انتخاب از روی ناچاری برای ترامپ ـ مایکل رابرت / ناصر پیشرو

مایکل رابرت/ناصر پیشرو

امروز، علیرغم اینکه آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) بزرگترین آزادسازی ذخایر نفتی اضطراری خود را تصویب کرد و کشورهای عضو توافق کردند که ۴۰۰ میلیون بشکه نفت آزاد کنند، قیمت نفت خام اما از ۹۵ دلار در هر بشکه فراتر رفت. این امر تأثیر کمی بر قیمت نفت داشت زیرا پس از هدف قرار گرفتن دو نفتکش عراق در آب‌های این کشور مجبور به توقف عملیات در پایانه‌های نفتی خود شد. تنگه هرمز نیز همچنان عملاً بسته است و طبق گزارش‌ها چندین کشتی تجاری در سواحل ایران مورد اصابت قرار گرفته‌اند. این امر تولیدکنندگان بزرگ خاورمیانه را بر آن داشته است تا تولید خود را کاهش دهند و با عث شد که عرضه جهانی بیش از پیش محدود شود. دولت ایران می‌گوید که ایالات متحده باید تضمین کند که آمریکا و اسرائیل در آینده به این کشور حمله نخواهند کرد تا آتش‌بس در نظر گرفته شود.

بنابراین، جنگ در ایران برای دونالد ترامپ خوب پیش نمی‌رود. «جنگ مورد علاقه» او (یعنی تجاوز لجام‌گسیخته) به یک انتخاب از روی ناچاری تبدیل شده است. «نقشه» او برای از بین بردن رهبری ایران با بمباران سریع و در نتیجه تغییر رژیم در راستای «راه حل ونزوئلایی» اتفاق نیفتاد. ایران ونزوئلا نیست. کشوری عظیم است با بیش از ۹۰ میلیون نفر جمعیت و دولتی تا دندان مسلح برای دفاع از خود است. برای رژیم تحت کنترل ملاهای ایران، این یک مبارزه برای بقا است.

امیدی که ترامپ برای قیام مردم ایران علیه رژیم داشت، محقق نشده است. این رژیم مورد نفرت  مردم است و اخیراً بیش از ۳۰۰۰۰ نفر را که علیه رژیم اعتراض کرده بودند، کشته است. اما وقتی بمب‌ها بر سر مردم می‌بارند، آنها در موقعیتی نیستند که به خیابان‌ها بیایند. علاوه بر این، هرگونه اعتراضی از این دست توسط رژیم که تاکنون دچار تفرقه نشده و به نظر می‌رسد  که در ادامه مقاومت متحد است و اعتراض‌ها را به طرز وحشیانه‌ای سرکوب خواهد شد.

بنابراین اکنون این انتخابی است از روی ناچاری برای ترامپ. یا او «پیروزی» را اعلام می‌کند و آتش‌بس با رژیم را حفظ می‌کند و یا با استفاده احتمالی از نیروهای زمینی و بمباران بیشتر، تلاش می‌کند تا رژیم را با قدرت نظامی محض سرنگون کند. اما این نکته می‌تواند به معنای مرگ بسیاری از آمریکایی‌ها باشد. اسرائیلی‌ها نمی‌خواهند متوقف شوند. آنها می‌خواهند که چنانکه بتوانند ایران را به وضعیت غزه برسانند. اما آنها به بودجه و تسلیحات ایالات متحده نیاز دارند و همچنین با حملات موشکی خطرناک از سوی ایران و حزب‌الله لبنان مواجه هستند.

در هر صورت، ترامپ و دستیارانش با آغاز جنگی که اکثریت آمریکایی‌ها (طبق نظرسنجی‌ها) با آن مخالفند،  احتمالا در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره با شکست مواجه ‌می‌شوند. کنگره، که توسط جمهوری‌خواهان ترامپ کنترل می‌شود، هیچ کاری برای متوقف کردن این جنگ که طبق قانون اساسی ایالات متحده غیرقانونی است، انجام نداده است. تضمینی وجود ندارد که یک کنگره دموکرات ترامپ را مهار کند اما حداقل ممکن است بودجه جنگ را مسدود کند و سایر سیاست‌های اقتصادی ترامپ را متوقف کند.

این جنگ برای دولت آمریکا بیش از یک میلیارد دلار در روز هزینه دارد. دولت ترامپ بودجه «دفاعی» را به طور چشمگیری به بیش از ۱ تریلیون دلار در سال افزایش داده است، اما پس از تنها دو هفته، جنگ بخش قابل توجهی از سلاح‌ها و تدارکات موجود را مصرف می‌شود. این امر در نتیجه، آنچه را که برای ادامه جنگ اوکراین لازم است، تحت فشار قرار می‌دهد. در حال حاضر، زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین، از کمبود بودجه و تسلیحاتی برای حفظ خط مقدم علیه روس‌ها نیاز دارد،

اما هزینه جنگ تنها برای بودجه آمریکا نیست، بلکه نگران‌کننده‌تر، تأثیر آن بر قیمت انرژی و در نهایت اقتصاد جهانی است. همانطور که در پست قبلی استدلال کردم، قیمت نفت و گاز تنها در صورتی به سطوح نجومی افزایش می‌یابد که دو اتفاق رخ دهد: اول: اگر تنگه هرمز که یک نقطه کلیدی است برای ترافیک کشتیرانی، مسدود شود؛  دوم، اگر تأسیسات تولید و توزیع نفت در کشورهای خلیج فارس، عربستان سعودی و ایران نابود شوند.

تا کنون، مورد اول پابرجاست.در حالی که فقط تهدید حمله به نفتکش‌ها در تنگه هرمز، حرکت را متوقف کرده است، در حالی که حق بیمه کشتیرانی به شدت افزایش یافته و بسیاری از کشتیرانی‌ها را با مشکل مواجه کرده است.  برای جلوگیری از نابودی نیز بسیاری از کشورهای خلیج فارس تأسیسات تولیدی خود را تعطیل کرده‌اند. بنابراین، علیرغم ادعاهای ترامپ مبنی بر اینکه کشتی‌ها توسط نیروی دریایی ایالات متحده از تنگه عبور خواهند کرد و اینکه رژیم ایران «تقریباً به طور کامل» شکست خورده است، نوسانات شدید قیمت نفت و گاز ادامه دارد و بسیار بالاتر از سطح قبل از جنگ باقی مانده است.

همه اینها چه معنایی می‌تواند برای اقتصاد جهانی داشته باشد؟ این نکته بستگی به این دارد که چه اتفاقی برای محموله‌های نفت و گاز  منطقه می‌افتد و میزان خسارت بلندمدت به تأسیسات نفت و گاز چقدر است؟. اگر ظرف هفته آینده آتش‌بس برقرار شود، همچنان صادرات نفت و گاز جهانی کاهش خواهد یافت، اما به اندازه‌ای است که قیمت انرژی  در سطوح بالای فعلی باقی می‌ماند. اما اگر درگیری ماه‌ها ادامه یابد، صادرات انرژی می‌تواند ۵ تا ۶ درصد کاهش یابد و قیمت‌ها به حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد بالاتر از سطح قبل از جنگ برسد. اگر تأسیسات نفت و گاز به طور دائم آسیب ببینند یا برای مدت طولانی از کار بیفتند، قیمت نفت می‌تواند به ۱۵۰ دلار در هر بشکه یا تقریباً سه برابر سطح قبل از جنگ برسد و قیمت گاز طبیعی نیز  به ۱۲۰ یورو  یا به چهار برابر نرخ قبل از جنگ افزایش می‌یابد.

مایکل رابرتز  ۱۲ مارس ۲۰۲۶

منبع: https://mail.google.com/mail/u/0/#inbox/FMfcgzQfCMsttKPnPKvfqdjDMPDxNFML

About admin

Check Also

به هورا کشان جنگ یا مداخله خارجی به ایران! ـ امیر جواهری لنگرودی

به آنانی که برای جنگ و تهاجم خارجی به ایران هُورا می‌کشند ،باید بدانند ؛ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *