرد رسما اعلام آش پتال کرده است. استفاده از این لفظ اعتراض برخی را برخواهد انگیخت. اما این عین حقیقت است. این لفظ را خود ناسیونالیسم کرد ابداع کرده است. این لفظ کردی بمعنای زمین گذاشتن سلاح و توقف مبارزۀ پیشمرگایتی برای حق ملی است. و پ ک ک دقیقا قصد همین کار را دارد. یکی از میلیتانت ترین و در دوره ای چپ ترین گرایش ناسیونالیستی کرد با دولت ترکیه اعلام صلح نموده و مشغول مذاکره با دولت ترکیه است

پیامِ اوجالان در فوریه 2025 برای زمین گذاشتن سلاح و صلح با دولت ترکیه، ابتدا اعتراض گرایشی که شاید بتوان آن را ناسیونالیسم چپ یا خجول خواند، برانگیخت. آنها با متوسل شدن به مسائل حقوقی عملا این پیام را بی اعتبار خواندند، با این استدلال که “زندانی این آزادی را ندارد که مستقلا تصمیم بگیرد” یک مسالۀ مهم سیاسی در ژئوپلیتیک منطقه را با استدلال حقوقی عملا دور زدند. از نظر آنها این حرکت یعنی آش پتال. یعنی پایان یک زندگی و یک حرفه. نابودی خویش را در این پیام می دیدند. اما اکنون عملا مجبور به پذیرش واقعیت شده اند

این یک مساله حقوقی نیست، سیاسی است. رهبری پ ک ک در شرایط کنونی منطقه تصمیم گرفته یا مجبور شده مبارزه پیشمرگایتی را کنار بگذارد. تلاش کند که به عنوان یک بازیگر رسمی در سیاست منطقه پذیرفته شود و نقش بازی کند. نقش اوجالان صرفا زدن مُهر اعتبار به این پروژه است. همین و بس. این تصمیم اوجالان، بمعنای متکلم وحده نیست. این تصمیم رهبری پ ک ک است که اوجالان به اجرا درآورده است. حتی به یک معنا باید گفت که تصمیم رهبری پ ک ک نیز نیست. تصمیم به آنها ابلاغ شده است. آمریکا به همراه قدرت های درگیر به این تصمیم رسیده اند. پ ک ک نه تنها از قدرت خودمختار در اداره کردستان برخوردار نیست، از قدرت خودمختار در زمینه تصمیم گیری سازمانی نیز بی بهره است. مامور و معذور

ناسیونالیست های دست راستی کرد در ایران نیز بی آبرو شدند. پس از یک سال دمیدن در آتش جنگ علیه ایران، تشویق و التماس به آمریکا و اسرائیل برای بمباران ایران، حتی بمباران اتمی، وقتی رسما در مصاحبه هایشان، در وبسایت هایشان، در اطلاعیه هایشان با افتخار اعلام کردند که آماده شرکت در جنگ به عنوان پیاده نظام آمریکا/اسرائیل هستند و نیروهایشان را از نقاط مختلف به بازگشت به کردستان عراق فراخواندند، نقشۀ آمریکا بنا به ملزوماتی تغییر کرد. پروژۀ شرکت ناسیونالیست ها در پروژۀ بالکانیزه کردن و ایجاد سناریوی سیاه در ایران معلق شد یا به تعویق افتاد

مسالۀ کرد در 4 کشور

 مساله کرد یا ستم ملی  به اشکال متفاوت در 4 کشور ترکیه، عراق، ایران و سوریه بروز یافته است. در اینجا قصد وارد شدن به تاریخ نیست. اما تعریف متنی که مساله کرد در آن بروز می یابد ضروری است. زیرا هر یک از کشورهای فوق شرایط متفاوتی داشته و موقعیت ناسیونالیسم کرد در آن متفاوت است

عراق

در عراق از سال 1931 آموزش زبان کردی در مدارس آزاد شده است. پس از بمباران آمریکا و موتلفینش، کردستان عراق در سال 1992 تحت حمایت آمریکا، به عنوان اقلیم کردستان شناخته شد و از خودمختاری برخوردار گردید. احزاب ناسیونالیست کرد، حزب دموکرات متعلق به خانواده بارزانی و اتحادیه میهنی وابسته به خانواده طالبانی حاکمان کردستان اند. این خودمختاری در سال 2005، پس از برانداختن رژیم صدام توسط آمریکا، رسمیت یافت. این واقعیت که جلال طالبانی از سال 2006 تا 2014 رئیس جمهور عراق بود، گواهی است بر تغییر جایگاه مساله کرد در معادلات ژئوپلیتیک و به بازی گرفته شدن ناسیونالیسم کرد توسط آمریکا. با برقراری حکومت خودمختار که دارای پارلمان خود است و آزادی در استفاده از زبان کردی و آموزش به زبان کردی ستم ملی در اقلیم کردستان زدوده شده است. ستم های متعددی بر مردم کردستان تحمیل می شود اما ستم ملی جزء آنها نیست

طنز آمیز است که تشکیل دولت کردی که انتظار می رفت جنبش ملی را تقویت کند، عملاٌ به افشای ناسیونالیسم کرد انجامیده است. یکی از “فوائد” حکومت “کردی” در کردستان عراق، افشای کامل ماهیت ناسیونالیسم برای توده مردم است. طی سه دهه حاکمیت ناسیونالیسم کرد در کردستان عراق فقر و سرکوب وحشیانه ای بر مردم تحمیل شده است؛  قتل های ناموسی تحت ناسیونالیسم کرد از زمان حاکمیت شوونیسم عرب بیشتر بوده است. سرکوب اعتراضات کارگران و معلمان و توده مردم یک گواه دیگر است. بعلاوه، دزدی و بچاپ بچاپ و فساد این احزاب تهوّع آور است. دو حزب حاکم بر کردستان عراق به بهترین شکلی ماهیت زالوصفت، ارتجاعی، سرکوبگر، دزد و فاسد ناسیونالیسم را افشاء کرده اند

ترکیه

شاید بتوان گفت که مساله کرد در ترکیه بیشترین تنش را در منطقه ایجاد کرده است. جنگ پیشمرگایتی از دهه 80 میلادی  به ابتکار پ ک ک آغاز شد. تعداد بسیاری طی 4 دهه بطور مستقیم یا غیر مستقیم در اثر این جنگ، جان باخته اند. دولت شرایط خفقان و سرکوب را به بهانه این جنگ نه تنها در کردستان، بلکه در کل کشور تشدید کرده است. اختلاف میان کرد و ترک و گسترش سرکوب به بهانه مبارزه با تروریسم یک کارت برنده برای دولت ترکیه بوده است

جنگ پیشمرگایتی عملا عبث بودن خود را به نمایش گذاشته است. این جنگ نه تنها موفق به کاهش ستم ملی نشده، بلکه زندگی مردم کردستان را با محدودیت و سرکوب بسیار بیشتری مواجه کرده است. پایکوبی مردم در میدان شهر دیاربکر پس از شنیدن پیام اوجالان شاهد خوبی بر این مدعا است. پایان جنگ مسلحانه ای که بعلت شرایط موجود صرفا حفظ ظاهر است، بنفع مردم کردستان و کل ترکیه است. در صورت توافق و پایبندی دولت ترکیه، شرایط سیاسی آزاد تر، محدودیت های کمتر و شرایط زندگی و مبارزه سیاسی برای مردم تسهیل می شود. امکان مبارزه علیه دولت فاشیست حاکم بهتر مهیا می گردد. همبستگی طبقه کارگر کردستان و کل ترکیه یک شرط ضروری عقب نشاندن فاشیسم و استبداد در ترکیه و بهبود زندگی برای توده های مردم است

فریاد زده می شود: پس مساله کرد چی؟ بستگی دارد که این سوال از کدام منباء نشات می گیرد؛ نقطه عزیمت و هدف کدام است؟ ناسیونالیسم خواهان سهیم شدن در قدرت است. قدرت کامل چه بهتر وگرنه  بخشی از آن: فدرالیسم یا خودمختاری با درجات مختلف استقلال پاسخ ناسیونالیسم به مساله ملی است. و اعتراضات و نقدهایی که از طرف گرایش “چپ” ناسیونالیسم طرح می شود از سر همین سهم خواهی در قدرت است

