ما بخش لاینفک آلترنیو کارگری و شورایی هستیم! ـ رحمان حسین زاده
سخنرانی رحمان حسین زاده در کنفرانس استکهلم نیروهای چپ و کمونیست
با درود به دوستان و حضار در سالن و در شبکه های اجتماعی که کنفرانس را تعقیب میکنند.
در آغاز سخن به مردم مبارز و شرکت کنندگان در دور جدید خیزش اعتراضی که بیش از هر دوره جمهوری اسلامی را در تنگنا قرار داده اند، درود میفرستم. در اعتراضات اخیر عزیزان بیشماری را از دست دادیم، شهرها و خانواده های زیادی داغدار شدند. با مردم داغ دیده و خانواده ها و بستگان عزیزان جانباخته همبستگی و همسرنوشتی اعلام میکنم.
وقت محدود است و اجازه بدهید، بعضی مؤلفه های هر چند مهم و آشنا برای همه شما را فرض مشترک بگیرم و در مورد آنها توضیح ندهم. فرض میگیرم در مقاطع پایانی عمر جمهوری اسلامی هستیم، در مورد بحرانهای چند لایه و لاینحل رژیم، چشم انداز تحولات و پیچیدگی اوضاع و مخاطرات نگران کننده توضیح نمیدهم و آنها را فرض میگیرم. به سهم خود بر صورت مسئله کلیدی امروز تحولات سیاسی و از این زوایه سئوال محوری مقابل این کنفرانس فوکوس میکنم. از ما و کنفرانس ما میپرسند، آلترناتیو قطب چپ و کمونیست چیست؟
این را هم توضیح دهم برای من و خیلی ها قطب چپ و کمونیست فراتر و وسیعتر از شش حزب و جریان همکار در شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست است. از نظر من جنبش کارگری و جنبشهای اجتماعی رادیکال جزو این آلترناتیو چپ و سوسیالیستی اند. این را صرفأ از روی علاقه ام به طبقه کارگر و جنبشهای رادیکال نمی گویم. بلکه تحولات مبارزاتی در جامعه کاراکتر رادیکال و چپ گرایانه جنبش کارگری و این جنبشها را اثبات کرده است. در نتیجه طیف وسیعی از رهبران و فعالین کارگری و سوسیالیست تا رهبران و فعالین سوسیالیست جنبشهای اجتماعی رادیکال و بخشهای معترض جامعه با این سئوال که چه آلترناتیوی دارید؟ روبرو هستیم و قاعدتأ باید پاسخ سیاسی و پراتیکی برای آن داشته باشیم.
آلترناتیو طبقه کارگر و نیروهای چپ و کمونیست در انطباق با اهداف ما و در انطباق با مبارزات مستقیم ما در کارخانه و مراکز کار و اعتصاب، اعتراضات در خیابان و تظاهراتهای برآمده از این مبارزات، برآمده از قیام ما، آلترناتیو متکی به اعمال اراده مستقیم کارگر و مردم قیام کرده علیه نظم سرمایه و جمهوری اسلامی است. این آلترناتیو کارگری و شورایی است. شوراها و پدیده اداره شورایی در جنبش کارگری و آزادیخواهانه در ایران شناخته شده است.
آلترناتیو شورایی در وهله اول در مقابل جمهوری اسلامی است. در پروسه سرنگونی رژیم هر جا خلأ قدرت به وجود میاید را با قدرت کارگر و مردم متشکل در شوراها و حاکمیت شورایی باید پر کرد. به علاوه در صحنه سیاست جامعه در دوره جدال آلترناتیوها بسر میبریم. هم اکنون در بطن جنبش سرنگونی جمهوری اسلامی با انواع آلترناتیوهای ارتجاعی و ضد مردمی روبرو هستیم. جابجایی قدرت از بالای سر مردم، حال در فرمتهای مختلف آجندای آمریکا و اسرائیل و کل اپوزیسیون دست راستی و پروغربی اعم از مشروطه خواهی و جمهوریخواهی است. از جمله تغییر چهره ها و مهره ها از درون رژیم و در تبانی با بخشهایی از اپوزیسیون راست، آنچه خود “استحاله” مینامند، تا پاشاندن شیرازه جامعه و تحمیل سناریوی سیاه، رژیم چنج و غیره اشکال مختلف آلترناتیوهای بورژوایی اند. با پروپاگاند وارونه و توجیه مجلس مؤسسان و دولت گذار و پارلمان و پارلمانتاریسم میخواهند این آلترناتیوهای ضد اراده مستقیم مردم را تحمیل کنند. در مقابل اینها باید آلترناتیو متکی به اعمال اراده مستقیم مردم یعنی آلترناتیو شورایی را سازمان داد و قابل دسترس و انتخاب کرد. حاکمیت شورایی کارگران و مردم آلترناتیو قطب چپ و سوسیالیست و آزادیخواه جامعه در مقابل اشکال مختلف آلترناتیوهای دست راستی است.
آلترناتیو شورایی انتگره فابریک جامعه است. ریشه در محل کار و زیست، در مراکز کار و محله و شهر و دانشگاه و مدارس و حتی ادارات و در میان هر جنبش و بخش معترض جامعه دارد. سازمان دادن آن به دور از بوروکراسی متداول، سرراست و ساده است. در کارخانه و مراکز کار در محله و شهر با اتکا به مجامع عمومی، شوراها و اعمال اراده شورایی شکل میگیرد. در تکامل خود کنگره سراسری شوراها به عنوان مرجع قانونگذار و مجری قانون عمل میکند. اداره کشور را به دست میگیرد و سازمانده دولت شورایی خواهد بود.
آلترناتیو شورایی به قدمت جنبش کارگری و کمونیستی جهانی و در ایران سابقه دارد. برای سازماندهی آن از صفر شروع نمیکنیم. خود ماها در تجریه مبارزات ٤٧ ساله مان برای جاانداختن آن کار کردیم. اکنون تلاش هرکولی و سازمانیافته از رهبران کارگری و رهبران جنبشهای اجتماعی حق طلب تا فعالیت هماهنگ و همگام نیروهای چپ و کمونیست حاضر دراین کنفرانس را میطلبد. امیدوارم یکی از نتایج و خروجی مهم این کنفرانس پافشاری محکم بر تلاش مستمر برای تحقق حاکمیت شورایی باشد. ما خود را بخش لاینفک آلترناتیو شورایی میدانیم.
در همین رابطه مسئله کلیدی دیگر اینست شوراها و حاکمیت شورایی بسرعت باید مسلح شوند و به قدرت مسلح تودهای اتکا کنند. ما در دوره گانگستریسم قدرتها و دولتها و نیروهای بورژوایی در سطح جهانی و منطقه ای و کشوری بسر میبریم. جلو چشم حیرت زده دنیا دیدیم دولت امپریالیستی آمریکا که به نام رهبر “جهان آزاد” شناخته شده، به شیوه مافیایی نصف شب رئیس جمهوری یک کشور را به همراه همسرش از اتاق خواب بیرون کشیده و آنها را می ربایند. همین جا بگویم، ننگ بر اپوزیسیون راست و بخشأ چپ که این آدم ربایی را در خدمت سرنگونی جمهوری اسلامی توجیه کردند. مضافأ ما با جمهوری اسلامی تا دندان مسلح روبرو هستیم. با دارودسته های مسلح قومی مذهبی تا مغز استخوان ضدانسان روبرو هستیم. شوراها و حکومت شورایی با اتکا به قدرت مسلح توده ای میتوانند از شهر و مدرسه و کودکستان و بیمارستان و ساختار جامعه و در یک کلام از زندگی و امنیت شهروندان در مقابل گانگسترهای دولتی و غیر دولتی مسلح دفاع کنند. منشور حاکمیت شورایی را اجرا کنند. آزادی، برابری و رفاه همگانی را تضمین کنند.
دور دوم بحث :
رفقا و دوستان با تشکر از دخالت تان در بحثهای کنفرانس: به نظرم صرفنظر از اینکه کدام بخش نقدها درست بودند یا نادرست، و من با بخشی از نقدها توافق ندارم، و طبعا با بخشهایی موافقم. اما یک نکته مثبت در مجموعه نقدها و ایراداتی که در قبال فعالیتهای شورای همکاری مطرح شدند، اینست که با نیت سالم در جهت تقویت تلاش نیروهای چپ و کمونیست در این شرایط طرح شدند و این مهم است و شورای همکاری باید به آن توجه کند. مثلأ من با این نقد که “کشتی فعالیت شورای همکاری به گل نشسته” توافق ندارم، اما رفیق مان با نیت درست به نظر خودش دارد تلنگری میزند که بگوید، نیروهای چپ و کمونیست تکانی بخورید و در این اوضاع حساس کار دیگری بکنید و بجنبید. چنین جنبه های درست در حرفها را باید دید و واقعأ باید جنبید.
نکته دیگری که در بحثها مطرح شد، در مورد موقعیت سلطنت طلبی و جریان رضا پهلوی است. به نظرم جریان سلطنت طلبی را باید جدی گرفت، نه به عنوان اینکه سیستم پادشاهی به عنوان حکومت در ایران آینده احیا میشود. بلکه به عنوان یک جناح دست راستی فاشیست، به عنوان سیاه جامگان اپوزیسیون راست که به شدت مضر و مزاحم جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی بوده و خواهند بود، لذا نباید به جست و خیز آنها بی توجه بود. سلطنت و حکومت پادشاهی به گذشته تماماً ستمگرانه و سیاه در تاریخ سیاسی جامعه ایران مربوط است و طی خیزش توده ای عظیم سال ٥٧ سرنگون شد. در یک بررسی سرراست و ساده می بینیم، کل قطب کارگری و چپ و سوسیالیستی مدافع حکومت شورایی آنها را قبول ندارند. به علاوه از قطب راست و هم خانواده آنها، جمهوریخواهی و شاخه های آن در قالب حکومت آنها را قبول ندارند، ناسیونالیستهای مناطق مختلف و فدرالیست در این یا آن گوشه کشور با آنها مشکل دارند. سیستم پادشاهی با پرچم استبداد فردی و تمامیت ارضی، منشأ تفرقه و سرکوبگری و لشکرکشی و خون پاشیدن به جامعه خواهد بود. در جامعه سرزنده و بستر جنبشهای متفاوت، سلطنت شانسی برای بازگشت به قدرت دولتی ندارد. به عنوان نیروی راست افراطی و فاشیست باید آنها را به حاشیه راند و قرنطینه شان کرد.
مسئله دیگر، گفته شد، قطب چپ و رادیکال در حاشیه جامعه است. من با این ارزیابی توافق ندارم، در آغاز دور اول صحبتهایم گفتم، نیروی چپ و سوسیالیست را نباید فقط در فرمت جریانات متشکل و متحزب چپ و از جمله شش جریان برگزار کننده این کنفرانس دید. هرچند احزاب و سازمانهای چپ و کمونیست بخش مهمی از بلوک چپ و سوسیالیستی اند. به نظرم قطب چپ و سوسیالیستی را اساسأ باید جنبشی و در سطح جامعه دید. از نظر من جنبش کارگری و جنبشهای اجتماعی رادیکال همچون جنبش آزادیخواهانه زنان، جنبش فرهنگیان و معلمان، بازنشستگان، جنبش دانشجویی و نسل جوان، جنبشهای اعتراضی پرستاران، رانندگان، و بخش مهم جنبش اعتراض خیابانی بخشهای مهم قطب چپ جامعه اند. این جنبشها سرمنشأ هزاران اعتصاب کارگری و اجتماعی بوده و بردوش آنها خیزشهای انقلابی دی ماه ٩٦ و آبان ٩٨ و خیزش شهریور ١٤٠١ بعد از قتل ژینا امینی عروج کردند. مگر خود ما در این سالها این خیزشها را چپگرایانه ندیدیم. در نتیجه چپ در جامعه در حاشیه نیست. اما یک واقعیت نامساعد عمل میکند، اینکه آلترناتیو چپ به اندازه کافی سازمانیافته، متحد و متشکل و تحزب یافته و دارای رهبری با اتوریته و جاافتاده نیست. اینها جزو موانع و محدودیتهای جدی است که داریم. رفع این موانع و محدودیت به ویژه پرکردن خلأ رهبری روی میز رهبران سوسیالیست جنبش کارگری و حزب ما و هر جریان چپ و کمونیست رادیکال است که نبردکنان و در دل جدال طبقاتی روزمره بتوانیم به رهبری معتبر سوسیالیستی شکل دهیم. اما نباید خود زنی کرد. نفس اینکه شعارها و سیاستهای چپ و رادیکال در جنبش کارگری و جنبشهای اجتماعی جامعه نفوذ دارد، حاصل فعالیت کمونیستهایی مثل ما، قبل و به ویژه بعد از انقلاب ٥٧ است. جریانات چپ و کمونیست آب در هاون نکوبیده اند. شخصا جزو آن نحله از کمونیسم متشکل و متحزب بعد از انقلاب ٥٧، حال در احزاب مختلف بودم، با خرسندی میگویم، انعکاس فعالیتهای ٤٧ ساله جنبش و جریانی که به آن متعلقم را سالها است در جنبش کارگری و در جنبش دانشجویی و دیگر جنبشهای اجتماعی لمس میکنم و به آن افتخار میکنم. ببینید، در پانزده سال اخیر سرنگونی ها و تحولات مهم در خاورمیانه و کشورهای عربی اتفاق افتاد. تونس و مصر و یمن و لیبی و سوریه و عراق و … چرا در یک مورد از این تحولات این کشورها کسی طرح آلترناتیو شورایی و حاکمیت شورایی به فکرش نمیرسد. اما در ایران آلترناتیو چپ و شورایی همانطور که در این کنفرانس از آن صحبت میکنیم، یکی از آلترناتیوها و آبشنهای مطرح است. چیه؟ “خاک پاک ایران” خیلی متفاوت و “گهربارترو مهربانتر” است که چپ گرایی و رادیکالیسم را از خود بیرون میدهد، یا اینکه در این کشور سالهای سال کمونیستها و سوسیالیستها برای قدرتمند کردن اهداف و سیاستهای کارگری و چپ و سوسیالیستی، مبارزه کردند، زندان رفته و شکنجه و اعدام شدند. پارتیزانهای سرخ بوده در نبرد نظامی با بورژوازی و جمهوری اسلامی جنگیدند. زنده باد طبقه کارگر و سوسیالیسم را به زندان و پای چوبه دار اعدام و کوی و برزن و درون جنبشهای اجتماعی این کشور بردند. حاصلش را در مبارزات کارگری و توده ای می بینیم. برای مثال شعار آزادی و برابری در جنبش دانشجویی سالهای ٨٣ شمسی به این طرف از کجا درآمد؟ بی پیشینه بود؟ بحث اداره شورایی در جنبش کارگری از کدام سابقه الهام گرفته است؟ نه سلطنت، نه رهبری، آزادی و برابری از چه جنبشی نشأت گرفته و به نحو سمبولیک اعلام میکند دوران “رهبری همه با همی” در جنبش سرنگونی و همگانی بسر آمده، و کارگر و کمونیسم جامعه ایران بر عروج آلترناتیو کارگری و شورایی خود پافشاری میکند.
به عنوان نتیجه گیری بحثم. ما در دوره جدال آلترناتیوها هستیم. فقط با آگاهگری و افشاگری نمیتوان آلترناتیو راست و بورژوایی را به حاشیه راند. به علاوه باید آلترناتیو قطب چپ و سوسیالیستی و از نظر من آلترناتیو شورایی را در مقابل آلترناتیوهای راست در جامعه ارائه کرد. قابل انتخاب کرد. رفقایی میگویند ایده آل خوبی است و اما به زودی و در ماههای آینده اجرانمیشود. من میپرسم مگر آلترناتیو راستها که لانسه اش میکنند، اعم از “حکومت سلطنتی تا مجلس مؤسسان و دولت گذار و جمهوری ایرانی و لائیک” و غیره به زودی اجرا میشوند؟ نه! اما اینها دارند به جنبش خود تصویر و افق میدهند. ما نیروهای چپ و کمونیست باید و موظفیم به جنبش خود افق و تصویر روشن از آلترناتیو بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی بدست بدهیم. مضافأ این را تأکید کنم که آلترناتیو شورایی بشدت پراتیکی است. با هر درجه تغییر مثبت تناسب قوا و در هر شهر و منطقه و سراسر کشور به محض اینکه حاکمیت جمهوری اسلامی برچیده شود، خلأ قدرت به وجود میاید. ایجاد شورا و حاکمیت شورایی از یک شهر و مرکز کار تا یک استان و سراسر کشور و تشکیل کنگره سراسری شوراها به مثابه ارگان پرکردن خلأ قدرت عمل میکنند. دوباره تأکید میکنم شورا و حاکمیت شورایی بسرعت باید خود را مسلح کنند.
رحمان حسین زاده
بیستم دی ماه ١٤٠٤