نسل کشی در فلسطین بیش از پیش چهره واقعی سرمایه داری را نمایان کرد! ـ ناصر بابامیری
نزدیک به دو سال از این نسلکشی میگذرد. پاکسازی در چنین ابعاد دهشتناکی در فلسطین، مُهر ننگینی است بر پیشانی دولتهایی که در پی منافع حقیر خود کر و لال شدهاند.
اگر ما کمونیستها میگوییم «دمکراسی کالای بنجل بورژوازی بیش نیست»، اگر میگوییم «دولتهای مدافع دمکراسی بورژوازی دشمنان قسمخوردهی طبقاتی این سیستم گندیدهی سرمایهداریاند»، این یک حقیقت آشکار است. این دولتها در هیئت میانجی میان جامعه و حاکمیت، تنها تا جایی مدافع دمکراسی بورژوایی هستند که منافع خودشان را تأمین کند. در غیر این صورت، به نفع دولتها به تمام دستاوردهایی که نه محصول دمکراسی بورژوازی، بلکه حاصل مبارزه و تلاش تاریخی کارگران و سوسیالیستهاست و برایش هزینههای سنگینی داده شده، تعرض کرده و همان دمکراسی نیمبند بورژوازی را هم به مسلخ میبرند. پاکسازی جنایتکارانه در فلسطین بهخوبی نشان داد که چطور چهرهی واقعی دولتها، نهادها و ارگانهای وابسته به آنها و تمام شیادان دمکراسیخواه عریان میشود. از همهی منافذ این دولتها و سازمانهای وابستهشان تا هواداران دمکراسی بورژوایی، چرک و کثافت بیرون میریزد.
در میانهی این پاکسازی دهشتبار، شاهد بودیم که دولت فرانسه به رهبری آقای مکرون، وقتی در روزهای گذشته ژست دمکراتمآبانه گرفت و بانگ برآورد که تصمیم گرفته دولت فلسطین را به رسمیت بشناسد، چگونه ترامپ فاشیست را برآشفت. ترامپ حتی گفت: «آقای مکرون بهتر است دولت فلسطین را در جنوب فرانسه به رسمیت بشناسد!» این موضعگیری فرمالیتهی مکرون چیزی جز پلتیکی برای سنجش افکار عمومی نبود. این واکنش به اظهارات مکرون از سوی ترامپ در چهارچوب اظهارات پیشین ترامپ مبنی بر تصرف غزه توسط آمریکا و انتقال ساکنان آن به مکانی دیگر معنا پیدا میکند.
اکنون دیگر ماههاست تداوم نسل کشی برای اسرائیل حتی کمتر از مجرای رویارویی و جنگ با تروریسم حماس و دیگر جک و جانوران اسلامی می گذرد. دیگر ماههاست خود اسرائیل هم در آن ابعاد پیشین روی این جهت کمتر تمرکز دارد که در غزه یا خان نویس و رفح…نیروهای تروریستی حماس و جهاد اسلامی را درهم کوبید. نشانه ها حاکی از اینست پروژه حماس و جریانات اسلامیستی کاربردش برای دولت نتانیاهو و شرکایش در این جنگ نیابتی این بود به بهانه مبارزه با تروریسم حماس «پاکسازی قومی» در فلسطین که در خدمت به هدف اصلی همانا “خاورمیانه جدید” میباشد را شروع کنند. اکنون دیگر جنگ دو قطب تروریستی دولتی اسرائیل و شرکایش و تروریسم اسلامیستی های نظیر حماس فاز ثانویست و فلسفه وجودی آن رو به تغییر است. بخشی از جامعه فلسطین را اگر نیروهای تروریستی حماس به گروگان گرفته اند و از طرف این دو قطب تروریستی هست و نیستشان نابود شده، بخش دیگر جامعه فلسطین که خارج از هژمونی نیروهای حماس هستند و اسیر گرسنگی و قحطی و نبود امکاناتی ابتدائی جهت ادامه حیات میباشند همینطور به شیوه بیرحمانه از سوی دولت فاشیستی اسرائیل و نیروهای نظامی آمریکا کشتار می شوند. در روز روشن و جلو چشم بشریت، کودکان و زنان و پیر و جوان را که بخاطر نبود تغذیه دچار سوء هاضمه شده و تدریجی جان می سپارند، تنها برای یک وعده غذایی به رگبار گلوله می بندند یا به اسارت می گیرند. بمعنای دیگر اسرائیل با حمایت دول غربی و در راسشان آمریکا دو جبهه را برای پاکسازی شهرهای فلسطین باز کرده اند. یکی جبهه جنگ تروریسم دولتی با تروریسم حماس، و دیگری جبهه فعال کشتار هر روزه از طریق اعمال قحطی و گرسنگی. باز نمودن جبهه ای دیگر پاکسازی در حین دریافت یک وعده غذایی برای ادامه حیات در مراکز توزیع غذا ننگیست بر پیشانی این دولتها و بشریتی که در برابر آن تنها نظارگری خاموش است.
بویژه طی ماههای گذشته، جدا از جنایتی که از طریق بمباران خانه های مسکونی، اگر خانه ای پا برجا مانده باشد انجام گرفته، جدا از بمباران بیمارستانهایی که زخمیها و کودکان و جوانان و سالخوردگان بدلیل سوء تغذیه آنجا بستری بوده اند، جدا از بمباران آلاچیق هایی و حتی چادرها در کمپ های سازمان ملل، اکنون گرسنگان در صف غذا از سوی نیروهای اشغالگر اسرائیل و آمریکا به رگبار بسته می شوند.
اعتراضات صف آزادیخواهی و برابر طلبی و در راسشان پرولتاریای جهانی تا به امروز با چنان سنبه پر زوری علیه وضع موجود به مصاف نیامده تا این تعرض افسارگسیخته معماران نسل کشی در فلطسین را لجام بزند، این یک. دوم دولتها و نهاد و سازمانهای دولتی و غیر دولتی هم اگر در برابر این تعرض سکوت نکرده باشند، اعتراضاتشان به این پاکسازی به هیچ وجه در سطحی نبوده که کارساز باشد. و حتی «دادگاه لاهه» و «تلاآویو»که به اصطلاح باید مستقل از دولتها عمل کنند و بعنوان نهادی حقوقی از ارزشهای جهانشمول بشریت بدفاع برخیزند نیز نشان داده اند در این روند بنوعی جانبدار هستند. تا جائکیه دولت آمریکا به رهبری ترامپ بسادگی در جلسه «دادگاه تل آویو» جهت رسیدگی به اتهام فساد و سوء استفاده مالی نه بعنوان مجری این پاکسازی و جنایت علیه بشریت محاکمه شد، به شیوه غیر معمول سفیر دولت آمریکا «مایک هاکبی» در حین اینکه عروسک «باگزبانی» را در دست داشت در جلسه دادگاهی نتایاهو حضور یافت. به بهانه اینکه حامل پیام امنیتی از سوی ایالات متحده آمریکا برای شخص نتانیاهوست و به این شیوه روند دادگاهی این فاشیست و ژندارم منطقه ای آمریکا را به سخره گرفت و اذعان داشت این اقدامش از نظر آمریکا “باطل کردن جادو علیه سیاستمداران” محسوب میشود .
دولت نتایاهو بدون حمایت مستقیم و غیرمستقیم دولت آمریکا و شرکایش نمی توانست در چنین ابعاد دهشتناک به پاکسازیی مردم در فلسطین دست بزند که اکنون بشریت در برابر آن خاموش است.
دولت فاشیست نتانیاهو فقط دشمن قسم خورده مردم فلسطین نیست، بلکه دشمن طبقهی کارگر و فرودستان اسرائیل نیز هست. سالهاست این رژیم فاشیستی در جنگی فرسایشی و ضدکارگری، در تلاش است تا روند مبارزات پیشرو کارگری و صف نیروهای آزادیخواه داخل اسرائیل را نیز کند و تضعیف نماید. اینکه تاکنون طبقهی کارگر و اقشار فرودست در اسرائیل نتوانستهاند موازنه قوا را به نفع خود تغییر دهند و سایه این رژیم فاشیستی را از سر خود بردارند، باعث شده نتانیاهو با پشتگرمی به حمایت آمریکا و متحدانش، تعرض منطقهایاش را بیمهار گسترش دهد و حتی مخالفان داخلیاش را با قساوت سرکوب کند.
کارگران، کمونیستها و نیروهای مترقی در اسرائیل، با وجود وضعیت دهشتناک کنونی، نباید از این وظیفهی تاریخی غافل بمانند: رهایی واقعی، در گرو بمیدان آمدن قهرآمیز علیه رژیم فاشیستی اسرائیل است. هر اندازه که طبقهی کارگر و فرودستان اسرائیل در برابر این رژیم متحدتر و سازمانیافتهتر به میدان بیایند، مردم فلسطین نیز میتوانند برغم فجایع و نسل کشی که علیه آنها اعمال گشته، امیدی برای حیات دوباره باز یابند و تجدید قوا کنند؛ و این، ضرورتیست که دیر یا زود باید تحقق یابد.
در این مسیر، دو گام عاجل باید برداشته شود:
گام اول:
اعتصابات هماهنگ و سازمانیافتهی کارگران در بخشهای کلیدی اروپا و آمریکا، …بهویژه با هدف توقف فوری نسلکشی؛ و مهار زدن میلیتاریسم با ابتکار عمل بستن کارخانههای اسلحهسازی، بنادر ارسال تجهیزات جنگی، و مسدود کردن شاهراههای تسلیحاتی و نظامی. این اقدامات، که طی سالهای اخیر به صورت سمبلیک در ایتالیا و اسپانیا و یونان انجام شده، باید به حرکتهایی هدفمند و مؤثر تبدیل شوند.
گام دوم:
با اتکا به این همبستگی بینالمللی، مبارزات طبقهی کارگر و تودههای فرودست در اسرائیل علیه رژیم فاشیستی نتانیاهو نیز جان تازهای خواهد گرفت. نتیجه فی الفور آن متوقف نمودن روند نسل کشی کشتار، قحطی، گرسنگی، آوارگی کنونی در فلسطین میباشد، و فضایی برای بازسازی طبقه کارگر و نیروهای انقلابی و پیشرو جامعه در دو سوی مرزهای ایجاد نماید؛ تا در یک بستر آزاد و برابر، نیروهای ارتجاعی ناسیونالیستی و مذهبی چون حماس، جهاد اسلامی، فتح و امثالهم را که دهه هاست تحت لوای «دفاع از مردم فلسطین» زندگی و معیشت توده های ستمدیده را تهدید و گرو گرفته اند، کنار زده و دست دولتهای فاشیستی اسرائیل و شرکایش را نیز از سر جامعه در اسرائیل و فلسطین کوتاه نمود و بسوی کسب قدرت سیاسی سازمانیافته گام بردارند.
طبقهی کارگر و ستمدیدگان اسرائیل و فلسطین میتوانند ضامن تحقق این افق باشند؛ افقی برای زندگی شایسته انسان امروز فارغ از جنگ و میلیتاریزم کنونی، افقی بدون تبعیض نژادی، قومی و مذهبی به روی جامعه اسرائیل و فلسطین بگشایند.
ناصر بابامیری
30.07.2025