از نظر کمونیسم کارگری، انسانی ترین و دموکراتیک ترین شیوه، ارائه و ایجاد شرایطی است که مردم کردستان بتوانند در یک رای گیری آزاد نظر خود را مبنی بر جدایی یا زندگی در کنار هم با حقوق برابر اعلام کنند. اجرای نظر اکثریت آراء مساله ملی و ستم ملی را حل می کند: “به عنوان یک اصل عمومی، حزب کمونیست کارگری خواهان زندگی مردم منتسب به ملیت های مختلف به عنوان شهروندان آزاد و متساوی الحقوق در چهارچوب های کشوری بزرگ است که سازماندهی صف های قدرتمند کارگری را در عرصه مبارزه طبقاتی تسهیل میکند. با این حال در مواردی که پیشینه ستم ملی و تخاصمات میان مردم منتسب به ملیت های مختلف همزیستی میان آنها را در چهارچوب های کشوری موجود دشوار و مشقت بار ساخته باشد، حزب کمونیست کارگری حق جدایی ملل تحت ستم و تشکیل دولت مستقل از طریق مراجعه مستقیم به آراء خود آن مردم را، به رسمیت می شناسد.” برنامه یک دنیای بهتر

ناسیونالیسم کرد در ترکیه پذیرفته است که باید خواست و آرزوی تشکیل دولت مستقل یا خودمختار را کنار بگذارد و از قدرت کشوری سهمی بگیرد. معاملات و مذاکرات بر سر امکان پذیر بودن این شراکت و میزان آن کماکان پس از دو سال در جریان است. نتیجه این معاملات هر چه باشد تحول کیفی ناسیونالیسم کرد و لذا مساله کرد اجتناب ناپذیر است

آیا این پایان به معنای پایان ستم ملی است؟ نه لزوما. اما شرایط زندگی مردم کردستان را بهبود می بخشد و شرایط مناسب تری را برای رفع ستم ملی فراهم می آورد. جنبش ناسیونالیست نه تنها هیچگونه بهبود و پیشرفتی در زندگی مردم ایجاد نکرده بلکه زندگیشان را با معضلات جدی روبرو ساخته است. پایان تخاصم ملی شرایط را برای همبستگی سراسری میان طبقه کارگر و نیروهای چپ و آزادیخواه فراهم می کند و امر سازماندهی یک جنبش وسیع علیه حکومت سرکوب و استثمار فاشیستی حاکم را تسهیل می کند. طرح مساله به شکل حل مساله کرد یا جنگ مسلحانه اشتباه است. یک مغلطۀ ناسیونالیستی است. در این چارچوب عملا با یک جنگ پایان ناپذیر بی حاصل روبرو خواهیم بود. عملا در چهارچوب ژئوپلیتیک جهانی و منطقه در شرایط کنونی، کردستان مستقل در معادلات امپریالیستی نمی گنجد. ناسیونالیسم بدون یک توافق میان قدرت های جهانی و منطقه قادر به قدرت گیری نیست. قدرت یابی در عراق نتیجۀ جنگ خانمان برانداز خلیج و سپس حمله به عراق در سال 2003 ممکن شد. اکنون مشخص شده است که تنها راه دستیابی به حقوق ملی و پایان دادن به ستم ملی برای مردم کرد در همبستگی با مردم کل کشور علیه دولت سرکوبگر است. باید به دنبال اصلاحات و ایجاد همبستگی طبقاتی و اجتماعی میان توده های مردم کردستان و کل ترکیه بود. اکنون این شرایط تا حدودی فراهم شده است. بسیار شکننده است. اما باید کوشید از آن بنفع مردم، بنفع برابری حقوق، بنفع عقب نشاندن فاشیسم حاکم در ترکیه و بنفع مبارزه با ستم ملی بهره جست

ایران

در ایران شرایط متفاوت است. ستم ملی به شدت و درجه ترکیه نیست. از نفرت ملی میان مردم کردستان و سایر نقاط ایران نمی توان سخن گفت. خیزش انقلابی چهار سال پیش یکی از نمودهای زیبای همبستگی میان مردم کردستان و سراسر ایران بود. این خیزش بیانگر تضعیف قدرت جنبش ناسیونالیسم در کردستان است. ناسیونالیسم کرد طی سالهای اخیر افشاء شده است، یک فاکتور مهم در این روشنگری مشاهده عملکرد حکومت خودمختار در کردستان همسایه است که مورد افتخار و تحسین احزاب و سازمان های ناسیونالیست کردستان ایران است

به دنبال انتشار پیام اوجالان، احزاب ناسیونالیست کردستان ایران از پیام اوجالان استقبال کردند ولی در رابطه با امکان پذیری آن محتاط برخورد نمودند. خالد عزیزی، سخنگوی حزب دموکرات کردستان، این “دستاورد” را نتیجه قدرت گرفتن جنبش و مساله کرد ارزیابی می کرد. منظور این بود که قدرت های جهانی و منطقه بالاخره ناسیونالیسم کرد را بعنوان یک شریکِ، هر چند کوچک، قدرت به رسمیت شناخته اند. و آنها از این “دستاورد” شاد و مسرور اند

سوریه

سوریه یکی از نقاط پیچیده معادله مساله کرد است. علیرغم عمق و شدت ستم ملی در سوریه تا سال 2011 جنبشی برای رفع ستم ملی در کردستان سوریه ابراز وجود نکرده بود. همراه با پروژۀ آمریکا برای “رژیم چنج” در سوریه، آمریکا و اسرائیل ناسیونالیسم کرد در سوریه را به میدان آورده و مسلح کردند و دولت خودمختار در کردستان سوریه شکل گرفت. اخبار منتشره از منطقه، از شکل گیری یک جنبش دموکراتیک و شکل گیری قدرت مبتنی بر سازمان های توده ای، شرکت وسیع زنان و برقراری یک قانون دموکراتیک در روژاوا گزارش می کردند. این اخبار امید بخش بود

اما ظرف مدت کوتاهی خبر ائتلاف ناسیونالیسم کرد، حزب اتحاد دموکراتیک و نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد) به رهبری مظلوم عبدی با آمریکا انتشار یافت. ناسیونالیسم کرد در سوریه به یمن همکاری با آمریکا و نیروهایی که برای رژیم چنج در سوریه می جنگیدند، توانست یک حکومت خودمختار تشکیل دهد. همانگونه که اشاره شد با سقوط اسد و به قدرت رسیدن داعش/القاعده موقعیت این حزب شکننده و مخاطره آمیز شده است. طی دو سال اخیر ترکیه به حملات نظامی خود ادامه داده و خواهان انحلال و خلع سلاح حکومت خود مختار شده است. مظلوم عبدی در واکنش اولیه به پیام اوجالان اعلام کرد که این پیام به آنها ربط ندارد؛ اما عملا در اوت امسال سازمان را منحل کرد و به دولت داعشی پیوست

ناسیونالیسم کرد خواست و توانایی مقاومت در برابر آمریکا، ناتو و اسرائیل را ندارد؛ حداکثر برای سهم خواهی بیشتر تلاش خواهد کرد. پول و قدرت تنها ملاحظات آنهاست

شرایط کنونی

فی الحال مسالۀ کرد و جنبش ناسیونالیسم کرد دچار تحولات مهمی شده است. پس از تغییر تصمیم تسلیح و اعزام 6 سازمان ناسیونالیست کرد ایرانی که مقرشان در کردستان عراق است، احزاب حاکم در کردستان عراق تحت فشار بسیار قرار گرفته اند. حملات جمهوری اسلامی به مقررات این سازمان ها، کردستان عراق را در موقعیتی مخاطره آمیز قرار داده است. بعلاوه، تخلیه نیروی نظامی آمریکا هراس بسیاری در دل این احزاب انداخته است. رسما به شکایت و التماس افتاده اند. این شرایط موقعیت ناسیونالیسم کرد در عراق را متزلزل کرده است

 در سوریه به دنبال نزدیک به دو سال مذاکره و تحت فشارهای آمریکا، ناسیونالیسم کرد در سوریه عقب نشینی بسیاری را متحمل شده است و کردستان خودمختار که به مدت یک دهه واقعیت یافته بود دارد بایگانی می شود

شرایط در ایران نیز خطیر است. اگر پروژۀ بالکانیزه کردن ایران و تبدیل آن به سوریۀ دوم متحقق شود، کردستان ایران وارد یک سناریوی سیاه خواهد شد. با ورود سازمان های ناسیونالیست کرد به عنوان سرباز پیاده نظام آمریکا/اسرائیل شرایط زیست مردم با مخاطرات هولناکی مواجه خواهد گردید. این سازمان ها و این پروژه از حمایت مردم کردستان برخوردار نیستند

ترکیه پیچیده ترین شرایط را داراست. نزدیک به دو سال مذاکره هنوز یک نقشه عمل مشخص بدست نداده است. آینده هنوز نامعلوم و تا حدودی پا در هواست. چند ماه پیش رسانه ها از یک طرح جدید خبر دادند که بزودی در سایۀ سکوت قرار گرفت. به نظر می رسد که دولت ترکیه تمایلی به صلح با پ ک ک ندارد و دارد وقت می خرد. روشن است که ترکیه از جانب آمریکا تحت فشار است. مذاکرات و زد و بندهایی در پشت پرده انجام می گیرد ولی هنوز هیچ نتیجۀ مشخصی  ببار نیاورده است. زمان نشان خواهد داد. اما یک چیز مسلم  است. پ ک ک منحل و مبارزه مسلحانه بایگانی خواهد شد. ناسیونالیسم کرد سرنوشت خود را خواهد پذیرفت و در ژئوپولتیک جدید هضم می شود. باید کوشید جنبش چپ و کمونیسم و آزادیخواه را متشکل کرد و برای برابری کلیه شهروندان، آزادی کلیه زندانیان سیاسی و رفع ستم و محدودیت های ملی مبارزه کرد.

شرایط تغییر کرده است. این تحولات بر جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی، جنبش چپ و کمونیست تاثیر می گذارد. باید بر همبستگی هر چه عمیق تر و اتحاد هر چه گسترده تر نیروهای آزادیخواه و پیشرو تاکید ورزید. این وحدت و همبستگی تنها امید مردم منطقه برای رسیدن به یک دنیای بهتر، آزادتر و برابر تر است. وحدت انسانی و طبقاتی باید جایگزین وحدت ملی و مذهبی شود

*جدول خلاصه تخمینی شورش های ناسیونالیسم کرد و تعداد جان باختگان و آوارگان از ۱۹۲۳  تاکنون

منطقه / کشور

تعداد تقریبی شورش‌ها و درگیری‌های بزرگ

میزان تقریبی جان‌باختگان کرد

میزان تقریبی آوارگان

کردستان عراق

حدود ۷ جنگ و انتفاضه بزرگ

۱۶۰,۰۰۰ تا ۳۴۵,۰۰۰ نفر

بیش از ۲.۵ میلیون نفر (در طول دهه‌ها)

کردستان ترکیه

بیش از ۲۸ قیام و درگیری پ‌ک‌ک

۸۰,۰۰۰ تا ۱۲۰,۰۰0 نفر

بیش از ۱ میلیون نفر (کوچ اجباری و پناهندگی)

کردستان ایران

۴ دوره درگیری اصلی

۱۰,۰۰۰ تا ۱۵,۰۰۰ نفر

دهه‌ها جابجایی داخلی و فرار به عراق

کردستان سوریه

درگیری‌های مدرن (پس از ۲۰۱۱)

۱۵,۰۰۰ تا ۲۰,۰۰۰ نفر

بیش از ۵۰۰,۰۰۰ نفر

مجموع کل

بیش از ۳۵ شورش و مناقشه

بین ۳۰۰,۰۰۰ تا ۵۰۰,۰۰۰ نفر

نزدیک به ۴ میلیون نفر (تجمعی)

About admin

Check Also

جاش‌زاده در خدمت شاه‌زاد؛ از همکاری با ساختار امنیتی تا عربده، دفاع از ساواک و ترویج سرکوب ـ عباس منصوران

رفتار، پیشینه، پوشه و  به ویژه رفتار و کلام ساواک و جاش منشانه‌ی عرفان قانعی‌فرد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *