آزادی زن معیار سنجش آزادی جامعه است! بمناسبت هشت مارس ـ ناصر بابامیری
هر روز برای زنان و مردان، کارگر، کمونیست و آزادیخواهان و برابری طلبان در حال نبرد علیه مناسبات سرمایه داری روز هشت مارس است. اما این روز ویژه، روز تجدید پیمان صفوف بهم پیوسته زنان و مردان آزاده درجای جای جهان، جهت تداوم مبارزات کارگران زن کارخانه نساجی نیویورک در نیمه دوم قرن نوزده 1857 علیه بربریت نظام سرمایه داریست که مبارزه شان جهت کاهش ساعت کار و شرایط اسارتبار کار با سرکوب و گلوله پاسداران سرمایه پاسخ گرفت. و هر ساله پس از نزدیک به دو قرن این رویاروی و کشمکش کماکان برای ایجاد بهبودی در محیط کار و زیست و تبعیض علیه زنان و دنیای فارغ از این بردگی عریان سرمایه داری پا برجاست. هنوز برغم مبارزات بیوقفه سرمایه داری زنان را در مناسبات اقتصادی و سیاسی بعنوان فرودست تحقیر و تحمیق میکند و بزرگترین سد بر سر راه این پیشروی و تحقق آزادی و برابری است. هنوز این روز، روز عرض اندام و مارش جهانی زنان و مردان علیه دیوار تبعیض و فرودستی است که زنان را در اشکال و ابعاد گوناگون از پایگاه طبقاتی و سیاسیشان جدا کرده است! هشت مارس روزیست که در آن هر انسان آزاده ای را فارغ از جنسیت و قومیت و نژاد و مذهب فراخوان میدهد، تا مرزهای ساختگی این نظام را در هم بشکند، و زنان و مردان آزاده دل در گرو آزادی و برابری را علیه این ریشه های این مناسبات مزدی که طوق بردگی را بویژه بر گردن زنان انداخته و به این اعتبار مردان را نیز در چنگال اسارت گرفته، بشوراند! در این روز باید صف آزادیخواهی و برابری طلبی هر چه پرتوانتر پرچم و کیفر خواست خود علیه حافظان مناسبات موجود در جای جای جهان را برافرازدند!
آزادی کامل زنان از قید و بند مناسبات ضد زن سرمایه داری نهایتا با برچیدن کل این نظام مزدی انگلی میسر است، این افق ماست. اما قطع به یقین تا تحقق این افق نباید دست روی دست گذاشت و باید برای ایجاد بهبودی و زدودن این تبعیضات سیستماتیک کماکان مبارزه کرد. کمااینکه در هر گوشه و کنار جهان یک ارتش عظیم از زنان و مردان آزاده داریم که برای خلاصی از طوق بردگی و تحقق آزادی و برابری نبردکنان در مبارزه بی امان علیه سرمایه داری بسر می برند. این اردوی عظیم در تشکلهای واقعی و خصوصا حزب کارگری و کمونیستی مقتدر خویش متشکل نیست و به این دلیل هم هنوز مبارزاتش پراکنده است. اگر جنبش کارگری و کمونیستی در قامت یک طبقه رهبری کننده ظاهر گردد، و به جنبشی برای خود تبدیل شود، قطع به یقین زنان هم بعنوان نصف جامعه بشری به آن مرحله نزدیک میشوند که از جایگاه و منزلت واقعی خویش بهره مند گردند. این جنبشها محکوم به اینند همه محدودیتها و مرزهای ملی، قومی، مذهبی و نژادی ساخته دست این مناسبات ظالمانه و نابرابر را در هم بکوبند. کمااینکه طی سالهای اخیر در ایران، ترکیه، عراق، سوریه، افغانستان، پاکستان و لیبی،هند….تا سایر کشورها در دیگر قاره های جهان اعم از آفریقا تا کشورهای آمریکای لاتین نظیر، مکزیک، برزیل، شیلی، ونزوئلا …..و خود اروپا سالانه شاهد حضور فعالانه هزاران، و میلیونها چهره کار کشته کمونیست و سوسیالیست و آزادیخواه بوده و هستیم.
امسال در ایران هم در اثنایی به پیشواز هشت مارس می رویم که این جامعه چهارمین خیزش باشکوه را در مبارزه علیه یکی از هارترین رژیمهای دنیا معاصر را با قتل عام بیسابقه پشت سر گذاشته است. در اثنایی که جامعه به تنگ آمده از رژیم برای چهارمین بار متوالی یک خیزش سراسری دیگر را در 1404 در نزدیک به 200 شهر بزرگ و کوچک به مصاف رژیم آورد. در اثنایی که رژیم این خیزش را در کمتر از دو شبانه روز با وحشیانه ترین شیوه به خون کشید و در خیابانها و کوچه ها و بیمارستانها کومه اجساد انسانی که بیشترشان کودک و نوجوان و جوانان بود …ساخت! هولوکاست علیه جامعه ای که برای پس گرفتن معیشت و زندگیشان به خیابانها آمده بودند. رژیم از اینکه ده ها هزار زن و مرد انقلابی رزمنده و آگاه در قامت لیدرها در شهرها، خیابانها را تسخیر کردند و در هفته دوم صفوفشان میلیونی به مصاف آمد، بشدت وحشتزده گشت و با قطع اینترنت و سایر شبکه های ارتباطات و در سکوت خبری کشتار فجیع دهه شصت را اینبار در عرض دو شبانه روز راه انداخت تا بقای ننگینش را حفظ کند! زنان و مردانی که بیشتر با دست خالی و مشتهای گره کرده یا تنها سلاحشان سنگ و کوکوتول مولوتوف بود در برابر رژیمی که از هوا و زمین آنها را به گلوله بست، و با تانک و مسلسل در خیابانها سنگر بندی کرده بود، با قامتی استوار ایستادند. صف آزادیخواهی قبل از اینکه در هفته دوم قتل و عام شوند، هزاران صحنه ماندگار در برابر نیروهای سرکوبگر دولتی تا دندان مسلح از خود نشان دادند.
در بخش وسیعی از شهرهای ایران زنان و مردان دوشادوش همد بدور از هر گونه تمایز جنسیتی از سازمان دهندگان و پیشقراولان جدال و پیکار با اجیرشدگان رژیم بودند! توده های بپاخاسته گر چه به پیروزی نهایی دست نیافتند، اما باریدگر نشان دادند این رژیم را نمی خواهند. نشان دادند چقدر با جانفشانی مظاهر ارتجاع و الگو و نمادهای اسلامیستی، و هر آنچه را رنگ و بویی از مظاهر کهن و ارتجاع بر خود دارد و به مانعی بر سر راه رشد و پیشرویشان تبدیل شده را میخواهند در هم بکوبند. و دگرباره زنان آزاده هزاران جلوه با شکوه، از هوشیاری، ابتکارات، جسارات انقلابی، نظیر زنان کمونارد در پشت دیوار های باستیل را در برابر حافظان نظم موجود در کنار سایر همنوعان و همرزمانشان از خود نشان دادند که در تاریخ مبارزات برای همیشه ثبت گردید. کمااینکه قتل عام رژیم و جنایتش علیه بشریت نیز دوباره در تاریخ معاصر درج شد. ما در اثنایی در ایران به پیشواز هشت مارس می رویم که جامعه دوباره زیر بار این هولوکاست هم قد راست کرد. طی این چند هفته نه تنها توانست شوک و بهت ناشی از قتل عام عزیزانشان را پشت سر بگذارند بلکه وقتی دوباره اعتصابات و اعتراضات از مراکز کارگری تا دانشگاه، مدارس و خیابانها را پرشکوه و با صلابت در نوردید، اینبار رژیم از وحشت در شوک و بهت فرو رفت که نتوانسته با هولوکاست هم استقامت و پایداری جامعه در مبارزه برای برچیدن این مناسبات انگلی را درهم بشکند.
سخن آخر!
مناسبات کنونی از پایه و اساس علیه نصف دیگر جامعه بشری که زنان میباشند، بنیاد نهاده شده. از نقشی که زنان در تولید و سازماندهی جامعه باید داشته باشند، و از آن منع شده، تا وجود تبعیض و خشونتهای سیستماتیک در روبنای سیاسی …تا دستمزد نابرابر در مقابل کار یکسان…تا دیگر مظاهر اسارتبار و راندن این ارتش عظیم به موقعیت فرودست. به همین اعتبار سرمایه داری از اینطریق تمام زورش را می زند، نصف جامعه را از صحنه مبارزه متحدانه برای رهایی کامل از قید و بند استثمار دور کند، و آنانرا با راندن به صفوف کارگران بخش خدماتی و یا کار بی اجر و مواجب در کنج خانه ها، و پیوستن به لشکر بیکاران، از دینامیزم مبارزه و رویارویی بعنوان یک طبقه واحد با نظم موجود دور کند. جنبش کارگری و کمونیستی تنها جنبش انقلابیست که نفعی در تداوم و بقای این نظام ندارد، زنان باید بعنوان پیشقراولان این دو جنبش در همه عرصه ها دوشادوش همنوعانشان فعالانه عرض اندام کنند و دیوار چین جنسیتی که سرمایه داری میخواهد میانشان بکشد را در هم بکوبند. ناظر کردن این افق مبارزاتشان را در برابر حافظان نظم موجود متحدالشکل تر و مقتدرانه تر، و به این اعتبار آنها را قادر خواهد نمود تا زنجیرهای بردگی ناشی از مناسبات سرمایه و کار مزدی را که به درازای تاریخ بر جسم و روانشان سنگینی کرده سریعتر بگسلند. به این اعتبار که آزادی کامل جامعه در گرو آزادی بی اما و اگر زنان است. هشت مارس را بر همه زنان و مردان آزاده در جای جای جهان شاد باش میگویم!
زنده باد هشت مارس !
زنده باد جنبش کارگری و کمونیستی!
ناصر بابامیری
21 فوریه 2026