سرنگونی انقلابی رژیم تنها راه رهایی و متضمن آینده ـ ناصر بابامیری

چند دهه طبقه کارگر و سایر طبقات فرو دست و زحمتکش جامعه بودند که چند مرتبه زیر خط فقر بودند و مبارزه اشان برای تغییر شرایط با شکنجه و زندان و گلوله پاسخ می گرفت. اما با عمیقتر شدن شکافها و گسترش ابعاد بیکاری، گرانی، تورم و فقر و فاقه دیگر قشر بازاریان نیز کسب و کارشان نمی چرخد. از یکشنبه 7 دی ماه 1404 بازاریان تهران در خیابان امیرکبیر، بازار شوش، خیابان ناصرخسرو، خیابان لاله‌زار، خیابان مولوی، خیابان ملت، خیابان سعدی، خیابان جمهوری، بازار جعفری، بازار طلا (لاله‌زار)، … میدان انقلاب، میدان آزادی در اعتراض به افزایش انفجاری قیمت ارز و بی ثباتی بازار دست به اعتراض زده اند. رژیم به صف اعتراضی بازاریان با گارد امنیتی تا دندان مسلح و گاز اشک آور حمله ور شده تا آنها را با سرکوب مرعوب کند. اساسا وحشت رژیم از اعتراض بازاریان نیست بلکه از مبارزات اکثریت عظیم جامعه در حال انفجار است که زندگی و معیشتشان را دهه هاست گرو گرفته و تنها طی یکسال گذشته نزدیک به دو هزار نفر را اعدام کرده تا مبارزاتشان را عقب بنشاند و سکان رهبری و هدایت این اعتراضات نیز در دستشان ییافتد. اساسا وقتیکه جامعه بخش وسیعی از آن قدرت خرید ندارد! وقتیکه گوشت و برنج و حبوبات و سبزی و میوه از خانه ده ها میلیون نفر بر داشته شده است! وقتیکه آب و برق و مسکن، دارو و درمان ….را هم از جامعه گرفتند، وقتیکه مردم برای امرار معاش فرزندانشان مجبورند اعضای بدنشان را حراج کنند، یا فرزندی را در بازار بفروشند تا شکم بقیه را سیر کنند، روشن است دیگر بازاری هم کسب و کارش بطور جدی در خطر افتاده است. و این قشر دوزیست که تا دیروز جیکش در نیامده هم علیه وضع موجود که دولت انگل سرمایه داری منافعش را تامین نکرده، امروز صدایش در میاید. یعنی دقیقا آنجا که رژیم رو به فلج شدنست و قادر نیست نیازمندیهای جامعه سهل است حتی بازارایان را برآورده کند بازاری بر سر منافعش به خیابان می آید. در بیان واقع اعتراض بازاریان به دولت اینست اوضاع را به کنترل در آورد. نگرانی اصلی آنها از اینست رژیم نتواند، با شرایط پیشارو از این بن بست اقتصادی لاعلاج خود و آنها را خلاص کند! نگرانی واقعی آنها کمتر اینست ستون های ایدئولوژیک و سیاسی این رژیم زندگی اکثریت عظیم جامعه را تباه ساخته است و ستون نظامی جانشان را می گیرد و به اینخاطر شدیدا زیر ضرب مبارزات و اعتراضات توده های بپاخاسته قرار گرفته است بلکه نگران آنند دیگر این رژیم کسب و کار بازارشان را کما فی السابق نمی تواند به قیمت گرو گرفتن زندگی بخش عظیم جامعه سر پا نگه دارد! ما بارها شاهد بودیم جدا از فشار و تهدید و ارعاب و فلاکت اقتصادی همیشگی رژیم که به طبقه کارگر و دیگر اقشار محروم اعمال نموده، مبارزات و اعتراضاتشان بنوعی از سوی دو قشر معین اعم از خورده بورژوازی شهری بازاریان و بورژوازی مورد شماتت قرار میگرفت و تازه بخشا به مبارزه و اعتراضاتشان سنگ اندازی هم میکردند. اما با سقوط بیسابقه ارزش ریال طی چند ماه گذشته دیگر اینجا و آنجا کارد به استخوان کسبه و بازاریان نیز رسیده است. اینکه اوضاع و شرایط در این مملکت به مرحله انفجار اجتماعی رسیده که دیگر راه برون رفتی برای حافظان سرمایه هم وجود ندارد و نیروهای بینابینی هم شامه تیز طبقاتی اشان بهشان خبر میدهد منافعشان از سوی این دولت سرمایه داری با مخاطرات مواجهه شده است و نمی توانند در این بازار بی رونق اقتصادی مشاغلشان را بچرخانند! اما این اقشار و نیرو هیچگاه خواهان دگرگونی بنیادی و انقلاب نبوده و نیستند و تازه هر چه در طبق اخلاص دارند برای حفظ نظم موجود میگذارند، مگر موقعی که ببینند منافعشان دیگر در چهارچوب نظم موجود قابل پاسداری نیست و بخواهند و نخواهند موقعیت و شرایط پیش رو آنها را نیز از بنیاد میکند.

اعتراضات بازاریان دیروز در چند نقطه تهران شروع گردید و تا کنون به مناطق دیگری و حتی چند شهر دیگر را هم در برگرفته، عمدتا مختص به این طیف و اقشار اجتماعی ایست. اعتراض به کسادی بازار و خصوصا سقوط بی سابقه ارزش ریال است که اینبار شغل و زندگی آنها را نیز مورد تهدید جدی قرار داده. تهدیدی که چهار دهه است بالای سر این جامعه چرخ می زد و کار و معیشتشان را نیست و نابود کرد، اما این اقشار غالبا در برابر آن و بنفع حاکمیت سکوت کرده بودند!

بیکاری، تورم و گرانی دیگر به حدی رسیده که حتی اقشار بینابینی بورژوازی و عمدتا خورده بورژوازی شهری نیز خطر را متوجه خود دیده اند و صدایشان در آمده است. بعبارتی دیگر وضعیت آنقدر وخیم است حتی آن خرده بورژوایی که همیشه آرزو میکرد دکان یک نبشش را دو نبش کند در این اوضاع و شرایط بشدت ناامید شده است.

خرده بورژوازیی شهری که سابقا کسب و درآمد در مراکز شهری را در اختیار داشته اند و مدام کلاهشان را محکم گرفته اند تا باد نبرد.

خرده بورژوازی شهری اگر دو نسل قبلشان بازار را در کنار مساجد اداره میکردند و چشم امیدشان بطور عجیبی به دولت بود، دیگر طیف امروزیش بیشتر سرش به کسب و کار و دلمشغولی های خودشان در داخل و لابیگری در خارج کشور بیشتر گرم بوده و کمتر دغده شان مذهب است(چونکه آنرا دکانی می بیند که دیگر از رونق افتاده)، مگر احساس کنند دوباره سودی از قبل دولت و مذهب متوجه شان خواهد شد!

به همین روشنی این اقشار بینابینی بندرت به وضع موجود معترض بوده مگر ببیند تناسب قوا کلا به ضررشان است. طبقه بورژوازیی نیز که ماهیتشان روشن است و تاریخا از سر و کول همدیگر بالا می روند تا رقبای دیروزی خود را ورشکست کنند. اکنون دیگر در این بازار در حال فروپاشی، کسب و کارشان جهت مکیدن خون اقشار مزدبگیر و کم درآمد و بی درآمد از رمق افتاده و آنها هم بعضا کارد به استخوانشان رسیده و از کلیت این رژیم به عنوان نماینده سیاسی خود در قدرت بنوعی به تنگ آمده اند. چونکه منافعشان آنگونه که شاید و باید است دیگر تامین نمی گردد، به عبارتی دیگر این قشر معین از این سر به وضع موجود معترض است که دولت نمیتواند وضعیت را به روال عادی برگرداند که آنان بتوانند، منفعت بیشتری به قیمت اعمال فقر و فلاکت بیشتر به این جامعه، به جیب بزنند. قشر اول معترض هستند چون مغازه اشان نمی چرخد و توانایی تبدیل آن به فروشگاه زنجیری از آنها سلب شده یا لااقل مغازه اشان را دو نبش کنند و به دلمشغولی هایشان سرگرم باشند. به معنایی دیگر گرانی و سقوط ارزش پول ایران در برابر ارزهای جهانی بد جوری زیر پوستشان رفته. قشر دوم در این سقوط ارزش ریال و بازار کساد سرمایه اشان با خطر جدی مواجه شده و سرمایه اشان نه تنها کمافی سابق ارز اضافی به جیبشان سرازیر نخواهد کرد تا عطش سیری ناپذیرشان را بر آورده کند بلکه هر آنچه از دست رنج و استثمار دیگر اقشار انباشته اند در این وضعیت دارد دود هوا میشود!

بازاریان قطب نمای حرکتشان قطر کیف پولشان است. وقتی مبینند قیمت ریال روز به روز بی ارزش تر و با شتابی سرسام آور سقوط کرده و رژیم تمام راههایی را که به فکرش رسیده رفته تا بتواند جلو آنرا بگیرد ولی نتوانسته کاری پیش ببرد کاسه صبرشان لبریز شده است.

بازاریان بندرت محرومیت، فقر و فاقه ای که چهار دهه است زندگی دیگر اقشار محروم را به جهنمی تبدیل نموده تجربه کرده اند و در یک کلام با فقر و گرسنگی و تبعات ناشی از آن بیگانه بوده اند. اکنون که آسیابشان دارد از آب می افتد خونشان به جوش آمده است. دغدغه این اقشار دوزیست ابدا دغدغه اقشار محروم جامعه و طبقه کارگر این جامعه نبوده و نیست که همیشه هشتش در گرو نو است!

اگر همین دولت استثمارگر که جهنمی به پهنای کل جامعه را 47 سال است بوجود آورده و معیشت و زندگی اکثریت عظیم جامعه را به گرو گرفته، فردا با قطبهای جهانی وارد بند و بستی برای حفظ بقای خود گردد که در اینصورت هم از مبارزات توده های مردم جان به لب رسیده رها نخواهد شد، همین بازاریان کنار دولت سرکوبگر خواهند ایستاد و مبارزات توده های معترض را مخل بازار قلمداد می کنند. در بهترین حالت همان سکوت چهار دهه قبل را پیشه خواهند کرد.

بازاریان بندرت پیش میاید مبارزه، اعتراض و اعتصاب کارگران و توده ها محروم این جامعه علیه تبعیض، نابرابری، بیکاری، گرانی، رکود و تورم سرسام آور و انواع و اقسام بی حقوقی با زندان و شکنجه و گلوله جواب گرفته تو کتش فرو برود، مگر مثل امروز ببیند،کسب و کار و بازارش دارد متوقف میشود.

اعتراض بازاریان تابعی از نوسانات و صعود و نزول قیمت ارزست و بس! دولت خصوصا در بن بست فعلی که هیچ راهی جهت برون رفت از این وضعیت در افق خود نمی بیند، می تواند با استثمار عریانتر طبقه کارگر و زدن همین دستمزد بخور و نمیر و سرکوب آنها، بازاریان را بفرستتد سر کسب و کارشان، و تازه دستگاه پروپاگانده و تحمیق توده ایش به راه می افتد تا کسادی بازار را به گردن طبقه کارگر که اعتصاب و اعتراض کرده بیاندازد.

پس از جنگ دوازده روزه که در بیان واقع برای رژیم یک مائده آسمانی بود تا از مخاطرات اعتصاب و اعتراضات هر روزه کارگران و فرودستان خلاص شود، دیده شد که پس از چند هفته دوباره مبارزات و اعتصابات در گوشه و کنار ایران در محیط کار و زندگی از سر گرفته شد. از فولاد تا هفت تپه. از پارس جنوبی تا تجمع و اعتصاب کارگران ارکان ثالث، تا نیروهای پیمانکاری و شرکتی «پالایش فجر جم» در اعتراض به «وضعیت شغلی» و «احساس عدم امنیت نسبت به آینده» اعتصاب و تجمع کردند. تا کارگران «هولدینگ پتروشیمی» بندرامام در ماهشهر تا کارگران شرکت «پترو نیرو صبا»، مجری ساخت پروژه هایکو پتروشیمی کارون،‌ در اعتراض به پرداخت نشدن ۳ ماه دستمزد خود اعتصاب و تجمع کردند. تا کارگران پتروشیمی «نگین مکران» چابهار به دلیل پرداخت نشدن ۴ ماه دستمزد خود از سوی پیمانکاران دست به اعتراض و اعتصاب زدند و کارگران نگهداری خط و ابنیه فنی راه‌آهن، جمعی از کارگران شرکت «گسترش آهن راه» منطقه آذربایجان در انتقاد به پرداخت نشدن پرداخت بیمه و مطالبات‌‌شان تجمع کردند و خواستار پرداخت بن کارت و احیای حقوق و پرداخت مطالبات‌‌شان شدند تا کارگران معدن طلای زرشوران تکاب. بازاریان به روال همیشگی وقتی معیشت و زندگی کارگران از سوی دولت به قیمت خون در شیشه کردن این طبقه می چرخد کر و لال است و منفعتش در سکوت کردن است و تازه اعتراضات توده های جان به لب رسیده علیه این شرایط فلاکتبار و مختنق را علیه کسب و شغل خود در جامعه معنا می کند.

اکنون دقیقا وقتش فرا رسیده تازه اگر دیر نباشد که پیشروان کارگری و سوسیالیستها و صف آزادیخواهی، جنبش آزادی زن و دانشجویان معترض به مناسبات انگلی حاکم به شیوه سازمانیافته و منسجم ابتکار عمل را بدست بگیرند و این پتانسیل عظیم اجتماعی اعتراض و نارضایتی کارگران و اقشار فرو دست را هر چه سراسری تر جهت تغییر تناسب قوا بنفع مبارزات خود علیه کلیت رژیم و گرایشات بورژوازی و خرده بورژوازی که اساسا حافظ نظم موجود می باشند بسیج کنند. نگذارند گرایشات و جنبش های بورژوازی در این جدال آلترناتوها، بدیل خود را بر فضای اعتراضی و اعتصابات کارگری سوار کنند و از پیمودن مسیر واقعی منحرف سازند. هدف بازاریان تهران و دیگر شهرهای ایران مبارزه برای به زیر کشیدن رژیم نیست، بلکه اعتراض به عدم ثبات بازار است که به قیمت دوزخ کردن جامعه هم نتوانسته بازارشان را رونق بدهد. به دام تحلیل های سطحی نگرانه چپ و راست بورژوازی و پوپولیستها نان به نرخ روز خورد نیافتید که هر اعتراضی را انقلاب میخواند تا انقلاب را از محتوای تهی کند. چپ پوپولیست از حالا پشت منبر رفته و اعتراض بازاریان را صدای انقلاب می خواند این چپ وظیفه ش خلع سلاح کارگر و کمونیست است این چپ ناسیونالیست در جنگ دوازده روزه تریبون اسرائیل و آمریکا شد، کمااینکه بخشی دیگر از همین چپ از زاویه صرفا ضدیت با امپریالیزم در صف محور مقاومتیها به خط شد! اینان شیادانی هستند که دنبال تغییر از بالای سر جامعه هستند تا در آینده تحولات در جامعه سهمی در قدرت داشته باشند. اگر چه افزایش سرسام آور و انفجاری قیمت ارز و بی ثباتی در بازار بر زندگی و معیشت کل جامعه تاثیر دارد اما کسی فراموش نکرده عموما قشر بازاری تنها وقتی صدایشان در میاید که جامعه فلج گشته و از دم و باز دم میافتد!

در این جدال آلترناتیو بایستی جنبش کارگری و کمونیستی نگذارد هدایت و رهبری اعتراضات و مبارزات دست حاجی بازاریها و خرده بورژوازی و بورژوازی شهری بیافتد که قطبنمای حرکتش منافعش است و بس. آینده ای که جامعه در آن بتواند فارغ از استثمار و بردگی مزدی، فارغ از تبعیض و نابرابری ملیتی، جنسیتی، نژادی، مذهبی، زندگی و معیشت را سازمان دهد و به رویاهای دیرینه اش جامه عمل بپوشاند و پیش ببرد تنها و تنها در گرو اینست سرنوشت سیاسی آنها به دست خود مردم و در راسش طبقه کارگر رقم بخورد. آینده ای که چشم انداز سوسیالیستی و کمونیستی بی کم و کاست را از طریق شوراهای منتخب در محل کار و زندگی آتی به دینامیزم دم و بازدم این جامعه تبدیل کند. و مخاطرات دگر باره نیروهای خواهان تغییر از بالای سر مردم (آنانکه در کریدورهای هیتهای حاکمه دول غربی در حال پرسه زدن هستند، آنها که در “کنفرانس جورج تاون” و “کنفرانس امنیتی مونیخ” و “برگیش گلاباخ و کنفرانس اوسلو!” برای آلترناتیوسازی تحت هژمونی دول غربی حلقه زدند تا در فردای تحول در ایران در محاسباتشان آنان را همچون نیروی پیاده نظام خود بشمار آورند) و در سدد آنند مبارزات چندین دهه جامعه و در راسشان کارگران و کمونیستها را مصادره کنند، خنثی و افق کارگری را به روی جامعه بگشایند.

ناصر بابامیری

30.12.2025

About admin

Check Also

نه دیکته، نه دستبرد به جنبش انقلابی جاری و نه نوستالژی شاهانه؛ تاریخ با عمل، آگاهی و ایستادگی ساختار می یابد (با الهام از وریشه مرادی) ـ عباس منصوران

همزمان با اعتصاب عمومی کوردستان، هم‌زمانی پیام‌ها، نامه‌ها و کنش‌های اعتراضی زندانیان سیاسی زن و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *